“سطح” عبور کرد: هنرمندان ارواح و جعلیاتی را در طبیعت انسان پیدا کردند

سفر به طبیعت انسان از “نقطه صفر” آغاز می شود. او به یک شومینه در طبقه دوم عمارت Turgenev-Botkin تبدیل شد ، که اکنون مرکز موزه ROSIZO را در خود جای داده است. موج آبی از یک شومینه باستانی جریان دارد ، که ذغال ها بر روی آن می درخشند. موج ، اما مانند چراغ های روی آن ، از پارچه ابریشم ساخته شده است. سفر با طبیعت انسان با این نصب نمادین توسط دنیس اورانوف ، اتصال یخ و آتش آغاز می شود. در اینجا ، مانند یک افسانه: اگر به سمت چپ بروید ، به سطح بیرونی می رسید ، اگر به سمت راست بروید ، در اعماق ضمیر ناخودآگاه سقوط خواهید کرد. در “نقطه صفر” ، بیننده ، گویی در یک بازی رایانه ای ، مسیر را انتخاب می کند.

اگر به سطح “خارجی” روی بیاورید ، خود را در دنیای فیزیکی می بینید. هنرمند النا یاملیخانوا در سری “ساختار” شخص را زیر میکروسکوپ معاینه می کند: می توان از نقاشی های او برای بررسی جزئیات بدن – پوست ، چشم ها ، لب ها استفاده کرد. اما این فقط یک دیدگاه بیولوژیکی نیست ، بلکه هر سلول در تصویر پر از احساسات است. برعکس ، ما نقاشی را به سبک گرافیک رایانه ای می یابیم: بدن انسان ، با خطوط صاف نوشته شده و در فضای سیاه پرواز می کند ، از زوایای مختلف غیر استاندارد نشان داده می شود به طوری که به تصاویر نیمه انتزاعی تبدیل می شود. در نقاشی های میشا گوریاچکین ، طبیعت انسان با حرکات بی پایان آشکار می شود. ما بدون اینرسی مداوم نمی توانیم وجود داشته باشیم ، اما آیا یک سفر مجازی را می توان حرکتی در نظر گرفت – تنها حرکت ممکن اگر در چهار دیوار قفل شود؟

بیشتر آثار این نمایشگاه در قرنطینه ایجاد شده است – درست زمانی که حرکت محدود بود. بسیاری از نویسندگان این پروژه اذعان می کنند که زمان را از دست داده اند ، اما موفق شده اند کارهای بیشتری نسبت به زندگی معمول قبل از قرنطینه انجام دهند. به نظر می رسد حرکت یک فرد در واقعیت جدید اشکال دیگری به خود می گیرد. این ایده را می توان در بوم بزرگ آدیل اوبکروف ، جایی که بدن انسانها در یک گردباد طرح دار آبی و سفید از تصاویر خارق العاده ادغام می شوند ، خواند. “عروسک کاغذی” توسط واسیلیسا لبدوا

فانتزی همچنین در کارهای واسیلیسا لبدوا ، که پیشنهاد بازی “عروسک کاغذی” را دارد ، حضور دارد. بازی بچه ها را با یک مجسمه کاغذی به یاد دارید که لباس های نقاشی پوشیده باشد؟ در قرنطینه ، واسیلیسا مشابه آن را از پارچه – به اندازه یک انسان دوخت. و او لباس های مختلفی برای او درست کرد – از کت و شلوار کلاسیک تجاری و کمی لباس سیاه گرفته تا لباس شبح و پری دریایی. در انزوا ، این هنرمند با لباسهای ماسک های پزشکی و در حالی که با آلتر اگو خود همراه او بود ، به پیاده روی سگ رفت. اما در نمایشگاه لباس ماسک وجود ندارد ، لباس های دیگری وجود دارد – از معمول تا خارق العاده. هرکسی می تواند قهرمان تاسیساتی به نام She را در تصویری که دوست دارد ، آرایش کند. با کمک این بازی ، واسیلیسا به طرز جدیدی به مسئله درک کلیشه ای نزدیک می شود.

– ما می کوشیم افراد را با یک نوع خاص سازگار کنیم ، – این هنرمند می گوید. – در اینجا ، همانطور که به گفته یونگ ، کهن الگوهای یک زن مشخص می شود: اگر او کت و شلوار پوشیده باشد ، این یک شخص جدی است ، و اگر با لباس – یک دختر ساده لوح ، و غیره. ما با لباس ملاقات می کنیم و یک کلیشه را به آویزان می کنیم ، انتظار یک رفتار خاص را داریم. و اگر این انتظارات با الگو منطبق نباشد ، متعجب می شویم و حتی گاهی آزرده خاطر می شویم. از طرف دیگر ، هر یک از ما کلیشه های خاصی از رفتار را امتحان می کنیم: برای مثال برای جلوگیری از درگیری ، یک موش خاکستری بازی می کند یا برای جلب توجه و پنهان کردن خجالت ، با خشم لباس می پوشد. شخصی نقش های اجتماعی را که از ما انتظار می رود تقلید می کند ، یا در تناقض عمل می کند … این طبیعت انسان است. اثری خیالی از اوا اراكچیوا

واسیلیسا خودش اعتراف می کند که قهرمان او بسیار جسورتر از خودش است. بنابراین بازی لباس پوشیدن برای او نه تنها ابزاری برای تحقیق در روانشناسی انسان ، بلکه وسیله ای برای بازتوانی خود نیز می شود. هنرمند Eva Arakcheeva نیز بازی را به عنوان یک روش انتخاب کرد. او یک تصویر را با یک صحنه از یک بازی تیراندازی رایانه ای ترسیم کرد: پیش از ما لحظه ای است که بازیکن با دو شخصیت روبرو می شود – ونوس بی گناه از بوم قابل نابودی بوتیچلی ، لباس کوتاه و بالا ، و یک هیولای سیاه با چاقو. هدف این پوزه به شخصیت “بد” بود ، اما دید تلسکوپی بر روی شخصیت “خوب” متمرکز شد. این لمس دیگری بر طبیعت دوگانه انسان است … “نقطه صفر”. نصب توسط دنیس اورانوف

اگر سطح “بیرونی” با روانشناسی بازی پر شود ، سطح “درونی” با مراقبه و فلسفه پر می شود. اگر از “نقطه صفر” به سمت راست بپیچید ، خود را در یک سالن نیمه تاریک در جمع یک سیاه پوست در قفس قرمز خواهید دید. این یک “مجسمه زنده” توسط رومان ارماکوف است – تصویری از آزادی که خود گویاست. در کنار آن می توانید چندین شی مراقبه را بیابید که یادآوری ارتباط ناگسستنی بین انسان و طبیعت است. این همچنین شی Forest جنگلی میشا گوریاچکینا است ، جایی که درختان از الگوهای لرزاننده شبیه لیگاتور “رشد می کنند”. و کار کریل ژیلکین “دوگانگی”: چراغهای چند رنگ سوسو بر روی بوم دیده می شوند که کبوتر مرده ای شبیه یک گل قرمز عجیب را نشان می دهد ، به طوری که مرگ به یک افسانه زیبا و افسونگر تبدیل می شود.

“سطح” بعدی ناخودآگاه باستان شناسی است. در اینجا کار پاول پولشچیکوف است که “تمرین باستان شناسی” نامیده می شود. این هنرمند مصنوعات را بازتولید می کند ، گویی در دره رود Dvina یافت می شود ، طبق افسانه ها ، سن آنها 6-7 هزار سال قبل از میلاد است. این باستان شناسی خیالی اثبات جعلی “نمایش نمادین سازندگان آنها” می شود. یعنی تخیل و تفکر تخیلی به اندازه ابداع انعکاسی اسطوره ها در سطوح مختلف بخشی از ذات انسان است …

از مجموعه “ترکیب از خانه سرگردان”

از یک افسانه – ما خود را در افسانه دیگری می یابیم ، که ایده ابراز شده را ادامه می دهد. “ترکیب از خانه سرگردان” افسانه خیالی دیگری است که توسط هنرمندی ابداع شده است که با نام مستعار Onda مخفی می شود. نویسنده داستانی درباره خانه های سرگردان را روایت می کند ، که هزاره ها قبل یا در قرن های XII-XIV ظاهر شده است. این ساختمانها با ورقهای فلزی غلاف شده بودند و روی آنها نقاشی های دیواری اصلی را جعل می کردند و متن می نوشتند. این ورق های “باستانی” در مقابل ما هستند. آنها افرادی را با چشمان عظیم نقاشی از آیکون و متنهایی مانند: “من یک شهر هستم” یا “با بیگانگان ملاقات کردم” به تصویر می کشند.

نکته آخر یک سالن تاریک است که دارای یک هنر نصب صدا “Flicker” توسط مجموعه “موزه جاذبه های همیشگی” است. حس لمس در اینجا خاموش است ، شما به گوش شما تبدیل می شود که صدای شهر و طبیعت ، طوفان باد و پژواک مکالمات ، غرش وسایل نقلیه و خش خش شاخ و برگ گیاهان را می گیرد … موسیقی عجیب در آستانه صدای واقعی و غیر واقعی ، تقریباً سفید با نت های زنده. با حل شدن در آن ، می توانید مانند بخشی از چیز بزرگتری احساس کنید. مردی با همه چمدانهای بی حد و مرز خود از الگوهای بیرونی و داخلی هنوز مرکز جهان نیست ، بلکه فقط یک ذره کوچک از آن است …

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>