ایرینا کوپچنکو به عنوان یک “بازیگر معنوی” شناخته می شود

تنها هشت نقاشی در این مسابقه ارائه شده است که به سختی به دست آمد. لیودمیلا تومسکایا کهنه کار توزیع فیلم در مورد وضعیت فعلی اظهار داشت: “تهیه کنندگان مدت ها فکر می کنند که آیا فیلمی را ارائه دهند یا نه. امروز آنها کسانی نیستند که چیزی به بودجه تصویر اضافه کنند، از بودجه دولتی استفاده می کنند.» برای مثال، با اشاره به اکران بین المللی افسانه ای این فیلم، فیلم The Righteous ساخته سرگئی اورسلیاک داده نشد. این جشنواره با هزینه یک دوره نگر به گذشته که مصادف با صدمین سالگرد تولد آهنگساز آیزاک شوارتز، بازیگر میخائیل پوگووکین، کارگردان سرگئی میکائیلیان، هشتاد و پنجمین سالگرد الکسی آلمان، یوری یاکولف و ویاچسلاو تیخونوف است، به دست می‌آید. برنامه ای به مناسبت نودمین سالگرد الکساندر میتا که اکنون زنده است تدارک دیده شده است.

پترزبورگ شهر کهنه سربازان فعال است. در روز افتتاحیه جشنواره ، نگهبان قدیمی جمع شد – تاتیانا پیلتسکایا 94 ساله که سن خود را پنهان نمی کند ، ایوان کراسکو 92 ساله ، گئورگی شتیل 91 ساله. این روزها آلیسا فریندلیخ و اولگ باسیلاشویلی نمایش “تابستان یک سال” را روی صحنه تئاتر BDT بازی کردند. همه آنها در حال کار هستند و این چنین عطش زندگی در این مردم!

استانیسلاو لیوبشین که اخیراً تولد 90 سالگی خود را جشن گرفت، از مسکو وارد شد و سخنان نمایشنامه نویس الکساندر ولودین را به یاد آورد: هر چه فرد مسن تر باشد، به زندگی خوشبین تر است. لیوبشین از طرف خودش اضافه کرد: “بهترین ها همیشه پیش رو هستند.” – من اخیراً در تئاتر هنری مسکو نمایشی داشتم و هر بار با اشاره به سالگرد من تأکید می کند که چنین اتفاقی برای شخصی رخ داده است. سعی کردم از همه اینها دوری کنم. وقتی کوچک بودم همیشه می شمردم چند سال دارم، آنقدر مغرور بودم که دیگر بزرگ شده بودم. و حالا خودتان می بینید که من چقدر بزرگ هستم. من افتخار می کنم که اولین بار زمانی که سرباز بودم پا به خاک سن پترزبورگ گذاشتم و برای امتحان در دانشکده مهندسی نظامی آمدم. از قطار پیاده شدم و به میدان اکتبر رفتم. پیرمردی از آنجا رد شد و از او پرسیدم سادووایا 11 ساله کجاست. او به ساعتش نگاه کرد و گفت: «پسرم، بیا برویم. من شما را همراهی خواهم کرد.” ما با او در امتداد خیابان نوسکی، خاموش قدم زدیم. «تو خودت برو، وگرنه من برای شیفت شب دیر می‌ام» و مرا بیشتر راهنمایی کرد. سپس متوجه شدم که لنینگرادها چیست.

یک سال پیش سرگئی پوسکپالیس به جشنواره آمد. حالا شام یادش گذشت. الکساندر پروشکین کارگردان نحوه ملاقات آنها در سن پترزبورگ را به یاد می آورد: «یک فرد باز، چشمه ای از انرژی، در ایده های خود در مورد زندگی سختگیر است. شخصیت. در خاطره ماند. در جشنواره متوجه می شوید که در طول سال چه اتفاقی افتاده است که دیگر کسی را نخواهید دید. ضررهای وحشتناک نه آرمن مدودف، وادیم آبدراشیتوف. سرگئی دریدن این هفته درگذشت. Seryozha یک سیاره سنت پترزبورگ است، یک هنرمند شگفت انگیز، یک روشنفکر. خروج کاملا غیر منتظره مثل ضربه ای به سر».

سرگئی دریدن در 8 می در سن 82 سالگی در فنلاند درگذشت. بیش از یک هفته است که بستگان وی در تلاش هستند تا بر تشریفات اداری غلبه کنند تا جسد متوفی را به سن پترزبورگ تحویل دهند. کارگردان فیلم آندری زایتسف پس از فیلمبرداری فیلم خاطرات محاصره با سرگئی سیمونوویچ دوست شد. خوشبختانه موفق به ساخت فیلم مستندی از او شدم که به زودی در تئاتر بولشوی نمایش داده می شود. تابستان امسال، آندری قصد داشت یک فیلم بلند با دریدن و فریندلیچ به عنوان همسر فیلمبرداری کند که با در نظر گرفتن این هنرمندان برجسته نوشته شده بود. بدون دریدن، هیچ چیز اضافه نمی شود. آلیس بزرگ آماده عمل نیست.

در مورد الکساندر پروشکین، او به دلیل بیماری بازیگر و کارگردان الکساندر بالوف که در مراقبت های ویژه به سر می برد، مجبور به ریاست هیئت داوران شد. الکساندر آناتولیویچ وضعیت را روشن کرد: “من از بدبختی یک رئیس هستم، یک جانشین هستم.” الکساندر بالوف قرار بود رئیس هیئت داوران باشد، اما او به شدت بیمار شد.

ایرینا کوپچنکو که سالگرد خود را جشن گرفت، یک روز برای دریافت جایزه “برای معنویت در فرهنگ” وارد شد، موفق شد فقط به لاورای الکساندر نوسکی برود و به مسکو بازگشت. اولین روزهای عکاسی من در اینجا سپری شد. من در لانه اشراف کنچالوفسکی بازی کردم. روز اول تیراندازی بارید، روز دوم و روز دهم هم بارید. ما شروع به تصویربرداری از فضای داخلی کردیم در حالی که منتظر پایان آن بودیم. من در کتابخانه ثبت نام کردم، شعرهای پاسترناک را در یک دفتر کپی کردم. تا حالا وقتی بارون میاد یه حس غمگینی بهم دست میده. من در این شهر بیش از یک زندگی بیگانه زندگی کردم، روی تخت ملکه ماریا الکساندرونا دراز کشیدم که آن را بازی کردم. اکنون غیرقابل تصور است، اما در اتحاد جماهیر شوروی سینما مهم ترین هنر بود. وقتی کرمزین را بازی کردم، شبانه در آپارتمان پوشکین در مویکا فیلمبرداری کردیم. “ستاره شادی گیرا”، “تعطیلات در شهریور” … شما نمی توانید تمام فیلم ها و نقش هایی را که من زندگی کردم را در اینجا لیست کنید. تمام جوانی من در قطار سپری شد. عصر می نشینی و می روی سن پترزبورگ شلیک می کنی و برمی گردی. برای یک هفته در سن پترزبورگ، نرم‌تر و ظریف‌تر می‌شوید: «اوه، متاسفم. متاسف. خواهش می کنم،” ایرینا کوپچنکو می گوید.

او در تمام زندگی خود در همان تئاتر خدمت کرده است، فرصت های زیادی در سینما داشته و با کارگردانان برجسته در آنجا کار کرده است. دلیل ثبات برای خارجی ها تعجب آور است، اما برای کوپچنکو همه چیز طبیعی است.

– یک بازیگر نمی تواند توضیح دهد که چرا بازیگر است، چرا در تمام عمرش نقاب دیگری را به چهره می زند، که مخصوصاً با افزایش سن سخت می شود. مثل یک بیماری است. همه چیز به محافظه کاری بستگی ندارد، بلکه به حرفه ای بستگی دارد که به همه در هیچ حرفه ای داده نمی شود. در تئاترهای رپرتوار معمولاً مردم تمام زندگی خود را کار می کنند. قبلا نمی دویدند، اما الان می دوند. فرصت های بیشتر برای کسب درآمد، سریال های زیاد، فیلمبرداری آسان تر از گذشته. اما بیشتر آنها برای کار خود ارزش قائل هستند. وقتی آدم اینطوری به دنیا می آید و کار دیگری نمی تواند بکند، به این دلخوشی می کند و روی صحنه می میرد. ما اصلاً چیزی را انتخاب نمی کنیم، ما به چیزی که به ما پیشنهاد می شود یا پیشنهاد نمی شود بستگی داریم. لیوسیا گورچنکو به مدت 15 سال بازی نکرد و نه به این دلیل که کسی به او اجازه نداد. اما چون کارگردان نمی بیند و نمی بیند. ایرینا پترونا می گوید: “شما نمی توانید کاری در مورد آن انجام دهید.”

کارگردانان دوقلو الکساندر و ولادیمیر کوتس (او 15 دقیقه بزرگتر است) در حال حاضر 100 ساله برای دو نفر هستند. آنها می خواستند بدون توجه به تاریخ بگذرند – نتیجه ای نداشت. ما برای اولین بار در ماه گذشته اینجا ملاقات کردیم. ولادیمیر کوت گفت: ساشا در یک نقطه از کشور تیراندازی می کند، من در قسمت دیگر شلیک می کنم. ما حتی متوجه نشدیم که اینقدر فیلمبرداری کرده ایم.»

جایزه عشق محو تماشاگران به مناسبت تولد 65 سالگی و 100 نقش پشت سر او به الکساندر پولوفتسف بازیگر سن پترزبورگ اهدا شد. سرگئی سلین، همکارش در “خیابان های فانوس های شکسته” در هنگام اهدای این جایزه، در ابتدا دوستش را چنین توصیف کرد: “ساشا می تواند کارهای زیادی انجام دهد، اما مهمتر از همه، او می داند چگونه بچه بسازد.”