اشتباهات اصلی سریال «چالیاپین»: مدیر موزه اشتباهات را نام برد

درست 85 سال پیش فدور ایوانوویچ چالیاپین درگذشت. تزار باس در سال 1938 بر اثر سرطان خون در پاریس درگذشت. فئودور بزرگ، همانطور که در خارج از کشور او را می نامیدند، در قبرستان باتینولز به خاک سپرده شد. سالها بعد، در سال 1984، خاکستر به مسکو – به گورستان نوودویچی منتقل شد. کمی زودتر، در دهه های 1970 و 1980، آنها دوباره در وطن خود شروع به صحبت در مورد Chaliapin کردند، نه با لحن زیر، مانند پس از عزیمت او برای یک تور طولانی، اما با قدرت کامل. امروز شکوه نابغه روسی غوغا می کند، افسانه ها و اختلافات کمتری در مورد شخصیت غول پیکر او وجود ندارد. دلیل دیگری نیز وجود دارد، زیرا سالگرد است، در فوریه Chaliapin از تاریخ تولد 150 سال سن دارد. MK درباره نحوه نگارش تاریخ پس از مرگ باس بزرگ و اینکه چرا کارشناسان از فیلم جدید او شوکه شده اند، با اولگا کراسنیکووا، مدیر موزه Chaliapin Dacha در کیسلوودسک صحبت کرد.

کیسلوودسک. یک عمارت کوچک هنر نو با برجک، بالکن، پنجره های رنگی رنگی و اسکیت روی پشت بام. در این خانه شیرینی زنجفیلی افسانه ای، فئودور چالیاپین یکی از فراموش نشدنی ترین کنسرت ها را برگزار کرد – در شب زیر نور مهتاب که او آواز خواند و تمام شهر کیسلوودسک به باس بی نظیر او گوش دادند. افسانه های مربوط به آن اجرای خودجوش از طریق نسل به دهان منتقل شد، در نتیجه، در اواخر دهه 1980، موزه ادبی و موسیقی “Chaliapin’s Dacha” در خانه قرن 19 افتتاح شد. موزه هر روز پذیرای بازدیدکنندگان زیادی است، اما امروز یک سالن پر از آنها وجود خواهد داشت.

مقاله مرتبط  میزان سرمایه گذاری های اعتباری سیستم بانکی در اقتصاد تاجیکستان به 10.4 میلیارد سامانی - اوستا رسید

کراسنیکووا می گوید: «این روز سوگواری با موسیقی راخمانینوف و صدای شالیاپین آغاز خواهد شد. – سپس فیلم مستند «چالیاپین بزرگ» به کارگردانی یوری آلدوخین را نمایش می دهیم. هر گشت و گذار با سخنان افراد مشهوری که در مراسم تشییع جنازه در مورد Chaliapin گفته شده اند، به پایان می رسد. پس از گل گذاشتن در بنای یادبود، کنسرت-مرثیه “پیشنهاد به نابغه بزرگ جهان” برگزار می شود که در آن گزیده هایی از اپراهای مربوط به این روز اجرا می شود. اینطور شد که امسال چندین تاریخ گرد هم آمد: 150 سال از تولد، 85 سال از مرگ و 35 سال از افتتاح موزه ما. امسال به خصوص برای ما شلوغ و مهم است. اخیراً یک پلاک یادبود برای راخمانینوف افتتاح شد که دوست داشت در محله اسنتوکی استراحت کند و همیشه به کنسرت های Chaliapin در کیسلوودسک می آمد. و ما در حال حاضر برای جشنواره خود “فصول Chaliapin” آماده می شویم.

– در خانه ای که اکنون موزه شالیاپین در آن قرار دارد، تنها یک تابستان را گذراند. یاد چی افتاد؟

– فدور ایوانوویچ در اوایل تابستان 1917 وارد کیسلوودسک شد و در 27 اوت رفت. در آخرین روز حضور در اینجا، او یک کنسرت باورنکردنی برگزار می کند – یک شب. از ایوان این خانه که توسط معمار اصلی شهر، امانویل خجائف، که دو سال پیش 160 ساله شد، ساخته شده است. او بیش از 300 خانه بر روی آب های معدنی قفقاز ساخت، یکی از آنها خانه ماست، جایی که چالیاپین با دو دخترش و ماریا پتزولد در آن استراحت کردند. در 27 آگوست، Chaliapin کنسرتی را در فیلارمونیک برگزار کرد و هنگامی که به خانه بازگشت، صدای تشویق را از خیابان شنید. به ایوان رفتم و دیدم که مردم دور خانه جمع شده اند که نمی توانند به کنسرت برسند، زیرا بلیط ها فوراً فروخته شده است. مردم آمدند به امید دیدن حداقل تصویر یک نابغه، این غول – Chaliapin 196 سانتی متر قد داشت. او به ایوان رفت و شروع به خواندن کرد. مردم بیشتر و بیشتر جمع می شدند. باران می آید. اما هیچ کس ترک نکرد، Chaliapin آواز خواند. خاطرات شاهد عینی زنده ماندند: “ماه به شدت درخشید و چالیاپین به آواز خواندن ادامه داد.” انگار در قلب و روحش احساس می کرد که این آخرین کنسرت او برای شهر کیسلوودسک است. صدای او در آن سوی شهر شنیده شد. وقتی این خاطرات را با شاعر آندری دمنتیف که سالها رئیس هیئت امنای ما بود تعریف کردیم، شعرهای زیبایی سرود. با این جملات خاتمه دادند: «و شهر نزدیک خانه از صدای نازل شده از سوی خداوند در حال مرگ بود».

مقاله مرتبط  موسسه شوکوکین یک ساختمان جدید
داچای Chaliapin در کیسلوودسک. عکس ها از موزه داچای Chaliapin.







– چند دهه پس از آن کنسرت، موزه چگونه ظاهر شد؟

– Chaliapin در مسکو با یک خانواده زندگی می کرد، در سنت پترزبورگ با خانواده دیگری، هر یک از این خانه ها اکنون یک موزه است. در کیسلوودسک، او می‌توانست خانه داشته باشد، اما نتیجه نداد. او پنج بار اینجا بوده، به این فکر کرده که در اینجا مستقر شود و حتی یک قطعه زمین در اینجا خریده است. اما در سال 1922 او را ترک کرد. پس از آن کنسرت شبانه، همه شروع به نامیدن این خانه به خانه شالیاپین کردند و فراموش کردند که این خانه زمانی متعلق به تاجر اوشاکوف بود، سپس به ژنرال آبرزوف، که خواننده خانه ای را بیش از دو ماه از او اجاره کرد.

پس از ترک اتحاد جماهیر شوروی ، آنها در مورد Chaliapin صحبت نکردند ، زیرا او در یک سرزمین خارجی به فرزندان مهاجران کمک کرد ، برای آنها پول و کنسرت داد. اگرچه او همیشه شهروند کشورش بود – او از اجراها برای مقامات شوروی پول می فرستاد و می خواست به روسیه بازگردد.

سالها بعد. در این زمان در ویلا همه چیز وجود داشت – یک اتاق غذاخوری، کارگاه های نجاری، سپس آپارتمان های مشترک. سال‌ها بعد، بوریس روزنفلد، منتقد هنری، نویسنده و آهنگساز محلی، که امسال 90 ساله می‌شود، به سردبیر مجله کروکودیل، مانوئل سمنوف، که در اینجا تعطیلات خود را سپری می‌کرد، درباره ییلاق چالیاپین گفت. و او قول داد که کمک کند، علیرغم این واقعیت که آنها هنوز سعی کردند نام Chaliapin را ذکر نکنند. این مجله دو مقاله منتشر کرد که پس از آن تصمیم گرفته شد موزه ای در این ساختمان افتتاح شود. از سال 1988، موزه ما شروع به پذیرش اولین بازدیدکنندگان کرد. و اکنون هر روز یک خانه پر از مردم. سالانه 50-60 هزار نفر می آیند.

– در سالگرد سالگرد چه چیزی بیشتر مورد صحبت است؟

– آنها در مورد فیلم “Chaliapin” زیاد صحبت می کنند – آنها عصبانی هستند. یکی از نقدها “لمپون روی چالیاپین” نام دارد. او در آنجا به عنوان یک حشیش نشان داده می شود، که Chaliapin هرگز نبود. هدیه عالی برای تولد 150 سالگی! اپیزودی که واسیلی کلیچفسکی مورخ در مورد بوریس گودونف صحبت می کند چیست و چالیاپین با این جمله حرف او را قطع می کند: “کی می خواهیم تمرین کنیم؟” فدور ایوانوویچ در کتاب خود “نقاب و روح” می نویسد: “در آماده شدن برای نقش بوریس، برای راهنمایی و مشاوره به مورخ معروف خود کلیوچفسکی مراجعه کردم. یادم می آید که او چقدر شگفت انگیز درباره بوریس، دوران او با من صحبت کرد … واسیلی اوسیپوویچ یک هنرمند ظریف کلمه است که دارای تخیل تاریخی عظیمی است. این Chaliapin است و Chaliapin با بازی بازیگر گورباتوف در آنجا با همه بی ادب است و همیشه از زندگی ناراضی است. اون اینجوری نبود!

– بسیاری از افرادی که عمیقاً با زندگی نامه فدور ایوانوویچ آشنا نیستند فکر می کنند که همه چیز اینگونه اتفاق افتاده است. آیا اشتباهات فیلم زیاد است؟

– کافی. خودت قضاوت کن اگر چالیاپین در سال 1901 بمیرد، زمانی که دختر بزرگش تنها یک سال داشت و ایگور اولین زاده در سن 5 سالگی مرد، پدرش می توانست با نوه های 8 تا 10 ساله خود بازی کند؟ در فیلم ها به تشییع جنازه مادرش نمی رسد، چون کنسرت دارد. در واقع، او در شهر دیگری بود و پولی برای آمدن نداشت، اگرچه چالیاپین سعی کرد آن را قرض کند.

Chaliapin خیلی جوان وارد تئاتر شد و عاشق صحنه شد. حتی بویش هم دلربا بود. در ابتدا او در گروه کر کلیسا آواز خواند ، مجذوب اجرای منصفانه شد. پدرم مجبورم کرد چکمه بسازم، علاقه ای نداشت. برای اولین بار او در سمیونوف-سامارسکی روی صحنه ظاهر شد – در اپرای “پبلز” مونیوژکو نقش کوچکی را بازی کرد. و در 17 سالگی با تور عازم تفلیس می شود. سپس ابتدا در یک تئاتر خیابانی بازی کرد، سپس در تئاتر دیگری، تا اینکه به دیمیتری اوساتوف رسید، که او آواز خواندن را به او آموخت و به او غذا داد. فدور ایوانوویچ در آن زمان برای همیشه گرسنه بود، بدون پول.

فدور ایوانوویچ دانش آموزی توجه بود، او همیشه به دیمیتری اوساتوف و ماموت دالسکی احترام می گذاشت که بعداً در سن پترزبورگ به او کمک کردند. اگر چیزی درست نمی شد می توانستم گریه کنم. او قلب بزرگی داشت. مثلاً یک بار در کیسلوودسک کنسرت داد و قبل از آن برای دیدن سربازان مجروح به بیمارستان رفت. وقتی معلوم شد که آنها می خواهند به او گوش دهند، اما نتوانستند به اجرا برسند، Chaliapin نوازندگان را از گودال ارکستر بلند کرد و سربازان را آنجا گذاشت.

داخل موزه: اتاق غذاخوری که فضای اوایل قرن بیستم در آن حفظ شده است. عکس ها از موزه داچای Chaliapin.







– خروج فئودور شالیاپین از روسیه یکی دیگر از لحظات جنجالی فیلم است. واقعا چطور بود؟

– دختر Chaliapin از خانواده دوم، مارینا، بیمار شد، و او به Lunacharsky برای اجازه سفر برای درمان مراجعه کرد. تشخیص این دختر مبتلا به سل بود. به او اجازه تور داده شد و خانواده سنت پترزبورگ را با خود برد، مارینا شروع به درمان در فنلاند کرد. Chaliapin قراردادی را در خارج از کشور امضا کرد. بعد قراردادها آمد. مارینا بهبود یافت و تا 98 سالگی زندگی کرد. شالیاپین سعی کرد برگردد، اما همیشه چیزی مزاحم بود و روزگار سخت بود. او برخی از فرزندان خانواده اول را به خود برد – ایولا با دخترش ایرینا در روسیه ماند که گاهی اوقات نزد پدرش به پاریس می آمد. درست است ، ایرینا در سال 1938 به مراسم خاکسپاری آزاد نشد. اما فدور ایوانوویچ هنوز برای صدمین سالگرد تئاتر بولشوی آماده می شد، او می خواست بیاید و اینجا بخواند. سپس بیماری به او چسبید. تا همین اواخر، او همچنان به خواندن اپراهای روسی – سوزانین، بوریس گودونف، ایوان وحشتناک ادامه داد. راخمانینوف آخرین دوستانی بود که شالیاپین قبل از مرگش دید. آهنگساز در 10 آوریل از او دیدن کرد. به هر حال ، در فیلم آنها قسم خوردند ، اما در زندگی آنها بسیار دوست بودند – از همان ابتدا ، زمانی که ساوا مامونتوف آنها را به یکدیگر معرفی کرد. شالیاپین به یاد می آورد که وقتی با راخمانینف اجرا می کرد، گفت: “من نمی خوانم، اما می خوانیم.” یعنی طوری پیانو می زد که صدایش از کلید و انگشتان می آمد.

– و رابطه با هنرمندانی که آن را نقاشی کرده‌اند چطور؟

– آنها دوستانه بودند – با کورووین، سروف، کوستودیف، رپین. آنها صحنه هایی را برای اجراها می ساختند و شالیاپین همیشه به آنها گوش می داد. یک بار در 26 سالگی برای اولین بار برای بازی سوسنین بیرون رفت و فراموش کرد دستانش را آرایش کند. هنرمندانی که ردیف جلو نشسته بودند به او گفتند سوسنین پیر است، اما دستانت جوان است. او به شدت مضطرب بود و از آن زمان فراموش نکرد که دستانش را آرایش کند. بنابراین ما مردم شالیاپین معتقدیم که این فیلم ظالمانه ای است و باید فیلم دیگری ساخته شود. فدور ایوانوویچ نابغه ای است که با پوشکین قابل مقایسه است، او سزاوار نگرش شایسته است.