ماکسیم زمشف توضیح داد که چگونه روسیه در “منطقه تاریکی” قرار نمی گیرد.

ماکسیم زمشف، شاعر، نثرنویس، منتقد سرشناس، سردبیر نشریه Literaturnaya gazeta، ایده‌ای در خور ذکر و استناد بیان کرد: «وقتی برای کلمات، نمایش‌ها و کتاب‌ها زندانی می‌شویم، از مرز خطرناکی عبور می‌کنیم، به ویژه در فقدان قوانین در این زمینه به جز لوایح بسیار بحث برانگیز.» ما در مورد تعقیب کیفری یوگنیا برکوویچ و سوتلانا پتریچوک به دلیل نمایشنامه “فینیست یاسنی سوکول” صحبت می کنیم که قبلاً دو “ماسک طلایی” دریافت کرده بود. کارگردان و نمایشنامه نویس تولید به توجیه تروریسم متهم است. هر دو به مدت دو ماه بر اساس بررسی زبانی متن دستگیر شدند که فقط یک روز طول کشید. این نویسنده به تفصیل درباره موضع خود در قبال این پرونده و دیگر موقعیت‌های مهم پیرامون شخصیت‌های فرهنگی در «م‌ک» توضیح داد.

– ماکسیم آدولفویچ، شما می نویسید که “داستان برکوویچ و پتریچوک، با اخراج مایتی درخشان و فشار بر دودین بزرگ، چیزی نیست که باعث افتخار کشور شود.” در عین حال، واقعاً دشوار است که شما را به عدم وطن پرستی مشکوک کنیم.

– در مورد اراده هنرمند، هرگونه سانسور، ممنوعیت و حتی بیشتر از آن جفا، واقعیت شکست قدرت است، مظهر ضعف، نه قدرت. ما می بینیم که چگونه غرب و اوکراین از این نظر در «منطقه تاریکی» قرار دارند. بله، از منظر زیبایی، آنها همچنان به بازی دموکراسی ادامه می دهند، اما در واقع در اوکراین از زمان میدان شاهد پیروزی سانسور بوده ایم. یکی از برنامه های راهبردی دشمنان ما این است که ما را در این تاریکی بپوشانند. آنها با تأثیرگذاری بر احساسات، بازی در موقعیت دشواری که اکنون در حال ظهور است، به دنبال این هستند که ما را در این مسیر قرار دهند. اما این مسیر به شدت خطرناک است.

سیاست ممنوعیت هرگز به نتایج مورد انتظار منجر نشده است. در حوزه رسانه‌ای کنونی، زمانی که هنوز مسدود کردن همه چیز غیرممکن است، ممنوعیت‌ها فقط علاقه به یک شی یا موضوع را افزایش می‌دهند. حتی اگر دولت یا خدمات خاص هدف خاصی را دنبال کنند، مثلاً با این یا آن شخصیت استدلال کنند یا به جامعه نشان دهند که او یک پدیده مضر به نظر می رسد، توجه به او در حال افزایش است. بگذارید مثالی بزنم – پس از رسوایی اخیر، تمام بلیت های اجرای با کوزلوفسکی قبلا فروخته شده است. احتمالاً آنها به هر حال فروخته می شدند – تئاتر هنوز هم محبوب است ، اما داستان با انتقال و سپس بازگشت تولید به وضوح روند را تسریع کرد. یعنی حتی اگر برخی از چهره ها در نهایت توسط بخشی از جامعه طرد شوند، خود روش شناسی ممنوعیت کارساز نیست.

– اما فراخوان ها برای “عملیات ویژه فرهنگی” هنوز به گوش می رسد …

– جامعه می تواند خودش بفهمد چه چیزی را مصرف کند، چه چیزی را خطرناک، مضر و مخرب می داند. اما برای اینکه مردم این را بفهمند نیاز به یک طرح متفاوت است. کارکرد آموزشی آموزش و پرورش متاسفانه به کلی از بین رفته است. اکنون تلاش می کنند آن را برگردانند، اما این کار در یک یا دو سال انجام نمی شود. و آموزش را نباید به اشکال کاریکاتور خلاصه کرد، که در گذشته بود: با ظرف شستن در اتاق غذاخوری، رعد و برق احمقانه و سفر برای سیب زمینی.

– میهن پرست بودن و دفاع از آزادی خلاقیت – به نظر شما چیزهایی سازگار هستند؟

– به عنوان فردی که تحت تحریم 29 کشور هستم، به سختی می توان به من مشکوک به همدردی با کوزلوفسکی یا برکوویچ شد. اما من کاملاً متقاعد هستم که برخلاف تاریکی، ما باید کشوری آزاد بسازیم. و برای مجازات مجرمان واقعی – کلاهبرداران، اختلاس کنندگان دارایی های عمومی، مقامات فاسد، دزدان قانونی، و عدم تسویه حساب با هنرمندان و خط زدن نام مدیران از روی پوسترها. همه ما در زمان شوروی در اتحاد جماهیر شوروی این اتفاق را پشت سر گذاشتیم؛ از نظر دوام، این به جای آن به اتحادیه خدمت نکرد. من این را درک می کنم زیرا یک عملیات ویژه در حال انجام است و مردم ما کشته می شوند. اما مردم می میرند نه به این دلیل که تاریکی سانسور در روسیه از سر گرفته شده است، بلکه به این دلیل که مردم روسیه که تحت حاکمیت اوکراین زندگی می کردند، حق انتخاب دارند. به عنوان مثال، من خوشحالم که در کریمه زبان اوکراینی یکی از زبان های دولتی باقی مانده است. عاقلانه ترین تصمیم زبان نمی تواند منشأ هیچ ایدئولوژی باشد! آثار برجسته ای به زبان اوکراینی نوشته شده است. هنگامی که ما شروع به مبارزه با زبان می کنیم، این خطر را داریم که با روش هایی که با آن مخالفیم عمل کنیم.

– می دانیم که کلمه «جنگ» در رابطه با عملیات ویژه توصیه نمی شود، اما آیا این ممنوعیت شامل متون ادبی می شود؟ به عنوان مثال، شب های “شعر نظامی” برگزار می شود، در شعرهای موضوع دونتسک، کلمه “جنگ” دائما شنیده می شود. آیا این بدان معناست که واقعیت شاعرانه قوانین خاص خود را دارد؟

– در رژه روز پیروزی، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین کلمه “جنگ” را به زبان آورد. شما باید به زمینه نگاه کنید – اگر ما در مورد برگزاری NWO صحبت می کنیم و برخی از روزنامه نگاران عمداً سعی می کنند کشور ما را سرزنش کنند که می گویند شما همه چیز را شروع کردید ، شما آن را آزاد کردید ، پس نقض قانون وجود دارد. چون روسیه به اوکراین اعلان جنگ نکرد و اوکراین هم به روسیه اعلام جنگ نکرد. اما تا آنجا که به درگیری جهانی مربوط می شود، آنچه در جهان اتفاق می افتد، البته جنگ است. یعنی این کلمه ظرافت های زیادی دارد و استفاده از آن در شرایط خاص کاملاً امکان پذیر است.

– در وضعیت برکوویچ، پرونده جنایی بر اساس تجزیه و تحلیل انجام شده توسط متخصصان زبان بود. به طور کلی، چه نهادی حق تعیین خوب و بد را در ادبیات دارد: کمیسیون دومای دولتی، شوراهای عمومی؟

– ایجاد چنین کمیسیون هایی راه شرورانه ای است. در این رابطه، گریبودوف به ذهن می رسد: “و قضات چه کسانی هستند؟” اگر به این نگاه کنیم که در 23 سال گذشته چه کسی در مورد دولت روسیه چیزی گفته است، می توانیم به سادگی همه را از میهن پرستان افراطی، کمونیست گرفته تا حامیان کاسیانوف و یاولینسکی به زندان بیاندازیم.

بدون شک برخی از قوانین بازی باید تدوین شوند، اما قوانینی که اکنون تصویب می شوند سوالات زیادی را ایجاد می کنند. سازندگان آنها ظاهراً توسط برخی اهداف عالی اخلاقی هدایت می شوند، اما زمانی که اجرای قانون شروع می شود، حوادث و حماقت هایی رخ می دهد. به عنوان مثال، وسوولود چاپلین را به یاد بیاوریم که خواستار بررسی آثار ناباکوف و مارکز برای پدوفیلی بود.

ما در مورد “فرهنگ لغو” به عنوان بخشی از استراتژی دنیای غرب برای مبارزه با روسیه زیاد صحبت می کنیم، اما بیایید خودمان را لغو نکنیم. با محروم کردن چیزی در خانه، ما به حریفان خود یک شروع می کنیم. در هنر باید رقابت آزاد وجود داشته باشد. درست نیست وقتی تمام راه پله های کتابفروشی ها مملو از نویسندگان فعلی – عوامل خارجی بود و وطن پرستان را به شبکه های کتابفروشی راه نمی دادند. اما حتی اگر برعکس عمل کنید، به توسعه فرهنگ کمکی نمی کند. اگر در نتیجه محدودیت های تصنعی، هر یک از موقعیت ها پیروز شود، آن را مشروط میهن پرستانه (اسلاووفیل) یا لیبرال (غرب گرا) بنامیم، این بد است. نکته اصلی این است که اکنون خودمان را در گرماگرم مبارزه صالحان نابود نکنیم.