پس از فیلم درباره زویا کوسمودمیانسکایا ، مدینسکی دوره جدیدی را ترسیم کرد

در ویبورگ ، بیست و هشتمین جشنواره فیلم پنجره به اروپا که تقریباً مانند کن بدون تماشاگر برگزار شد ، پایان یافت – فقط افراد حرفه ای در سالن حضور دارند. جایزه اصلی به یک تصویر ساده ، اما حتی قوی تر یاکوت “برف سیاه” ساخته استپان بورناشف اهدا شد. ولادیمیر مدینسکی ، دستیار رئیس فدراسیون روسیه و رئیس انجمن تاریخی ارتش روسیه ، در روز اکران فیلم درباره زویا کوسمودمیانسکایا که در زمان وزیر فرهنگ به تولید رسید ، وارد شد. مدینسکی نمایش را ترک کرد و ما را در یک سالن نیمه خالی در یک نمایش شبه تاریخی کسل کننده رنج داد.

قبل از نمایش ، به رئیس RVIO جایزه ویژه “خدمات میهن پرستانه برای حفظ و مطالعه تاریخ میهن با استفاده از فیلمبرداری” ، یعنی “تانک ها” ، “T-34” ، “Rzhev” اهدا شد. کسانی که در این مراسم حضور نداشته اند ، از اعتقاد به آن خودداری می کنند. در همین حال ، مدینسکی با تشکر از روح شجاعی که جرأت برگزاری یک جشنواره تمام وقت را در طی همه گیری داشتند ، بر گلوی آواز خودش قدم گذاشت: «من متوجه شدم که امسال فیلم های زیادی در ارتباط با مضامین تاریخی وجود دارد. من دوست دارم سال آینده فیلم های بیشتری در مورد زندگی امروز ما ، در مورد چگونگی زندگی فردا در کنار خانواده هایمان ، نحوه ساختن زندگی در اینجا و اکنون ببینم. من می خواهم ببینم که چگونه پیتر اول یک بار دریچه ای به اروپا گشود ، به فردا فکر می کند ، بنابراین سینمای ما نه تنها به دیروز فکر می کند ، نه تنها به پیروزی ها افتخار می کند ، بلکه نشان می دهد که فردا چگونه زندگی می کند. ” وی به تهیه کنندگان اشاره کرد که وزارت فرهنگ از این پس از چه نوع سینمایی حمایت می کند.

کار روی زویا طولانی بود. در راه ، مدیران و فیلمبرداران تغییر کردند ، برخی از آنها در اعتبارات ظاهر نمی شوند. یکی از کسانی که این تصویر را شروع کرد ، کارگردان لئونید پلیاسکین بود ، که به گفته افراد آگاه ، رویکرد اصلی به یک موضوع دشوار داشت. اکنون او به عنوان یکی از نویسندگان فیلمنامه ظاهر می شود و کارگردان آن ماکسیم بریوس است که از یک بیوگرافی سریال غنی برخوردار است (Liteiny، 4، Alien District، Guard Coast). نقش اصلی را فارغ التحصیل GITIS ، بازیگر تئاتر بازی کرد. Vl مایاکوفسکی آناستازیا میشینا. این اولین فیلم او است.

از همان دقایق اولیه مشخص است که بار دیگر یک فیلم کلیشه به ما داده شده است. زویا مبارک در هنگام محفل رقص ، اولین بوسه را به یک همکلاسی می بخشد ، و فردا – جنگ. اما ما مثل همیشه در سریال های تلویزیونی بی چهره با تیپولوژی مبهم چهره ها ، شخصیت هایی شبیه مامان ها ، با دوره ای از بی زمانی روبرو هستیم. چهره جوانی که به جبهه می رود و برنمی گردد ، در همان روزهای اول جنگ درگذشته ، تا حماقت ساخته شده است. همه چیز آنقدر جعلی است که طاقت فرسا است. زویا 18 ساله داوطلبانه به گروه خرابکاری و شناسایی می رود و سپس به عقب دشمن پرتاب می شود. زندگی کوتاه وی در 29 نوامبر 1941 ، هنگامی که به دار آویخته شد ، پایان می یافت. این مسیر اولین زن است – قهرمان اتحاد جماهیر شوروی. قبل از رفتن به کوکتل مولوتف برای اجرای مأموریت طبق دستور استالین برای “بیرون راندن آلمانی ها از سرما” ، او رهبر مردم را می بیند و او به او توجه خواهد کرد. قلب رهبر را احساس کنید ، که در مقابل او یک قهرمان آینده است. ما هرگز استالین را چنین ندیده ایم: مردی ساکت ، ملایم ، خونگرم و چشمانی مهربان. تقریباً مثل پدربزرگ لنین. استالین ، برخلاف فرماندهان نظامی ، نسبت به مردم خود ، که ممکن است در طی یک عملیات نظامی رنج ببرند ، ابراز نگرانی می کند. زویا ، اسیر نازی ها ، با یک افسر جوان آلمانی وارد گفتگو می شود. از نظر ولفگانگ چرنی بازیگر اتریشی ، او مردی زیبا و نجیب است ، در مورد نیچه صحبت می کند ، از مرگ زوئی پشیمان است ، زیرا رایش به چنین افرادی متعهد به این ایده احتیاج دارد. بنابراین یک دختر روسی ، که توسط آلمانی ها مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفته ، به گلگوتا صعود خواهد کرد. دیدن همه اینها برای کسانی که به این فیلم کمک کرده اند چگونه خواهد بود؟ در پایان اعتبارات ، لیست عظیمی از این افراد از یک دختر 5 ساله تا یک مادربزرگ 82 ساله آورده شده است.

در پنجاهمین سالگرد پیروزی در لنفیلم ، یک کارگردان برجسته سمیون آرانوویچ شروع به فیلمبرداری فیلم بره خدا درباره شاهکاری شبیه به زویا کوسمودمیانسکایا کرد. طبق روایت وی ، این دختر روس به آلمانها پرتاب شد تا اعدام شود و مرگ وی باعث طغیان میهنی در میان توده ها شد. بعضی از فیلم ها تأثیر شدیدی ایجاد می کند ، اما به دلایل مختلف فیلم نمی توانست تکمیل شود. کارگردان درگذشت ، و بایگانی حاوی عکسهای سوراخ کننده با مشارکت اولگ یانكوفسكی و خواهران كوتپوف است.

نیکولای خومریکی ، رئیس هیئت داوران مسابقه بازی ، با جمع بندی نتایج جشنواره ، او را با این جمله فریب داد: از میان 11 فیلم رقابتی ، 10 فیلم را دوست داشت. اعضای بدون جایزه فقط می توانند حدس بزنند کدام یک از آنها اینقدر ناامید شده اند. “برف سفید” توسط خود خمریکی ، “پنجره به اروپا” را گشود و اکنون جایزه اصلی به فیلم یاكوت “برف سیاه” توسط استفان بورناشف 37 ساله ، كارگردان خودآموز ، تقریباً تقریباً همه همكارانش از جمهوری ساخا اعطا می شود. استپان که حرفه اقتصاددان علوم کامپیوتر را دریافت کرده است ، از سال 2010 مشغول ساخت فیلم های آماتور است. در “برف سیاه” تقریباً نیمی از زمان نمایش قهرمان قهرمان کامیون وی ، که ودکا را به مناطق دورافتاده یاکوتیا می برد ، به تنهایی در فضای پوشیده از برف و بی پایان می گذراند. ماشین خراب می شود ، او در سرما شروع به تعمیر آن می کند ، دستش زیر لاستیک گیر می کند و بیرون آمدن از زیر چرخ ها به صورت آنلاین خیلی طول می کشد. تماشای آن سخت است ، به نظر می رسد درد جسمی قهرمان به بیننده منتقل می شود. خلاصه داستان برای سینما یاکوت آشنا است – و در واقعیت همیشه یک نفر ناپدید می شود ، حتی بچه های کوچک ، و پس از آن شگفت آور آنها هستند. همانطور که استپان بورناشف به ما گفت ، فیلمبرداری شده است ، در شرایط سخت آب و هوایی ، هنگامی که دما از 15 درجه به 40 رسید. و داستان شامل بسیاری از وقایع واقعی بود که به طور معجزه آسایی در فیلم نامه افسانه ای شده بود. “برف سیاه” نیز توسط انجمن صنفی تهیه کنندگان مورد تقدیر قرار گرفت و جایزه خود را بهمراه تقویت مواد ارائه داد که مانند یک ماننا از بهشت ​​برای سینمای کم هزینه یاکوت است. بعد از “کینوتاور” ، جایی که اخیراً فیلم یاكوت “مترسك” برنده شد ، این دومین شناخت جدی سینما است كه تا همین اواخر به طور جداگانه وجود داشت و در حاشیه قرار داشت.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>