سرگئی آگاپکین ، مجری تلویزیون اصرار داشت که از خوردن فست فود نترسد

در برنامه “فرمول غذا” از کانال “روسیه 1” ، سرگئی ، به همراه بازیگر همکارش آنا تسوکانووا-کوت ، به طور فعال در جستجوی یک سوپرمارکت در اطراف روسیه حرکت می کنند که برای خرید آن نیازی به گرفتن وام نیست. این بار ، teledoctor نیازی به کت سفید ندارد ، اما اشتیاق به آشپزی به وضوح مفید بود ، به لطف آن سرگئی یک بار آرزو می کرد که به عنوان یک آشپز حرفه ای شود. تحت تأثیر پروژه جدید ، “MK” با سرگی در مورد ناهار در این زمینه ، گیاهخواری ، فست فود و “رقص با ستاره ها” بحث کرد.

– در برنامه جدید ، راحتی کارگاه را برای کار در زمینه ها تغییر داده اید. تجربه جدید تلویزیون را چگونه دوست دارید؟

– احتمالاً از نظر فنی ، جسمی و روانی دشوارتر است. فیلمبرداری در مدت زمان نسبتاً کوتاهی انجام می شود ، اما در عین حال همه چیز در جغرافیا و در یک روز کاری کاملاً کشیده شده است. اما از طرف دیگر ، بسیار هیجان انگیز است. بسیاری از اطلاعات جدید که باید پردازش شوند ، بسیاری از افراد جالب توجه هستند.

– این بار شما با Anna Tsukanova-Kott میزبان این برنامه هستید. چگونه با هم کار کردید؟

– خیلی خوب. آنا کاملاً می فهمد که چه کاری انجام می دهد ، به این روند دست می یابد ، برای او کار کردن یک ساعت کار یکنواخت نیست ، او به آنچه در صحنه اتفاق می افتد علاقه مند است ، او یکسری س ofال می پرسد.

– البته ، او علاقه مند است. اکنون همه به غذا علاقه مند هستند. همانطور که انگلیسی ها می گویند این فقط یک راک اند رول جدید است …

– خوب ، راک اند رول در یک زمان باعث عصبانیت نسل های قدیمی تر شد و سپس به جریان اصلی تبدیل شد. و اکنون کسانی که در راک اند رول بزرگ شده اند ، در حال حاضر فرزندان خود را به خاطر گوش دادن به رپ یا برخی از موسیقی های پاپ مسطح می کنند. غذا داستان متفاوتی است. بشریت آن را در هیچ جایی رها نکرد ، زیرا غذا یک ارزش اساسی است و یک لایه کامل از فرهنگ است ، علاوه بر این ، یک فرد نمی تواند آن را نادیده بگیرد. می توانید به یک آب و هوای متفاوت بروید و لباس گرم را فراموش کنید ، به روستا بروید و قوانین آداب سکولار را فراموش کنید ، اما تصور اینکه فرد غذا را فراموش کند دشوار است.

“در عین حال ، نگرش نسبت به غذا می تواند با گذشت زمان تغییر کند. چگونه با شما تغییر کرد؟

– غذای خوشمزه را دوست دارم ، اما از این دسته نصب ندارم که اگر سوپ پیاز در پاریس پخته نشود ، به نوعی اشتباه است ، یا ژامبون پارما یک غذای خوشمزه است و گوشت خوک Voronezh محصول خوبی نیست. از این لحاظ ، من کاملاً آدم خوشمزه نیستم. با این وجود ، از کودکستان ، آرزو داشتم که یک آشپز شوم. دوران کودکی من در دهه هشتاد و نود بود ، یعنی زمانی که درباره غذای سالم اطلاعات کمی در دست بود. آنها آنچه را که دادند خوردند. و در دهه نود ، گاهی اوقات چیزی برای خوردن وجود نداشت ، بنابراین نظرات در مورد غذا بسیار ساده بود. اما در همان زمان ، در دهه نود ، من یک گیاهخوار بودم ؛ با این حال ، این به رژیم گیاهخواری و رژیم غذایی خام نمی رسید.

– آیا گیاهخواری شما به دلایل پزشکی پایان یافت یا فقط این آموزه ناامید کننده بود؟

– فقط این است که در برخی از مواقع من معنی عبارت Ostap Bender را که “بچه گربه ، از غذا یک فرقه درست نکن” کاملاً درک کردم. یادم می آید که من در هند بودم و در یک شرکت در یک کافه در ساحل اقیانوس نشسته بودیم. گروهی از یوگی های روسی در همان نزدیکی ظاهر شدند و ظاهراً آنها مطمئن بودند که در هند همه گیاهخواران هستند. و حالا دختری به انگلیسی شکسته می پرسد چه چیزی می توانند پیشنهاد دهند. یک نپالی مهربان ، مانند مردی که در ساحل دریا زندگی می کند ، یک بشقاب ماهی تازه و غذاهای دریایی آورد. دختر شروع به فریاد زدن ، ضرب و شتم پاهایش ، ناراحت شدن از اینکه چگونه جرات کردند لاشه را زیر بینی او بریزند ، او به یوگا مشغول است و برای روشنگری تلاش می کند. و یک نفر از شرکت ما ، او یکی از همان یوگی هایی بود که از پاییز تا بهار برای تمام فصول در هند زندگی می کرد ، بدون کنایه اظهار داشت: “خوب ، البته ، چیزی جز ماهی از روشنگری جدا نمی شود.” و در آن لحظه فهمیدم که به همه این محدودیت ها توجه زیادی شده است ، گویی هیچ چیز دیگری در خودم نیازی به تغییر ندارد. و این به خودی خود اتفاق افتاد ، سپس گیاهخواری دیگر برای من جالب نبود.

– اکنون خوشایند است که در نظر بگیریم که آموزش غذا در روس ها با جهش و پیشرفت در حال پیشرفت است. اگرچه کسانی هستند که مطمئن هستند که ما هنوز هم به اشتباه غذا می خوریم. واقعاً چطور؟

– در طول مدتی که در تلویزیون برنامه اجرا می کردم ، آمار نسبتاً موثقی در این مورد دریافت کرده ام. و می توانم بگویم که پیشرفت وجود دارد. مصرف الکل کاهش یافت ، ما شروع به خوردن گوشت کمتر فرآوری شده ، یعنی سوسیس ، سوسیس و غیره کردیم. در همان زمان ، مصرف سبزیجات و میوه ها افزایش یافت. خیلی دور از ایده آل نیست ، اما روند کلی مثبت است.

– شما خود را به عنوان یکی از طرفداران تغذیه سالم می شناسند. آیا این بدان معنی است که شما هیچ چیز مضر نمی خورید؟

– به نظر من ، دو افراط وجود دارد. کسی با دیدن یک همبرگر تعمید می دهد – ناپاک برود. و شخصی از فست فود خارج نمی شود. به نظر من ، هر دو رویكرد محكوم به فنا هستند. کسانی که به درستی غذا نمی خورند با مرگ زودرس در اثر بیماری های مختلف روبرو می شوند. و طرفداران متعصب تغذیه مناسب محکوم به تنش اجتماعی مداوم هستند ، زیرا آنها بر خلاف موج شنا می کنند. به نظر من ، به طور کلی تغذیه باید درست باشد. شما باید غذای سالم را انتخاب کنید ، به جای گوشت فرآوری شده ، مقدار زیادی سبزیجات و میوه ها ، ماهی ، ماهی بخورید ، که من در برنامه های خود مدام در مورد آنها صحبت می کنم. اما وقتی یک تکه کیک به شما پیشنهاد می شود ، یا تمایل به خوردن یک شکلات شکلاتی دارید ، یا در غذاخوری کنار جاده که خودتان را پیدا می کنید ، چیزی به جز سوسیس پخته وجود ندارد ، این نباید به نوعی مشکل ساز شود. موارد صریحاً مضر وجود دارد ، اما هیچکدام از آنها به طور منفی کار نمی کنند. اگر هفته ای شش بار غذای معمولی می خورید و آخر هفته به سراغ فست فود می روید ، باز هم امتیاز به نفع شما 6: 1 است. و بالعکس. اگر تمام مدت “دوشیراک” همبرگر می خورید و هفته ای یک بار تصمیم می گیرید سالاد کلم برای خود درست کنید ، بعید به نظر می رسد که پیشرفت چشمگیری داشته باشد.

– اما هنگام فیلمبرداری دسته ای ، جایی که غذا آخرین چیزی است که افراد را در موقعیتی که همه کارها باید انجام شود ، مورد علاقه قرار می دهد ، چه باید کرد؟

– تقریباً هر روز در رستوران ها تیراندازی می کردیم که می توانید هر آنچه را که خودتان پخته اید بخورید. ما سه نفر آشپزی کردیم: سرآشپز ، من و آنیا ، در کیفیت محصولات شکی نبود و در نتیجه ، ناهار به کل گروه فیلم تهیه شد.

– متخصصان تغذیه و متخصصان بهداشت اغلب مخاطبان خود را با لاغری هالیوود مرتبط می دانند. شما یک شخص با ساختار متوسط ​​هستید. آیا این بدان معنی است که کسانی که خوب غذا می خورند لزوما لاغر نیستند؟

– در پزشکی چیزی به نام شاخص توده بدن ، یعنی نسبت قد و وزن وجود دارد. این هنجار از 19 تا 25 و در برخی از جمعیت ها – تا 30 در نظر گرفته شده است. یعنی این طیف نسبتاً گسترده ای از قانون اساسی فردی است. این مانند ورزشکاران حرفه ای است: وزنه برداران وجود دارند و دونده های ماراتن نیز حضور دارند و ظاهر آنها متفاوت است.

– آیا خودتان تا به حال دوست داشته اید وزن کم کنید یا عضله بگیرید؟

– از نظر ساخت عضلات ، من مشکلی ندارم ، زیرا آنها به اندازه کافی سریع رشد می کنند. خیلی ها فکر می کنند من به باشگاه می روم. و من شوخی نمی کنم ، بلکه فقط گاهی اوقات یوگا می کنم. در مورد تمایل به لاغر شدن ، من هر از چند گاهی آن را دارم ، مانند هر فرد منطقی. من عادت ندارم هر روز خودم را وزن کنم ، این کار را بطور دوره ای انجام می دهم. اما اگر از آخرین وزن کشی ها ، مثلاً سه کیلوگرم ، خیلی زیاد شده باشد ، من می فهمم که باید کاری در این زمینه انجام شود. به نظر من ، بهتر است که وزن خود را نه با رژیم ، بلکه با ورزش کاهش دهید. از نظر جسمی سخت تر است اما پاداش بیشتری دارد. وقتی با رژیم لاغر می شوید ، این امر به دلیل از دست دادن چربی و بافت عضلانی نیز اتفاق می افتد. اما اگر به دلیل فشار زیاد وزن کم کنید ، چربی سوخته و بافت عضلانی رشد می کند. و این بهترین گزینه است. من یک بار یک تحلیل تاریخی کردم که در آن رژیم غذایی را در زمان های مختلف روسیه مقایسه کردم. به طور کلی پذیرفته شده است که مردم قبلاً دچار سو malتغذیه شدید بودند. اما در همان زمان ، اطلاعات مربوط به خرید مواد غذایی برای آرتل های بورلاک ، اسناد مربوط به کمک هزینه سربازان ارتش تزاری و غیره حفظ شد. من کالری ها را شمردم و معلوم شد که در قرن هفدهم و هجدهم میزان مصرف در سطح پنج هزار کیلو کالری در روز بوده است. در پایان قرن نوزدهم – حدود چهار و نیم هزار. در آغاز بیستم – سه هزار و هشتصد کیلو کالری. یعنی آنها دو برابر یک انسان امروزی غذا می خوردند. اما چاقی در آن قرن ها مشکلی نداشت. حداقل باربرهای باربری مشخصاً افرادی نیستند که از او رنج می برند. یعنی رژیم غذایی فرد مستقیماً به فعالیت بدنی بستگی دارد.

– برگردیم به تلویزیون. شما بیش از ده سال در این زمینه بوده اید. چطوری به آنجا رسیدی؟

– اتفاقی. من هرگز چنین چیزی را برنامه ریزی نکردم.

– بنابراین شما به طور غیر منتظره ای به انتخاب بازیگران دعوت شدید؟

– بیشتر خواهم گفت – وقتی از من دعوت شدم ، آنها فراموش کردند که بگویند این یک بازیگر انتخاباتی بود. به نظر می رسید که من برای برخی از برنامه ها نظر می دهم و کاملاً از آنچه اتفاق می افتد بی اطلاع هستم. به یاد دارم که دیوانه وار عصبانی شده بودم که س questionsالاتی که از من پرسیدند نوعی احمقانه بود. آنها حتی ناراحت شدم و همه را کاملاً سرزنش کردم ، آنها می گویند اگر تماس بگیرند ، می توانند سوالات عادی را تهیه کنند. و سپس آنها با من تماس گرفتند و گفتند که آماده اند مرا به عنوان میزبان بگیرند. می گویم: “ببخشید ، این همه چی هست؟” و معلوم شد کسی که قرار بود به من در مورد انتخاب بازیگران اطلاع دهد ، فقط فراموش کرد که این کار را انجام دهد.

– تلویزیون از بیرون و از داخل متفاوت است. شما به محض بررسی جزئیات این کار ، به احتمال زیاد کشف های زیادی برای خود انجام داده اید …

– البته ، شگفتی هایی نیز وجود داشت ، و نه همیشه خوشایند. اما همه چیز دو طرف دارد و البته جنبه های منفی آن با جنبه های مثبت هم پوشانی دارد. نمی توانم بگویم که دنیای تلویزیون مرا شوکه کرد.

– اما ، احتمالاً ، او زندگی متفاوتی را برای شما باز کرده است …

– البته کار در تلویزیون زندگی من را تغییر داد. گسترده تر شد. به طور کلی ، من همان کاری را که قبلاً انجام داده ام ادامه می دهم ، به علاوه مدت زمان مشخصی را که صرف فیلمبرداری ، هماهنگی فیلمنامه ها و سایر موارد می کنم.

– به این ما باید یک راه حل عجیب و غریب مانند شرکت در “Dancing with the Stars” اضافه کنیم. متقاعد شدی یا می خواستی؟

– وقتی به من پیشنهاد شد ، به عنوان فردی که برنامه تلویزیونی را واقعاً دنبال نمی کند ، پرسیدم آنجا چه باید کرد. معلوم شد که در عرض سه ماه مجبور شدم برنامه کامل رقص را مطالعه کنم و اعداد موجود در هوا را نشان دهم. من پرسیدم: “این چگونه ممکن است؟” آنها گفتند: “این تمام لذت است.” و من “ضعیف” با این چالش موافقت کردم. من اصلاً پشیمان نیستم که در این پروژه شرکت کردم ، اما تا پایان ماراتن دیگر تمایلی به ادامه رقص نداشتم. به من گفتند که وقتی این کار تمام شد ، من یک طرفدار بزرگ رقص خواهم بود. اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است. رقصید ، و دیگر نمی کشد.

– آیا می توانیم بگوییم که شما با دیگر teleledoctors رقابت می کنید؟

– من به این س answerال پاسخی ندارم به این دلیل که من فقط تلویزیون نمی بینم و نمی دانم مجریان برنامه های پزشکی دیگر چه کاری انجام می دهند. من با الكساندر لئونیدویچ میاسنیكف آشنا هستم ، چندین بار با النا واسیلیوانا مالیشوا ملاقات كردم ، اما برنامه آنها را ندیدم. هنگامی که من برای اولین بار کار خود را شروع کردم ، به نظر من رسید که باید ببینم تصاویر ما در هوا چگونه است. اما مارگو Krzhizhevskaya تولید کننده خردمند گفت: “Seryozha ، نگاه نکن ، شما به این نیازی ندارید.” و او حق دارد. بنابراین این ضرب المثل قدیمی را دنبال می کنم: “خوب باش و آن را در آب بینداز. مردم تشخیص نمی دهند – آنها ماهی را تشخیص می دهند. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>