لیا آخدژاکووا در فراق با گفت اشک ریخت

در تاریخ 15 دسامبر ، تئاتر Sovremennik با هنرمند افسانه ای خود ، Valentin Gaft خداحافظی کرد. همین یک سال پیش ، تابوتی با بدن مدیر هنری سابق گالینا ولچک از طریق این ستون های سفید برفی حمل می شد. سپس گفتند – خانه یتیم بود. بالاخره مادرش را از دست داد. اکنون “معاصر” در آخرین سفر خود یکی دیگر از اعضای خانواده تئاتر ، دوست ، مربی ، قدر آسمانی را که همه از نزدیک شدن به آن می ترسیدند و همه با آن برابر بودند ، بردند.

مراسم تشییع جنازه مدنی برای این بازیگر باید از ساعت 10 صبح آغاز شود. خیابان از پیش توسط گروهی از آژانس های اجرای قانون محاصره می شود ، ترافیک در امتداد بلوار Chistoprudny توسط پلیس تنظیم می شود. از خبرنگاران خواسته می شود تا از طریق ورودی خدمات وارد شوند. در حالی که مرکز اصلی برای میهمانان مراسم تشییع جنازه باقی مانده است. قبل از شروع موکب ، تقریباً هیچ کس وجود ندارد. شاید 20-30 نفر بیرون.

در زیر طاقهای سفید تئاتر ، در سالنی روبروی ورودی مرکزی ، پرتره های سیاه و سفید والنتین گفت در حال تغییر هستند – تصاویر درخشان او در تئاتر ، نقش های به یاد ماندنی در فیلم ها ، وقایع خانوادگی. در سرسرای اصلی نیز عکسی از والنتین ایوسیفوویچ وجود دارد. فقط از قبل رنگی و بزرگ است. او در کنار شخصیت اصلی دیگر تئاتر است – گالینا بوریسوونا وولچک ، که دقیقاً یک سال پیش ، در دسامبر 2019 درگذشت.

سالن لابی به مناطق عبور تقسیم شده است ، مطبوعات دارای بخش جداگانه ای برای فیلمبرداری هستند ، نگهبانان و یک سرویس اداری در اطراف محیط هستند. دقیقاً ساعت 10 صبح درهای شیشه ای برای بازدید کنندگان باز می شود. مردم از چارچوب فلزیاب رد می شوند ، ماسک هایی را که برای آنها تهیه شده می پوشند و کاغذهای بسته بندی را از گل جدا می کنند. یکی از اولین بازیگران همکار او به نظر می رسد سرگئی گرماش با چند گل رز قرمز به طول یک متر.

اولگا استرومووا ، بیوه Gaft ، هنگام مراسم یادبود اشک های خود را حفظ نکرد


فیلم مربوطه را مشاهده کنید

شب قبل ، والنتین گفت را در کلیسای واقع در خاکریز Sofiyskaya به خاک سپردند. یک سال پیش ، این مراسم برای گالینا ولچک انجام شد. به اندازه کافی عجیب ، افراد زیادی وجود نداشتند. کسانی که آمدند از حضور بیش از پنج یا شش هنرمند از Sovremennik تعجب کردند.

در همین حال ، مردم در حال هجوم به سالن هستند. مطبوعات در بالکن جایی دارند و میهمانان این مراسم می توانند در صحنه ای که حتی قبل از شروع مراسم بدرقه با تاج گل تشییع شده بود ، گل بگذارند. گفت در یک تابوت باز قرار دارد. فروتن ، اما حیله گرانه لبخند می زند. مانند اکثر عکس هایی که در صفحه بزرگی در پشت بدنه پخش می شوند. در دو طرف تابوت مکان هایی برای خانواده و عزیزان این هنرمند وجود دارد. از همان ابتدای مراسم ، حتی قبل از ظهور مردم ، بیوه Gaft ، اولگا استرومووا ، در آنجا بود. گاهی اوقات بلند می شود تا گل رزهای پای شوهرش را صاف کند یا گونه اش را بزند.

موسیقی غم انگیز در سالن پخش می شود و با شعر والنتین گفت قطع می شود. آنها توسط خود نویسنده خوانده می شوند. صدای کم او با گرفتگی صدا به دور صحنه می چرخد. همه می دانند که گفت استاد رسم الخط است ، اما تعداد کمی از آنها اشعار صریح و دقیق او را شنیده اند. امروز فرصتی غم انگیز برای آشنایی با اشعار وی است. و یک نوع کنایه در این وجود دارد.

سرگئی گرماش به صحنه می رود ، گل می گذارد و پایین می رود و به طور خلاصه به روزنامه نگاران می گوید: “او متناقض بود. جای تأسف است که چنین گروه بزرگی از هنرمندان بزرگ تئاتر روانشناسی روسیه در حال ترک هستند. ” تفکر وی توسط رئیس اداره فرهنگ مسکو ، الکساندر کیبوفسکی ادامه می یابد: “افرادی که افتخار داشتند توسط گفت در آثار خود ذکر شوند ، به این افتخار می کردند. امروز ما از یک هنرمند بزرگ ، شخصیت خلاق خداحافظی می کنیم. او در هر کاری استعداد داشت: در حرفه خلاقیت ، در سرنوشت ، در شعر. انعکاس سرنوشت او برای مدت طولانی با ما خواهد بود.

در این زمان میکروفون ها روی صحنه بررسی می شوند و قسمت رسمی خداحافظی آماده می شود. فقط یک ساعت طول خواهد کشید. از مردم خواسته می شود که در راهرو شلوغ نشوند و در اسرع وقت سالن را ترک کنند. اما آنها در صندلی های تماشاگر باقی می مانند ، گرچه به طور ذاتی از روی یک صندلی می نشینند. ولادیسلاو وتروف ، بازیگر ، تلگرافهای ولادیمیر پوتین و میخائیل میشوستین را می خواند و از همکارانش می خواهد که به میکروفون بیایند.

آوانگارد لئونتیف اولین کسی است که سخنرانی می کند. او مدت بسیار طولانی صحبت می کند. دقیقه 10. اولین دیدار با گفت را به خاطر می آورد ، کمک او ، نظرات ، ستایش ها ، استعدادهای بازیگری و ادبیات را به یاد می آورد. “چقدر شگفت آور بود که او به تاباکوف گفت که ساتن چگونه در نمایش” در پایین “بازی می کند. او فهمید پریدن به آنجا به چه معناست. چنگال بودن برای همه دشوار است ، اما خوشبختی باورنکردنی است. او سر صحنه فیلمبرداری به من گفت: “تو آهسته بازی می کنی.” و همینطور هم شد. والیا همیشه حق داشت! ” – به یاد می آورد لئونتیف.

به اشتراک گذاشتن خاطرات ، گفتن تسلیت ایگور زولوتوویتسکی ، الکساندر روزنبام ، لئونید روبرمن ، اوگنی گراسیموف. در این زمان ، لیا آخدژاکوا به تابوت نزدیک می شود. او مدت طولانی به بدن نگاه می کند و دستانش را به کناره های تابوت تکیه داده است. اشکهایش را با دستانش پاک می کند ، سرش را تکان می دهد.

“در 23 سالگی ، من در تئاتر جوانان کار کردم. آنها هزینه کمی پرداخت کردند. و سپس آنها با من تماس گرفتند تا چیزی را صدا کنم. در آنجا پسری زیبا و بلند قامت را ملاقات کردم. معلوم شد که او یک هنرمند است. و سپس فهمیدم کمال گرایی چیست. ما با او خیلی رنج کشیدیم. از آن زمان ، او به یک جز component عظیم زندگی من تبدیل شده است … یک فرد مبهم ، همیشه دلپذیر نیست. گاهی اوقات آنها یک سال با او صحبت نمی کردند. » آخدژاکووا می گوید که چگونه هنگام تمرین نمایش “افراد دشوار” ، گفت خشمگین شد که “من به اشتباه تمرین کردم. او خواستار تعویض شد. ما دائماً از هم کینه داشتیم. برای چی؟ من چه نوع احمقی هستم؟ من باید بلافاصله ببخشم. “







ویکتور ریژاکوف ، مدیر هنری جدید Sovremennik ، در هنگام فراق دیده نمی شود. من نمی توانستم بیایم – او به بیماری اشاره کرد. اولگا استرومووا آخرین نفری بود که به میکروفون نزدیک شد. “من افتخار و خوشبختی داشتم که چند سال با این شخص زندگی کردم. من سعی کردم محافظ ، رفیق ، دوست او باشم. ”او می گوید: اشک ها را می بلعد. بلافاصله فریادی از اعماق سالن فریاد می زند: “ممنون که از او مراقبت کردی!”

با این کار مراسم به پایان می رسد. تابوت با یک درب پوشانده شده است و فریاد “bravo!” از تئاتر انجام شده است. خطوط سوراخ کننده شعر “ابر” گفت بازتاب می یابد:

اینجا ابری است که شبیه پیانو است

تکه ای از رطوبت سراسیمه هجوم می آورد

اکنون ، مانند قلب ، خواهد شکست

و نه بازی کردنش ، که حیف است.

در مسکو آنها با والنتین گفت خداحافظی می کنند: ویدئویی از Sovremennik


فیلم مربوطه را مشاهده کنید

منتشر شده در روزنامه “Moskovsky Komsomolets” شماره 28442 16 دسامبر 2020

تیتر روزنامه:
“والیا همیشه حق داشت!”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>