پشت صحنه فیلمبرداری “دکتر پروبراژنسکی”: موی اسب ، وسایل شکنجه

لیوبوف و سرگئی قبلاً تجربه کارگردانی داشته اند ، اما هنوز باغ سریال فدرال را جابجا نکرده اند. در عوض ، آنها ترجیح دادند فیلم های جشنواره ای را فیلمبرداری کنند. آنها با هم “دگردیسی” و “مسیر زمستان” را نوشتند و كارگردانی كردند ، و همچنین به عنوان فیلمنامه نویس در فیلم “دوسوگری” بازی كردند. هر سه پروژه در بین طرفداران درام های سینمایی طنین قابل توجهی داشتند ، اما مشخصاً هدف آنها بازدیدهای بزرگ نبود. با این وجود مدیران خانه های هنری موفق به دریافت یک پروژه سریال بزرگ شدند. لیوبوف و سرگئی در گفتگویی با MK ، درباره جذابیت دنیس شوداف ، وسیله ای برای از بین بردن پوست ، پرده هایی مانند مادربزرگ و سینه های زن برهنه ، بحث کردند.

– در بسیاری از مجموعه های تلویزیونی روسیه نحوه نمایش دهه شصت شوروی کاملاً واضح است. معمولاً روی صفحه چیزی شبیه به یک نمایش مد نمونه از آن دوران ، و این اتفاق می افتد مثل اینکه در فضای داخلی VDNKh …

سرگئی: … و افراد بیشتری از بین گودال ها می پرند ، بستنی می خورند ، همه چیز بسیار روشن و خوش بینانه است ، گویی که بوی گاز خنده گرفته اند. ما از این روحیه مریض هستیم. اول از همه ، زیرا در فیلمنامه ایرینا پیوواروا ، موقعیت های مختلف نمایشی که قهرمانان در آن سقوط می کردند ، وضع شده بود. بنابراین ایده افراد دهه شصت به عنوان نوعی ستارگان جنگ چندان مناسب ما نبود. ما می خواستیم شخصیت های اصلی را شبیه شخصیت های فیلم های شوروی مانند “باران جولای” یا “من بیست ساله هستم” کنیم. قهرمانان این تصاویر از شخصیت ، از برخی جهات ایده آلیست ها جسورانه هستند و به هیچ وجه شبیه افراد کارت پستال آن دوران نیستند. وقتی فیلم نامه را می خواندیم ، بلافاصله احساس نوآر یا انحطاط شوروی را پیدا کردیم. کاملاً کمرنگ ، اما زنگ های بی صدا نیست.

عشق: و فقط پس از آن با اپراتور Vasily Grigolyunas ، ما در مورد برخی منابع بحث کردیم تا همه در مورد یک تصویر داشته باشند. ما توافق کردیم که از نظر رنگ ، اشیا، و لباس ها بر روی فیلم برتولوچی “The Conformist” تمرکز خواهیم کرد. در ابتدا ، تیراندازی برای تابستان برنامه ریزی شده بود ، اما پس از آن همه چیز کمی طولانی شد و ما در پایان به تیراندازی در پاییز رسیدیم ، زمانی که دیگر یک خورشید روشن و سبز وجود نداشت ، که همچنین به ایده کلی کمک کرد.

به کارگردانی لیوبوف لووا و سرگئی تارامایف.







– اگر من همه چیز را به درستی درک کنم ، دکتر Preobrazhensky اولین پروژه شما برای یک کانال بزرگ است. آیا دیده اید که در هوای فدرال چه اتفاقی می افتد ، چه برنامه های تلویزیونی در آنجا نشان داده می شوند و چگونه ظاهر می شوند؟

عشق: صادقانه بگویم ، ما تلویزیون نداریم ، بنابراین عمیقاً از آنچه در آنجا نشان داده شده بی اطلاع هستیم. البته ، ما سریال های تلویزیونی را تماشا می کنیم ، اما سریال هایی که در سیستم عامل ها منتشر می شوند.

سرگئی: ما عمدتا نمایش های تلویزیونی خارجی را تماشا می کنیم و روی آنها تمرکز می کنیم. و تولید سریال ما – ما آن را تماشا کردیم ، اما خیلی کم ، هیچ جرمی برای کسانی که در این منطقه کار می کنند گفته نمی شود – نه آزادانه ، تا حدی ایدئولوژیک ، در یک چارچوب سفت و سخت قرار داده شده است ، علاوه بر این ، تعدادی از موضوعات ممنوع وجود دارد. در آن مجموعه هایی که از تلویزیون نشان داده می شود ، قهرمانان نباید زیاد سیگار بکشند و بازیگران نیز نباید سینه های خود را نشان دهند. ما همچنین یک سریال بسیار عفیف داشتیم ، اما می خواستیم به نوعی آن را از داخل منفجر کنیم. ما از فضای فیلم های شوروی بسیار الهام گرفته ایم ، می خواستیم به نوعی انسانیت دست پیدا کنیم ، صرف نظر از مثبت یا منفی بودن شخصیت در قاب.

– و با این وجود ، شما با تمام توصیه های بعدی تهیه کنندگان ، پروژه ای را برای پخش فدرال تهیه کردید. احتمالاً متصدیان فرآیند در سایت وجود داشته اند؟

سرگئی: تهیه کننده خلاق دیمیتری گولوبنیچی تمام مدت در سایت بود ، اما ما بسیار خوش شانس بودیم که او فرد همفکر ما بود. به اتفاق او و همچنین الكساندر آكوپوف و ناتاشا شنیدرووا به خوبی فهمیدیم كه كجا می رویم. ما می خواستیم طرحی جسورانه بسازیم که با محصولات استاندارد یکپارچه متفاوت باشد. البته درجه نوآرمی که من و لیوبا می خواستیم در عکس ببینیم حاصل نشد. هیچ کس اجازه نمی دهد تماشاگران را بارگیری کنیم. ما هم به موسیقی سرگرم کننده تر و هم به تصاویر درخشان بیشتری احتیاج داریم. پس از همه ، فرض بر این است که بیننده می تواند غذا بخورد یا به توالت برود ، اما در عین حال ارتباط خود را با آنچه روی صفحه رخ می دهد قطع نمی کند. همه اینها باید در نظر گرفته شود.

– شما کاملا آزادانه به انتخاب بازیگران نزدیک شدید به این معنا که بازیگران برجسته دنیس شودوف ، پتر اسکوورتسوف ، ماریا آندریوا ، آگنیا دیتکوفسکیت و دیگران ارتباط کمی با یکپارچه سازی دارند …

سرگئی: من احتمالاً با این واقعیت که شوودوف ، اسکوورتسوف یا آندریوا در تصویر یکپارچه نمی گنجند مخالفم. فقط اینکه ما به این واقعیت عادت نداریم که آنها می توانند چنین نقش هایی را بازی کنند. تقصیر دنیس شوداف نیست که او در نقش راهزنان یا افسران پلیس بسیار روی صفحه وجود دارد. شاید این بخشی از سرنوشت بازیگری او باشد. اما در مجموعه های ما ، او کاملا در آنچه ما “ترکیب اتحاد جماهیر شوروی” می نامیم جا می گیرد.

عشق: من دوستان پدربزرگم را به یاد می آورم و آنها کاملا اینگونه بودند. پتر اسکوورتسوف ، علی رغم این واقعیت که در بسیاری از جوانان مدرن بازی کرده است ، به عنوان مثال ، در فیلم کریل سربرننیکوف “شاگرد” ، اما در پر کردن درونی آن بسیار با قهرمانان “باران جولای” مطابقت دارد. و با کوتاهی مو بسیار شبیه بازیگر لهستانی ، ستاره دهه شصتی Zbigniew Cybulski است.







– یعنی هیچکدام از پیشنهاد سفر به دهه شصت تعجب نکردند؟

سرگئی: دنیس شوداف البته تعجب کرد. ما قبلاً روی فیلم دگردیسی با هم کار کرده ایم و از آن زمان رابطه دوستانه ای داریم که به ما امکان می دهد صریح و صادقانه صحبت کنیم. طبیعتاً ، او خجالت کشید که اولاً ، Preobrazhensky بسیار بزرگتر از او است ، و ثانیا ، دکتر دارای نوعی اشرافیت است ، که ، به هیچ وجه با نقش های قبلی دنیس متناسب نیست.

عشق: اما به طرز عجیبی ، وقتی با پزشکان مدرن صحبت کردیم ، بسیاری از افراد مانند دنیس را در میان آنها دیدیم. آنها تا حدی وحشیانه ، گاهی سخت و سازش ناپذیر هستند.

سرگئی: و ما می خواستیم که Preobrazhensky اینگونه باشد ، با دستانی بزرگ و کاریزمای صد در صد مرد ، برقراری ارتباط دشوار باشد ، که احتمالاً زنان او را دوست دارند. و در پایان ما دنیس را به تست بازیگری متقاعد کردیم. ممیزی ها طولانی بود ، ما احتمالاً تمام مسکو را امتحان کردیم ، اما در پایان کانال را به دنیس ترغیب کردیم.

– یک شرایط بسیار قابل توجه این است که شما دو نفر به عنوان مدیر عمل می کنید. در موضوعی به عنوان مituteسسه زیبایی ، دست زن احتمالاً به سادگی مورد نیاز است. هنوز هم ، یک زن همه این تحولات را بهتر احساس می کند …

عشق: این اتفاق افتاد که من اولین نفری بودم که این فیلمنامه را خواندم. و دیری نپایید که ، من و سرزه بیمارستان Knickerbocker (سریال تلویزیونی استیون سودربرگ در مورد بیمارستانی را که روشهای پیشرفته درمانی را توسعه می دهد) تماشا کردیم. “MK”) ، که به یکی از مجموعه های تلویزیونی مورد علاقه ما تبدیل شده است. و در فیلمنامه ایرینا ، من نه به دلیل مضمون زیبایی بلکه به مضمون آزمایشات ، مضمون هنرمندی که با سوerstand تفاهم روبرو شده است ، نگرانم و شرایطی که اجازه نمی دهد کار جدیدی انجام دهد. و Seryozha ، وقتی فیلمنامه را خواند ، بلافاصله با این پروژه آتش گرفت.

سرگئی: اگرچه ، صادقانه بگویم ، من از صحنه های طبیعی با خون بسیار می ترسم. و البته ، من از تعداد عملیاتی که باید برداریم ترسیده بودم. شاید نه از نظر فیزیولوژیکی بلکه عدم درک چگونگی انجام این کار از نظر فنی. البته به ما یک مشاور فوق العاده ، جراح پلاستیک ، آندری ژومانف ، که در همه مراحل عمل بود ، داده شد. من می خواستم افراد حرفه ای را روی صفحه ببینم تا هیچ مزخرفی پیش نیاید.

– در سریال های شما ، خون بیشتر شما را نمی ترساند ، بلکه ابزارهای اولیه وحشتناکی هستند که برای ساخت چنین عملیات جواهرات استفاده می شوند …

سرگئی: کاملا موافق. به عنوان مثال ، دستگاهی که پوست ران ران را از بین می برد ، به طوری که بعداً این فلپ روی گونه سوخته پیوند می خورد ، مانند یک ابزار شکنجه به نظر می رسد. من یک بار از آندری ژومانف پرسیدم که این دستگاه در مقایسه با دهه شصت چقدر پیشرفت کرده است. و او گفت که اکنون او تقریباً همان است ، مانند گیرنده تلفن است ، تغییرات زیادی ایجاد نشده است.

عشق: یا این جیب ، که روغن زیتون به درون آن پمپ می شود تا سپس آن را وارد قفسه سینه کند. یا موی اسب. چیزهای زیادی وجود داشت که افراطی به نظر می رسیدند.

– این اولین پروژه یکپارچهسازی با سیستمعامل شماست ، که در آن شما باید نه تنها یک دنیای بصری بسازید ، بلکه آن را با انواع وسایل جانبی اشباع کنید. چه احساساتی از کار بازآفرینی گذشته بر جای مانده است؟ آیا جهنم زمین است یا قابل تحمل؟

سرگئی: از نظر لوازم جانبی ، البته جهنم کلی است. واقعیت این است که در چنین فیلم هایی باید لوازم جانبی زیادی وجود داشته باشد و متنوع ترین آنها باشد. دنیای این چیزها سرگرم کننده و بسیار جالب است ، اما در شرایط ما همیشه وسایل کمتری وجود دارد. و تفاوت سریال ما با “چرنوبیل” آمریکایی مانند زمین و آسمان است. شما “چرنوبیل” را تماشا می کنید و پرده هایی را که به مادربزرگتان آویزان است و زیرسیگاری هایی را که پدربزرگتان داشته است ، تشخیص می دهید. نحوه فیلمبرداری آمریکایی ها از ما البته باید یاد گرفته شود. متأسفانه ، ما در سطح متفاوتی از وسایل هستیم و باید مدام راهی برای برون رفت از شرایط پیدا کنیم.

– احتمالاً با معماری نیز همین طور است. کجا شدی که پیداش کردی؟

سرگئی: این بیمارستان خود مرکز تفریحی ZIL است. خدا به او سلامتی عطا کند ، تا آنها تخریب نکنند و شروع به بازسازی نکنند. بقیه ما در Zelenograd هستیم. هنوز خانه های تمیز با هندسه دهه شصت وجود دارد. یافتن چنین چیزی در مسکو بسیار دشوار است.

– ظاهراً ، دفعه دیگر به زودی به Retro برنمی گردید؟

سرگئی: شاید. اکنون ما در حال ساخت یک مجموعه مطابق با متن خود هستیم و این مدرن در مورد نوجوانان مدرن است ، بنابراین در آنجا می توانید به طور کامل سرگرم شوید.

– شما دو نفر چگونه در سایت کار می کنید؟ آیا صحنه های مختلفی را می گیرید یا دائماً کنار هم می نشینید و روند کار را با هم پیش می برید؟

عشق: ما البته با هم آمده ایم. اول ، ما در صحنه با سرزه صحبت می کنیم ، سپس اپراتور ، که همکار ما است ، متصل است. و وقتی همه چیز اختراع شد ، پس می توانید متناسب با شرایط عمل کنید.

سرگئی: شخصی می دوید تا وسایل را تماشا کند ، کسی با هنرمندان کار می کند ، سپس همه ما با اپراتور در مورد زاویه بحث می کنیم. به طور کلی ، در سایت ما مانند شیوا بسیار مسلح هستیم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>