ترانه هایی مانند “Arms” ، “Romance” ، “Paris” قبلاً تأیید کرده اند. این هنرمند حتی در انزوای شخصی خود ایستاده بود و به معنای واقعی کلمه: با دوچرخه به جنگل رفت. درباره این سفرها و تولد یک دیسک جدید “براساس وقایع غیرواقعی” ، در مورد سالگرد پروژه و گفتگو با بزرگان ، در مورد بلوغ در نمایش تجاری و “تازه واردان کوچک” “ZD” با نوازنده صحبت کرد.

– سرگئی ، به ما بگویید آلبوم جدید “براساس وقایع غیر واقعی” شخصاً برای شما چیست؟

– این یک کار مفهومی نیست ، جایی که همه چیز در مورد یک چیز باشد. در عوض ، مجموعه ای از آهنگ ها که من در آنها عناصر سبک های مختلف را ترکیب می کنم ، همانطور که برای من معمول است – r’n’b ، reggae ، soul ، rap. هیچ داستان ساده و مستقیمی در آن وجود ندارد – فقط برداشت هایی که در متن ها شکل گرفته است. اگر از ابتدا تا انتها به آن گوش دهید ، می توان آن را با اکتاوهایی که پس از یکدیگر دنبال می شوند مقایسه کرد.

اولین آهنگ “District” – خاطراتی از دوران کودکی ، که آنها را با مخاطبان به اشتراک می گذارم. از دوم ، رقص آغاز می شود: ما در حال سرگرم شدن هستیم ، و همه چیز با ما خوب است. من در مورد همسرم داریا در قطعه ای به همین نام صحبت می کنم. بعلاوه – وقت آن است که به مهمانی ها خاتمه دهیم ، زیرا من در حال حاضر یک پدر هستم ، یک دختر دارم. سپس وارد رپ می شوم ، زیرا در سال 1998 ، زمانی که برای اولین بار با میکروفون به روی صحنه رفتم ، با این سبک شروع کردم و در آن ادامه می دهم. البته ، از همان ابتدا ملودیک بود – بدون رپ سخت گانگستری. همین الان. صحبت درباره تاریخچه ضبط: من نیمی از آهنگ ها را در جنگل ساراتوف نوشتم. “من به غروب آفتاب می روم” درباره این قرنطینه ای است که آنجا گذرانده ام. عکس: بایگانی گروه

– سخت ترین قسمت کار روی ضبط چه بود؟

– متن هایی که من می سازم بسیار طولانی و سخت هستند ، زیرا من خیلی اذیت می کنم. برای من مهم است که قافیه های دقیق ، معنای عمیق یا بهتر وجود داشته باشد – چند مورد ، مانند ترکیب “ایمان”. اخیراً از من سال شد “آیا این آهنگ درباره دین است؟” من جواب دادم: “نه ، در مورد دخترم ورا.” اما خواندن و درک می تواند متفاوت باشد – این همان چیزی است که من هدف آن قرار گرفته ام.

شعرهای آلبوم حاوی استعاره های زیادی ، چرخش کلمات ، برش خاص ریتم و قافیه هستند. من واقعاً دوست دارم که آنها را تا کوچکترین جزئیات انجام دهم ، بنابراین آلبوم ها به ندرت با من بیرون می آیند. و همچنین به این دلیل که من همیشه تنها کار می کنم. من یک استودیوی کوچک در خانه ام دارم ، یک نفر دیگر به سختی در آن جا می شود ، اما من به آن نیازی ندارم. من در اینجا سینتی سایزر ، میکروفون ، چندین گیتار ، گوزن ، دومرا ، متالوفون ، زیلوفون و سایر سازها دارم. این جایی است که من موسیقی را – به تنهایی – خلق می کنم

– تدوین معانی آلبوم جدید ، شاید زمینه خوبی برای سالگرد باشد؟

– برای بعضی ها شوکه کننده خواهد بود ، اما به همین ترتیب گروه PIZZA به معنای سنتی هرگز وجود نداشته است. شرکت کننده آن فقط من هستم. ایده ارائه پروژه به صورت گروهی در سال 2010 متولد شد ، زمانی که مدیران سابق من فکر کردند: “وقتی آنها” PIZZA “را اعلام می کنند ، گوش دهید ، در کنسرت ها ، مردم نمی فهمند چه اتفاقی می افتد. به نظر آنها می رسد که اکنون غذای آنها پذیرایی می شود. بیایید در مورد بهترین فکر کنیم؟ خواننده پیتزا؟ سرگئی پیتزا؟ .. واقعاً نیست. بیا – گروه PIZZA؟ ما نوازندگان را برای شما پیدا خواهیم کرد ، شما بازی خواهید کرد. ” فکر کردم اجرای زنده با گروه جالب تر خواهد بود و موافقت کردم. اما همه آلبوم ها ، تمام سازها ، تنظیمات را خودم در استودیوی خودم ساخته ام. تقریباً هیچ کس در تمام آهنگ های من در هر ترکیب شرکت نکرده است.

بنابراین ، من نمی توانم هر ساله آنها را آزاد کنم: این کار طولانی ، دشوار است و از همه مهمتر ، هیچ کس نمی تواند مرا متوقف کند. در گروه ، چگونه اتفاق می افتد: ما همه کارها را انجام داده ایم و حرکت می کنیم ، اما اگر شما به تنهایی کار کنید ، متوقف کردن غیرممکن است. شما می خواهید همیشه چیزی را بهبود ببخشید. به نظر می رسد که شما در حال شکست هستید و ترکیب را بی وقفه انجام می دهید. سپس به سراغ آهنگ بعدی می روید – و ناگهان می شنوید که کسی آهنگ جدیدی را منتشر کرده است ، تا حدودی شبیه آهنگ شما ، اما صدای بهتری دارد و دوباره به آهنگ اول برمی گردید ، آن را تمام کنید. بنابراین می توانم برای مدت زمان طولانی کار را تمام کنم. به عنوان مثال ، من حداقل دو سال روی این آلبوم کار کردم.

تنظیم برای من از متن راحت تر است. در مورد موسیقی ، من هنوز هم می توانم از کسی چیزی بپرسم ، اما کسی نیست که متن را بخواهد ، بنابراین من بزرگ را جلب می کنم. سوار دوچرخه ام می شوم ، هدفونم را می گذارم ، برودسکی یا اخماتووا را روشن می کنم و به جنگل می رانم. سپس ، وقتی از آنجا به خانه برمی گردید ، متن جدید خیلی سریع متولد می شود. و قرنطینه من گذشت – این بسیار مثمر ثمر بود. البته بدون هرگونه بیماری همه گیر بهتر است ، اما خود انزوا گاهی بسیار مفید است.

– نام PIZZA گویاست: سبک های مختلف به عنوان ترکیبات محصول نهایی. آیا کاری وجود دارد که هرگز در موسیقی ، تابوهای داخلی انجام ندهید؟

– البته اولاً ، من هرگز موسیقی نزدیک به خودم را نخواهم ساخت – به عنوان مثال ، رقص ، خانه. یک استثنا جلد “Hop-hey-lala-lei” ساخته لئونید آگوتین است. با تعصب خانه مشخص شد ، اما هنوز هم از همان سازهای من و یک گیتار آکوستیک استفاده می شود ، که قطعاً من در همه آهنگ ها دارم. همچنین ، من هرگز هارد راک کار نمی کنم: همه چیزهایی که پر سر و صدا و سریع هستند به من نزدیک نیستند. وقتی مردم از من می پرسند که چرا آهنگ های من اینقدر کند است ، من جواب می دهم که قلب من خیلی می تپد.

در مورد متن ترانه ، من هرگز به خودم اجازه نمی دهم کاری مقدماتی یا کاری را که قبلاً شخصی داشته انجام دهم. به خودم اجازه نمی دهم قافیه نادرست بزنم. روز دیگر آهنگ جدیدی از یک خواننده رپ محبوب محبوب شنیدم که در آن قافیه هایی بسیار خیره کننده و غیر دقیق وجود دارد و فقط مبهم آنها را یادآوری می کند.

اگر درباره معانی صحبت کنیم – من هرگز در مورد نوعی قلع آواز نخواهم خواند: مواد مخدر ، سبک زندگی بی پروا و سایر موضوعاتی که در میان هنرمندان جوان هیپ هاپ بسیار محبوب هستند. امروز این یک روند است. دانش آموزان اول سال کوچک – بیایید آنها را خیلی دوستانه صدا کنیم – دیروز خودشان بچه بودند ، و سپس آنها ناگهان بزرگ شدند ، میلیون ها بازدید و بارگیری دریافت کردند ، پول زیادی کسب کردند و اکنون آنها با الگوی خود دیگران را “الهام بخش” می کنند. آنها نشان می دهند: “ببینید ، ما هیچ تحصیلاتی نداریم ، ما نمی دانیم چگونه حرفه ای آواز بخوانیم و موسیقی بسازیم ، اما به همه چیز رسیده ایم.” شما حتی به سلیقه احتیاج ندارید – فقط کل مدرسه جدید آمریکایی را کپی کنید ، متون را ترجمه کنید. خیلی راحته بزرگسالان بعید به نظر می رسد که این را گوش دهند ، اما دانش آموزان این مدرسه را دوست دارند ، زیرا این جسارت است و به آنها گفته می شود که نیازی به تلاش ، یادگیری فکر کردن ، خواندن کتاب ندارند – همه اینها غیر ضروری است ، می توان از این طریق موفقیت کسب کرد.

نوازندگانی که چنین محتوایی را ارائه می دهند می گویند که آنها صرفاً واقعیت مدرن را توصیف می کنند ، اما در واقع این تبلیغات است. ممکن است به نظر برسد که من الان مثل یک پدربزرگ پیر گیر شده ام ، اما من در حال حاضر یک فرزند دارم ، بنابراین برایم مهم است.

– صحبت از زمان ، آیا برای شما مهم است که مدرن باشید ، و از متن خارج نشوید؟

– البته ، فقط زمینه می تواند متفاوت باشد. اصول شخصی من وجود دارد که من از آنها دست نمی کشم. اینها عناصر سبک هستند – به عنوان مثال ، گیتارها ، که قبلاً ذکر کردم ، برخی از هارمونی هایی که به یک روش یا دیگری تکرار می شوند. و سپس ترتیب وجود دارد – در آن مدرنیته صدا ظاهر می شود.

من همیشه حول هیپ هاپ می چرخم و افرادی را می شناسم که فقط آنها Onyx ، Public Enemy و دیگر هنرمندان گذشته هستند. آنها مطلقا چیز جدیدی را تشخیص نمی دهند و در این میان نوعی بی عاطفه بودن فکر وجود دارد. برای من مهم است که همیشه در این موضوع باشم ، بدانم چه کسی چه چیزی را منتشر می کند ، چه هنرمندانی در این سبک در صحنه جهانی ظاهر می شوند. در طی 20 سال ، هیپ هاپ مانند هر ژانر دیگری تغییر چشمگیری کرده است. و اگر شما نوازنده ای هستید که در این راستا کار می کنید ، به خاطر وقت با او نیز تغییر می کنید. r’n’b ، reggae ، raggeton ، dancehall نیز همین طور است. اگر از صدای جدید استفاده نکنید ، مهم نخواهید بود.

مورد دیگر این است که برخی آماده هستند تا در اوج قرار بگیرند. در نتیجه ، ترکیبات بی مزه ای ظاهر می شوند که هیچ ارزشی ندارند ، که ظرف چند ماه فراموش می شوند. نمی خواهم با ترانه هایم اینگونه باشد. من دوست دارم آنها همانطور که برای “سلاح” اتفاق افتاد به موقع بمانند. هنوز هم در رادیو پخش می شود و در خیابان با گیتار خوانده می شود.

– آیا از قبل می دانید کدام آهنگ محبوب خواهد شد؟ یا همیشه تعجب آور است؟

– از بین تمام ترکیباتی که چندین سال در چرخش بوده اند ، غازهای غاز پیدا کردم. آنها دو نوع هستند: آمریکایی ، مثل فیلم های ترسناک ، وقتی احساس بدی می کنید و می ترسید ، و روسی – وقتی احساس خوبی دارید ، مثلاً با لمس ملایم. حالا اگر غازهای روسی روی پوست اجرا شوند ، این ضربه بزرگی است (می خندد). می توانم بگویم که این احساس را از چندین قطعه آلبوم جدید دریافت می کنم. این همیشه قبلاً برای من مفید بوده است. پنج سال دیگر بررسی خواهیم کرد که این بار م itثر است یا خیر.

– آیا در رابطه با سالگرد PIZZA یک نقطه عطف وجود دارد؟

– این احساس وجود دارد که من به عنوان یک هنرمند بزرگ شده ام ، در کسب و کار نمایشی به چنین سنی رسیده ام ، زمانی که می توانم “نه” بگویم – به عنوان مثال ، از شرکت در برخی از کنسرت های گروهی که برای من جالب نیست ، امتناع ورزیدم. در غیر این صورت ، هیچ احساس خاصی وجود ندارد. به جز اینکه از نظر جسمی سن را احساس می کنم: هر روز باید به باشگاه بروم تا بتوانم شیرینی بخورم و شکمم رشد نکند. اگر در مورد خلاقیت در سطح جهانی صحبت کنیم ، PIZZA فقط نوک کوه یخ است و من 22 سال است که موسیقی ، متن و اجرای آهنگ می نویسم.

با اطمینان می گویم خسته نیستم. احتمالاً اگر می شد ماهانه 5 کنسرت به مدت 4-3 ماه برگزار کرد و بقیه اوقات را برای زندگی در جایی در دریا انجام داد ، من این کار را می کردم. اگرچه – بقیه اوقات را در دریا چه کار می کنم؟ من هنوز هم موسیقی می ساختم. به هیچ وجه نمی توانم این کار را انجام دهم.

شاید من نوعی پروژه جانبی داشته باشم ، یک آلترهگو در یک سبک کاملا جدید. خواهیم دید. در حالی که استراحت دارم ، زیرا بیشترین سرمایه گذاری را روی کار بر روی دیسک منتشر شده داشته ام.

– آیا به همکاری علاقه مند هستید؟

– البته در آلبوم یک ترکیب “در حاشیه” وجود دارد که من آن را با تمنیکووا آواز خواندم ، دیگری – “دلفین ها” – با چراغ. این یک خواننده فوق العاده از اوکراین است که با این آهنگ مرا تحت تأثیر قرار داد. ضمناً ، برای اولین بار در زندگی ام (بدون در نظر گرفتن جلد آگوتین) ترانه شخص دیگری را می خوانم. ما “گیتار بارد” را با میها گام اجرا کردیم. این “داداش” من است که با او ارتباط برقرار می کنیم و یازده سال است که رپ می کنیم. او بازدیدهای بسیار قوی دارد. به عنوان مثال ، “من فقط برای شما هستم.” اگر این نام را در موتور جستجو تایپ کنید و مسیر را روشن کنید ، بلافاصله می گویید: “من این آهنگ را می دانم!” اما هیچ کس نمی داند که میکا گام کیست. و من فقط نمی توانم منتظر آلبوم هایی از او بمانم ، زیرا او از نظر کیفیت بسیار انتقادی نسبت به خودش دارد و در نتیجه آنها را منتشر نمی کند. در اینجا من آن را مجبور کردم و خوب کار کرد.

قبل از آن ، من “شاهکارهای” زیادی هم داشتم – با بیانكا ، L’One … مهم این است كه این ایده ، هنرمند ، به من نزدیك باشد ، به طوری كه ما در طول همان طول موج هستیم. من هرگز به این فکر نکرده ام که با کسی همکاری داشته باشم زیرا او رو به پیشرفت است. من با همان لنا تمنیکووا آهنگی ضبط کردم نه به این دلیل که طرفداران زیادی دارد. اولا ، او خودش از من دعوت به این کار کرد ، و دوم ، صدای او کاملا در ترکیب قرار گرفت ، او آن را بسیار ارگانیک تزئین کرد. به طور خلاصه می گویم: من برای همکاری هستم ، اما به خاطر هنر ، نه تجارت.

– آیا دوست دارید موسیقی متن بنویسید و فیلم مناسب آن کدام است؟

– من هرگز چیزی برای سفارش ننوشته ام ، مخصوصاً برای یک فیلم یا سریال تلویزیونی. چندین بار خود کارگردان ها موسیقی من را از آلبوم ها گرفتند و از آن استفاده کردند. احتمالاً من می توانستم مخصوصاً برای فیلم موسیقی بسازم ، فقط اگر یکی از دوستان نزدیکم مثلاً به طور ناگهانی از آکادمی فیلم در ایالت ها فارغ التحصیل شود و داستانی را برای من تعریف کند که خیلی مرا مجذوب خود کند.

به طور کلی ، ایجاد موسیقی متن یک داستان کاملاً متفاوت و جداگانه است. من یک خواهر دارم ، تاتیانا ، که موسیقی متن های عالی می نویسد. او در این کار حرفه ای است. و من می توانم آهنگی بنویسم ، که بعداً در بعضی از فیلم ها پخش شود. اگر در مورد اینکه چه فیلمی می تواند از ترکیبات من ، از سبک و جو آنها استفاده کند ، تخیل کنید ، احتمالاً یک کمدی خانوادگی خواهد بود – سبک ، مهربان ، اما با عناصر فلسفه ، جایی که رئیس خانواده وارد داستان های خطرناک می شود ، از آنجا که او با خیال راحت از آن خارج می شود و به خانه برمی گردد. یه چیزی شبیه اون.

– نقاط عطف تاریخ موسیقی شما چه بود؟

– در فلسفه باستان ژاپن اعتقاد بر این است که زندگی به چرخه هایی تقسیم می شود که هر دوره 7 سال طول می کشد. من جایی در مورد این موضوع شنیدم ، شروع به تجزیه و تحلیل کردم – و این همان چیزی است که من کشف کردم. من اولین بار در سال 1998 روی صحنه رفتم. 7 سال بعد ، در سال 2005 ، زمانی که من به عنوان بخشی از گروه اوفا از طریق Chappa اجرا کردم ، ما چندین موفقیت قوی ایجاد کردیم ، از جمله با Mikhei – “On the Waves”. سپس محبوب شدیم ، تور را شروع کردیم و من فکر کردم: “ما باید امسال را به یاد بیاوریم.” 7 سال بعد – در سال 2012 – من آهنگ “Arms” را نوشتم ، ترانه ای که ما را به هنرمند شماره یک تبدیل کرد. این ترکیب از همه جا به صدا در آمد ، ما ماهانه 15-20 کنسرت اجرا می کردیم و چنین اتفاقی تاکنون برای من نیفتاده است.

اکنون 7 سال آینده می گذرد و وقتی آلبوم “براساس وقایع غیر واقعی” را ایجاد کردم ، همان احساسی را داشتم که از دیسک اول داشتم. مورد دوم و سوم اینگونه نبود. من از آنها راضی نبودم و تمام مدت به این فکر می کردم که آهنگ ها را از رادیو وارد کنم. و در اینجا من چنان احساس آزادی داشتم که کاملاً همه چیز را فراموش کردم و فقط خودم را تسلیم این احساس کردم که همه چیز به همان روال پیش می رود. نتیجه یک آلبوم است که من از ماه آگوست با هدفون گوش می دهم و حوصله آن را ندارم. این برای من شگفت انگیز است.

نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد ، اما می توانم با اطمینان بگویم که این دومین آلبوم در تمام زندگی من است که به آن افتخار می کنم و به من آزادی می بخشد. من آنچه را که می خواهم انجام داده ام و احساس می کنم ممکن است چیزی تغییر کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *