او مانند یک خدا روی صحنه بود: چگونه Dzhigarkhanyan بزرگ را به یاد می آوریم

در 17 نوامبر ، مسکو و کل کشور با آرمن جیگرخانیان خداحافظی خواهند کرد. یکی پس از دیگری ، نسلی از شخصیتهای برجسته در حال عزیمت هستند که قدرت و قدرت تئاتر و سینمای روسیه بر روی آنها حفظ شد. الماس های اصلی او جعلی نیستند.

آرمن بوریسوویچ. ارمن جیگا … با معیارهای مدرن و همچنین با استانداردهای قدیمی – به هیچ وجه بلند نیست ، اگرچه پشت مانند بوکسور یا کشتی گیر است. سر او بزرگ است ، و روی آن لبخند از گوش تا گوش وجود دارد ، اگر او شروع به کار یک چیز غیرمجاز ، خنده دار یا واکنش نشان داد به شوخی موفق کسی. اما همان لبخند در یک لحظه می تواند یک پوزخند سخت شود ، که فقط در رهبر یک دسته گرگ یافت می شود. رهبر یک گرگ معمولی نیست. و در صحت نسخه یکی و دیگری که دارای تفاوت های ظریف و سایه ای است نیز شکی نبود.

او حتی اگر در حاشیه باشد یک قهرمان است. گسترده و گستاخانه جذاب (تریستان ، “سگ در آخور” ، لوون “وقتی سپتامبر می آید”). کاملاً فهمیده ، خردمند (آرتوزوف ، “عملیات اعتماد”) یا نفرت انگیز ، که می خواست او را بکشد ، تا زندگی دیگران را از بین نبرد (استنلی کووالسکی ، “یک ماشین واگن به نام آرزو” ، والدمارو ، “سیاه نمایی” از “کارشناسان تحقیقات را رهبری می کنند”). و روی صحنه ، روی صفحه – چه تفاوتی! ..

در آنجا او وجود دارد – صد در صد مرد در اوج زندگی (آرتم ، “سلام ، من هستم!” ، ولودیا ، “اولگا سرگئوونا”) یا پیرمردی ناموزون (کراپ ، “نوار قدیمی کراپ” ، ماکس “خانه آمدن”). اما هر کس و هر کس که باشد ، اصالت کلمه اصلی او است. و دیگری – جذابیت خواب آور. یک آدم بدجنس و شرور قاتل در قدرت جذابیت و فکر نمی کرد که تسلیم نجیب ، صادق ، راستگو شود. و این یک هدیه استعدادی است که توضیح ماهیت آن به طرز دردناکی غیرممکن است. آیا این مشیت خداوند است.

بله ، خدا هنگام تولد او را بوسید ، از پدر و مادر و احتمالاً یک متخصص زنان و زایمان که کودک را به موقع و به طور حرفه ای برد ، تشکر کرد. او همه چیز را به آرمن جیگارخانیان – تئاترها ، و حتی بعضی از آنها را به آنها داد. مایاکوفسکی ، تئاتر هنری مسکو و لنکوم. سینما ، جایی که او از نظر تعداد نقش ها – بیش از 300 رکورد قابل تصور – شکست. او با هنرمندان بزرگ – آندره گونچاروف ، مارک زاخاروف ، یان فرید – که نقش های عالی و همچنین مشاهیر پزشکی – روشال ، ددوف را به او ارائه داد ، گرد هم آمد. او دوستانی را فرستاد ، هرگز خیانت نکرد. سرانجام ، او عشق بزرگ مردم را به او داد – ارمنی ، شوروی ، روسی ، و آرمن بوریسوویچ نیز این آزمون را پشت سر گذاشت. او متوسط ​​معتدل ، گزینش ، حتی مراقب بود. ولی…

وقتی خدا و سرنوشت چنین هدایایی را می دهند ، شما باید آماده باشید تا هزینه آنها را بپردازید. این واقعیت که خود را وقف کار بدون ردیابی می کنید خطرات بزرگی را به همراه دارد. و آرمن جیگارخانیان – ابتدا با از دست دادن تنها دخترش و در پیری – با تنهایی پرداخت.

– ماریشا ، من زندگی ام را زشت می گذرانم ، – این عبارت اوست. صادقانه تلخ. تلخی در صدای ترک خورده اش ، در چشمانش که همه چیز را می فهمد و در س theال بی صدا: «چرا این اتفاق افتاده است؟ چه کسی مقصر است – فقط خودم؟ ” شاید او هم چنین کرد. هیچ کسی مقصر نیست – فکر می کنم ، اما من هرگز این حرف را به او نمی زنم ، تا روی زخم بهبود نیافته نمک نپاشم.

او پیر ، تنها است ، خوب راه نمی رود ، اما هنوز هم … او آنقدر خوش تیپ نبود ، اما حتی کچل هم نمی شد – با این تفاوت که جوجه تیغی سخت او در اولین سرما مانند یخبندان صبحگاهی به نظر می رسد. و سر هنوز با تناسب غرور و نیمرخ خرد شده است ، و نه به راحتی پخته شده است ، که اغلب در افراد مسن اتفاق می افتد.

در روز درگذشت او ، همه کانال های تلویزیونی به سرعت در برنامه برنامه ها تجدید نظر کردند و فیلم های قدیمی او ، گزیده ای از اجراهای افسانه ای ، مصاحبه ها را بازی کردند ، جایی که او ده تا پانزده سال از الان کوچکتر است و او تئاتر خودش را دارد. در بعضی از کانال ها “سلام ، من عمه تو هستم” بازی می کنند – کجا می توانیم بدون او برویم؟ قاضی خنده دار او ، کریگز ، با کت و شلوار تنگ و نواری باریک از گوشتخواران ، مانند تمساح با دیدن قربانی ، دندانهای خود را بر روی یک خاله اشتها آور از برزیل ، جایی که دونس پدرا و میمون ها به تعداد کافی یافت می شود ، کلیک می کند. کمدی آبشار جذاب با بازیگران درخشان. و عمه کالیاگین آواز می خواند: “و چرا عشق برده سعادت و موفقیت است؟ ..”

اما این در مورد او نیز هست: همانطور که مشخص شد ، زنان دیگر او را دوست ندارند ، بلکه موفقیت و پول او را دوست دارند. خدا نمی داند چه فکر تازه ای است ، اما این حقیقت زندگی است که همچنان بسیاری را کور می کند. و معلوم شد Dzhigarkhanyan یکی از آنهاست: او آنقدر برای آنچه دوست داشت دوید ، برای آنقدر زندگی کرد که متوجه نشد چگونه در یک لحظه قهرمان یک برنامه گفتگوی رسوایی از یک قهرمان ملی شد. پرداخت؟ یک زن جوان حریص ، در مقابل کل کشور ، اموالش را با خود برد ، صادقانه درآمد کسب کرد و در عین حال با شهادت دادن به دوربین های تلویزیونی ، بدون پلک زدن ، پول خوبی به دست آورد.

“ماریشا ، من زندگی خود را زشت می گذرانم” ، هنوز صدای او را می شنوم. و من می خواهم او را آرام کنم: “نه ، نه ، آرمن بوریسوویچ ، این آب گل آلود پایین می آید ، حریص و بی شرمانه فراموش می شود. این اپیزود یک اپیزود باقی خواهد ماند و هر از گاهی مانند رنگ روی کارت پستال زرد رنگ کاملاً محو می شود. و همانطور که آنها شما را دوست داشتند ، شما را نیز دوست خواهند داشت. درباره فرزندان و نوه های آنها درباره آرمن جیگارخانیان ، هنرمند بزرگی که روی صحنه و صفحه مانند خدا بود ، گفته می شود! “

درگذشت آرمن جیگارخانیان: آخرین عکس ها و بهترین نقش های هنرمند مردمی

درگذشت آرمن جیگارخانیان: آخرین عکس ها و بهترین نقش های هنرمند مردمی


به گالری عکس مربوط مراجعه کنید

منتشر شده در روزنامه “Moskovsky Komsomolets” شماره 28416 16 نوامبر 2020

تیتر روزنامه:
آرمن بوریسوویچ. ارمن جیگ

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>