پوگاچوا در مراسم خاکسپاری ژوانتسکی

غیر قابل تشخیص به نظر می رسید

مدت هاست که مکان و زمان مراسم خداحافظی مخفی نگه داشته می شود. اول ، به دلیل سطح بی وقفه تهدید ویروس کرونا. و ثانیا ، نزدیکان ژوانتسکی بر این اصرار داشتند. واقعیت دفن شدن طنزپرداز در نوودویچی فقط در اواخر عصر شناخته شد.

یک ساعت و نیم قبل از شروع مراسم ، نگهبانان ورودی قبرستان را مسدود کردند. روزنامه نگاران در سمت چپ ورودی رسمی به صف ایستاده اند و یک ایست بازرسی بداهه در سمت راست برای میهمانان منتخب مراسم تشییع جنازه دارند.

حتی قبل از اینکه ماشین های رسمی و رنگی شروع به پارک روی دیوارهای آجری کنند ، یک گروه نظامی به دروازه های آهنی نزدیک شد. در پشت سر او ، چند نفر یک تاج گل عظیم از گلهای قرمز آوردند. علی رغم این ممنوعیت ، مردم شهر مسن با یک یا دو میخک در دستان خود به سمت نوودویچی رفتند. نمایندگان گارد روسیه بلافاصله آنها را مستقر کردند – قرار نیست. اما مردم آنجا را ترک نکردند. آنها منتظر باز شدن دروازه بودند – تقریباً تا ساعت 17 – و آنها می توانستند روی قبر میخائیل ژوانتسکی گل بگذارند.

“من می دانستم که آنها اجازه ورود به ما را نمی دهند. اما او نمی توانست بیاید. او اجازه نداد که وقتی می خواهیم زوزه بزنیم ناراحت شویم. اشکالی ندارد که چندین ساعت نایستم؟ ” – می گوید ماریا افیموونا گلتسر ، یک طرفدار پیر با دو میخک قرمز در دستان او.

کم کم ماشین های خارجی رنگی به گورستان آمدند. افرادی با دسته گل های مجلل از آنها بیرون آمدند. تقریباً همه از ماسک و عینک آفتابی استفاده می کنند. بنابراین بسیاری موفق می شوند به طور ناشناس از کنار روزنامه نگاران عبور کنند. یکی از اولین ورودی ها لئونید یارمولنیک و ایلیا رزنیک بود. در پشت سر آنها وزیر فرهنگ فعلی و سابق اولگا لیوبیموا و میخائیل شویدکوی قرار دارند. فقط دومی مکث کوتاهی کرد و چند کلمه را به یاد دوستش گفت.

– میشال میخالیچ یک عبارت شگفت انگیز دارد: “اشکالی ندارد اگر آنها به شما بخندند ، وقتی از سر شما گریه می کنند خیلی بدتر است.” امروز متأسفانه روزی فرا رسیده است که ما چندین روز گریه خواهیم کرد و گریه خواهیم کرد ، زیرا او شخصی بود که برای کل کشور عزیز بود. تصادفی نیست که برنامه او “افسر وظیفه کشور” نامیده می شد ، اما او فقط یک افسر وظیفه نبود ، بلکه از بستگان هر یک از ما ، یک فرد بسیار نزدیک بود. او به اکثریت بی زبان زبان داد. او آنچه را که می ترسیدیم برای خود تنظیم کنیم ، شکل داد. او وقتی زنده ماندن غیرممکن به نظر می رسید به ما کمک کرد …

برشت چنین گفتگویی دارد. یک نفر به دیگری می گوید: “ناراضی است کشوری که هیچ شوخ طبعی وجود ندارد.” آنها در مورد دانمارک صحبت می کنند. و دیگری به او پاسخ می دهد: “نه ، کشور ناراضی است ، جایی که شما بدون احساس شوخ طبعی نمی توانید زندگی کنید.” میخائیل میخائیلوویچ این حس شوخ طبعی را داد. و ما فهمیدیم که شما می توانید در این کشور زندگی کنید.

آلا پوگاچوا و ماکسیم گالکین در قبرستان ظاهر می شوند. تقریباً غیرممکن است که پریمونا را با یک ژاکت پایین سیاه ، یک کاپوت روی سرش و یک ماسک که صورتش را می پوشاند ، تشخیص داد. این زوج از اظهار نظر خودداری کردند.

حتی پس از شروع مراسم ، اتومبیل ها تا ورودی رسمی به حرکت خود ادامه می دادند. به ندرت ، هر 5-10 دقیقه. بازیگران کوارتت I لئونید باراتس و روستیسلاو خایت ، مدیر موزه هنرهای زیبا دولتی پوشکین نیز برای خداحافظی از میخائیل ژوانتسکی آمدند. مانند. پوشکینا مارینا لوشاک و الکساندر روزنبام.

در همین حال ، صدای قلیانی از قبرستان شنیده می شد که آغاز مراسم تشییع جنازه و سرود فدراسیون روسیه را اعلام می کرد. پلیس همچنان از هرکسی که در گورستان معطل مانده بود خواست که آنجا را ترک کند و به آنها توصیه کرد که یک روز دیگر بیایند و خداحافظی کنند. گروه جوانی از طنزپردازان در همان نزدیکی ایستاده بودند. 3 پسر و 2 دختر کمدین استندآپ جوان هستند. و برای آنها این میخائیل ژوانتسکی بود که به یک نقطه مرجع در کار آنها تبدیل شد.

“من اخیراً ایستاده ام. من کمدین های شیک را تماشا می کردم و پدر میخائیل میخائیلوویچ را به من نشان داد. و فهمیدم که هیچ یک از ستاره های طنز و شمع مدرن ما برای او مناسب نیستند.

وقتی داشتم اولین مطالبم را می نوشتم ، سعی کردم مستقیماً آن را کپی کنم. من خواب دیدم که روزی او مونولوگ من را بخواند … حالا من طنز را رها نمی کنم ، “این کمدین 23 ساله اعتراف می کند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>