دایوا 10 ساله بود. او و پدر و مادرش تابستان را در آب کرون در تفریحگاه حفاظت شده نرینگا سپری کردند. پدر او یک مقام عالی رتبه در لیتوانی ، مهندس ارشد سیستم های انرژی جمهوری وقت شوروی بود. خانواده بوندارچوک نیز به همراه فرزندانشان – دختر آلنا و پسر فیودور – در نرینگا استراحت کردند. آنها در خانه استراحت شورای وزیران زندگی می کردند. این مکان معتبر بود ، به همین دلیل افراد خارجی اجازه ورود به آنجا را نداشتند. اگر در خانه استراحت و گذرگاه جایی نداشتید ، مسیر بسته است. تعداد بسیار محدودی از مسافران همیشه در نرینگا زندگی می کردند. دایوا و والدینش با خانواده بوندارچوک سر میز کنار جدول بودند. همزمان به صبحانه ، ناهار و شام رفتیم. در اتحاد جماهیر شوروی شوروی همه چیز طبق برنامه بود.

دایوا به یاد می آورد: “ما با آنها در یک شیفت بودیم.” – سرگئی فدوروویچ و همه خانواده اش بسیار متواضعانه رفتار کردند ، به هیچ وجه برجسته نبودند و به ویژه با کسی ارتباط برقرار نکردند. و پدر من فردی بسیار خوش مشرب ، پرحرف است. بلافاصله آنها را شناخت و تصمیم گرفت با آنها آشنا شود. و سپس او برای آنها سرگرمی ترتیب داد ، آنها را به سوار شدن به یک قایق موتوری دعوت کرد ، اما نه در دریا ، بلکه در خلیج. من از مهندسان نیرو یک قایق گرفتم و با آب به یک سفر رفتیم. مکانهایی که داریم بسیار زیبا هستند. “

Algirdas Stumbras ، پدر دایوا ، به ما گفت که چگونه این سفر پیش رفته است: “سرگئی فدوروویچ با ما نرفت ، او امتناع کرد. او نیاز به کار داشت. فقط ایرینا با فرزندانش رفت. او بسیار زیبا بود و از آن زنان روسی نبود که به راحتی با آنها صحبت کنید. او بسیار محدود ، متواضع ، با وقار رفتار می کرد. او یک دختر و یک پسر با خود داشت. من تصمیم گرفتم نه جاده اصلی ، بلکه مکان های کمتر شناخته شده ای که بسیاری از گردشگران از آن بی اطلاع هستند ، به آنها نشان دهم. ما به سمت ساحل شنا کردیم ، جایی که آنها قبلاً خودشان در حال استراحت بودند. “

دایوا داستان خود را ادامه می دهد: “من بیشتر با دخترم آلنا صحبت کردم.” – به هر حال ، ما دختر هستیم ، علایق مشترکی داشتیم و اختلاف سنی ، در صورت وجود ، حداقل است. فدور جوانتر بود و احتمالاً علاقه چندانی به ما نداشت. سپس آشنایی ما ادامه پیدا نکرد ، اگرچه هنگام دیدار با یکدیگر سلام و احوالپرسی کردیم. هیچ دوستی برقرار نشد. شاید این به خاطر این واقعیت باشد که ما در یک استراحتگاه همسایه زندگی می کردیم و در شورای وزیران فقط به اتاق ناهار خوری رسیدیم که در آن زمان بسیار خوب بود.

– از ایرینا کنستانتینوونا چه خاطره ای دارید؟ او احتمالاً به روشی خاص لباس پوشیده است؟

– مدت ها پیش بود و هیچ جزئیاتی را به خاطر نمی آورم. اما او برای توالت هایش برجسته نبود. اما این واقعیت که او یک بازیگر است تأثیر زیادی روی من گذاشت. او همچنین بسیار زیبا بود. من در لیتوانی بزرگ شدم و در آن زمان هنوز کوچک بودم ، بنابراین چیزی در مورد سرگئی بوندارچوک نمی دانستم. علاوه بر این ، او نه تنها یک بازیگر است ، بلکه یک کارگردان نیز هست. اما واقعیتی که هنرمندان مسکو به ما مراجعه کردند شگفت آور بود. هوای تابستانی لیتوانی مانند قرعه کشی است. شما هرگز نمی دانید که هوا گرم خواهد بود یا خنک. به همین دلیل چنین افراد مشهوری به ما مراجعه نکردند و ترجیح می دهند در دریای سیاه استراحت کنند. و حضور چنین زوجی در یک استراحتگاه لیتوانی یک اتفاق بود. “

ایرینا اسكوبتسوا در سالهای اخیر در انزوا زندگی می كرد ، دیگر از حضور در جشنواره هایی كه پنج یا شش سال پیش آنها را دوست داشت متوقف شد. او با مرگ نابهنگام دخترش به زمین افتاد. آلنا بوندارچوک تنها 47 سال داشت ، اما بیماری سرطان را نمی توان شکست داد. وی در 7 نوامبر 2009 درگذشت. آلنا ، مانند مادرش ، بازیگر بود ، در دوره اوگنی اوستیگنیف در مدرسه تئاتر هنر مسکو تحصیل کرد ، در تئاتر کار می کرد ، گاهی در فیلم ها بازی می کرد ، از جمله با پدرش. آلنا در کنار او در قبرستان نوودویچی به خاک سپرده شد ، جایی که ایرینا اسکوبتسوا نیز آخرین پناهگاه خود را پیدا می کند. او به همراه دخترش در فیلم “بال عنبر” ساخته آندری رازنکوف بازی کرد و آن را بسیار ارزشمند ارزیابی کرد. هنگام رفتن به جشنواره ها ، او گاهی پیشنهاد می داد که این فیلم را در برنامه گنجانده باشد. یک بار ، به همراه آلنا ، برای ارائه این تصویر برای جشنواره “پنجره به اروپا” به ویبورگ آمدم و سپس همه ما با هم اولین جشن را در خیابان در یک کافه تابستانی در نزدیکی هتل جشن گرفتیم. هیچ مشکلی پیشگویی نمی کرد. نوه ایرینا اسکوبتسوا و پسر آلنا بوندارچوک ، کنستانتین کریوکوف ، که اکنون 35 ساله است ، به طور معجزه آسایی خود را در حرفه بازیگری پیدا کرد. او در سوئیس بزرگ شد ، در زوریخ در یک مدرسه هنری تحصیل کرد ، سپس در آلمان ، از انستیتوی گوهرشناسی آمریکا در مسکو فارغ التحصیل شد. به طور کلی ، او پا جای پای پدرش گذاشت ، که خواص سنگ های قیمتی را مطالعه کرد. کنستانتین جواهرات را کنار نگذاشت ، اما سینما چنان فریب خورده بود که تقریباً به تجارت اصلی زندگی تبدیل شد. و عموی او فیودور بوندارچوک مقصر این امر است ، او خواهرزاده 18 ساله خود را به حضور در “شرکت 9” دعوت کرد. سلسله به همین ترتیب ادامه می یابد ، خصوصاً از آنجایی که پسر فدور ، سرگئی فدوروویچ بوندارچوک ، هم نام پدربزرگ بزرگش ، نیز به یک بازیگر تبدیل شده است.

زیبایی آسمانی ایرینا اسکوبتسوا: فریم هایی از خاطره یک بازیگر فقید  زیبایی آسمانی ایرینا اسکوبتسوا: قابهایی به یاد بازیگر زن فقید

به گالری عکس مربوط مراجعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *