در جشنواره فیلم ، فیلم های مستند با مشارکت فروندلیچ و گانتز

نمایش داده شد

هر دو فیلم به عنوان بخشی از برنامه ارائه شد ، این درک را امکان پذیر می کند: داوران چه کسانی هستند؟ دنیس کلبلیف ، مستندساز جوان و شاگرد مارینا رازبژکینا که در هیئت داوران مسابقه ملی فیلم مستند کار می کرد ، یک فیلم 53 دقیقه ای “آلیس: هیجان” را فیلمبرداری کرد. کارگردان دانمارکی و رئیس هیئت داوران مسابقه بین المللی آندرس استرگارد در ژانر مستند مستند کار می کرد و برونو گانز نابغه سوئیسی-آلمانی آخرین نقش خود را در سفر زمستانی بازی کرد.

در تیتراژ فیلم “آلیس: هیجان” گزارش شده است که قابهایی با مصرف دخانیات و محدودیت سنی 16++ وجود دارد. حتی خنده دار است ، زیرا آلیسا فریندلیچ تنها شخصی است که روی صفحه سیگار می کشد. همه چیز مانند زندگی است: او از یک سیگار زیبا و یک دهان جدا نمی شود. علاوه بر این ، او با اولویت با دوستان قمار می کند ، کلمه ای کاملاً شایسته را بر زبان می آورد ، که به دلایلی در صفحات نشریات چاپی غیرقابل قبول است. خیلی زیاد برای 16+.

اندکی قبل از اولین موج همه گیری ، بسیاری از ما برای اولین نمایش “ناآرامی” در BDT سفری ویژه به سن پترزبورگ انجام دادیم. بعد از بازی خودش توسط ایوان ویرپایف ، که در لهستان زندگی می کند ، روی صحنه رفت. و نقش اصلی را آلیسا فروندلیچ بازی کرد که سالگرد آن را جشن گرفت. او خودش یک هیجان دائمی برای طرفداران است. با تشکر از فیلم دنیس کلبلیف ، ما از اولین خواندن تا اولین نمایش ، تمام خلق بازی را پیش بردیم و همزمان حجاب زندگی خصوصی این بازیگر به روی ما گشوده شد. آلیس فروندلیچ در فیلم “آلیس: هیجان”. از بایگانی شخصی دنیس کلبلیف

ایوان ویریپایف عجیب و غریب با ریش ، کلاه و لباس ورزشی که این روزها در هر محیطی رایج شده است ، در حال تمرین “هیجان” است. هنرمندان و بازیگران از کلاههای بافتنی به رنگهای مختلف استفاده کرده اند. در جامعه با فروندلیچ ، همه اینها ناخواسته تأکید می شود ، زیرا او چیز دیگری است. Freundlich vs Vyrypaeva. آنها در مورد نقش او به عنوان یک نویسنده آمریکایی با ریشه های لهستانی ، یک خانم بسیار اصیل صحبت می کنند. فروندلیچ با چیزی مخالف است ، می خواهد کلماتی را که از نظر او زائد هستند حذف کند. ایوان در پاسخ استدلال های خود را ارائه می دهد. و برخی از س questionsالاتی که در حین اجرا به وجود آمده اند حذف می شوند ، روشن می شود که چرا همه چیز حل نشده است.

فروندلیچ عینک هایی را برای قهرمان انتخاب می کند: “او ولخرج است ، اما عوضی نیست.” افراد زیادی در اطراف او وجود دارند و همه پر از احترام هستند. این هنرمند می گوید: “ما یک هنرمند خلق داریم.” فرایندلیچ بیش از حد تشریفاتی کاملاً غیرضروری است ، او یک واسطه اضافی است. او پر از کنایه از خود است: “بگذارید یادآوری کنم ، من 85 ساله هستم. من به یاد نمی آورم که امروز برای صبحانه چه خورده ام ، اما شما می خواهید چنین ضخامت متن را بخاطر بسپارم. ” چشم این مستندساز جزئیات جالبی را برمی گزیند. ما می بینیم که چگونه برش به معنای واقعی کلمه Freundlich را به صحنه هل می دهد ، گویی که او نیاز به شتاب دارد. یا فروندلیچ با گربه ای به منزل می رود ، که مجبور می شود برنامه اش را با او هماهنگ کند. از سطح مشاهده کلیسای جامع سنت ایزاک ، آلیسا برونوونا خانه ای را در خاکریز مویکا ، جایی که وی متولد شده است ، نشان می دهد ، جایی که یک باغ سبزیجات وجود داشت که دختر از آن هویج را می دزدید. او به یاد می آورد که چگونه روی “الاغ” خود به پایین از نرده سر خورد. آنها با نوه خود نیکیتا ولادیمیروف ، در مورد زندانیان آلمانی صحبت می کنند که در طول نوسکی هدایت می شدند ، و این برای همیشه در حافظه فروندلیچ باقی خواهد ماند. “آیا فهمیدی که آلمانی هستی؟” او می پرسد. و در پاسخ او خواهد شنید: “نه”. پیش از چشمان ما ، فروندلیچ برای اولین بار نوه بزرگ خود را در آغوش خود می گیرد و می گوید: پتیا ، می دانی من مادربزرگت چند ساله هستم؟ ما در تعمید بخشیدن او خواهیم بود. کودک پتیا هنوز مشکوک نیست که درگیر چه چیزی شده است. بدون تقویم ، فقط قطعاتی از حافظه است و تصویر بازیگر زن بسیار زیبا و کامل است. آلیس فروندلیچ در فیلم “آلیس: هیجان”. از بایگانی شخصی دنیس کلبلیف

آغازگر این پروژه نوه فروندلیچ ، نیکیتا ولادیمیروف بود. وی پیش از این فیلم “کپور یخ زده” ساخته ولادیمیر کوت را با مشارکت فروندلیچ تهیه کرده و اکنون از دنیس کلبلیف دعوت کرده و اشتباه نکرده است.

جاده زمستان توسط آندرس استرگارد ، مستندش گزارشگر ویدئویی برمه ای نامزد اسکار شد ، داستان لیگ فرهنگی یهودیان آلمان را در زمانی بیان می کند که هیچ طرحی برای نسل کشی گسترده وجود نداشت. پدر و پسر درگیر گفتگو هستند و سعی می کنند بفهمند که هولوکاست چگونه بر نسل های بعدی تأثیر گذاشت. به نظر می رسد بازیگرانی روی صفحه نیستند ، بلکه افراد واقعی غرق در تاریخ خانواده هستند. برونو گانز در فیلم “مسیر زمستان”. عکس ارائه شده توسط سرویس مطبوعاتی جشنواره

این نقاشی وقایع گذشته را به گونه ای بازتولید می کند که مرز بین واقعیت و انکسار مستند-هنری آن پاک می شود. گانتز ، که در فوریه 2019 درگذشت ، آخرین نقش خود را به طرز چشمگیری بازی کرد. وقایع نگاری با مشارکت هیتلر ، كه در “جاده زمستان” مورد استفاده قرار گرفت ، این ذهنیت را به ذهن متبادر می كند كه چگونه این بازیگر در “پناهگاه” الیور هرشبیگل ، نقش فیورر را بازی می كرد. قهرمان او در “راه زمستان” می گوید: “من هرگز خود را یهودی ندانسته ام و گفتگویی با پسرش آغاز خواهد شد:” اما نام شما گلدشیمیت است. پدر شما Motya Goldschmit است. شما مثل یک ماهی شکم پر یهودی هستید. ” – “من ماهی نیستم.” آیا این زندگی نامه خود گانتز نیست؟ شاید او صمیمی ترین حالت را به پسرش می گوید: چگونه او در ارکستر به عنوان نوازنده فلوت نوعی نوازنده ویولون را متوجه شد ، چگونه آنها از نظر جسمی برای اولین بار به هم نزدیک شدند. پسر رویایی درباره برلین نظامی بازگو می کند ، جایی که یهودیان اجازه ندارند بعد از هشت شب بیرون بروند ، و چهره های سفید با شکوه بر فراز شهر اوج می گیرند و آسمان با شکوه ویم وندرس است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>