هنرمند ناسدکین «قطعات ونیزی» را با استفاده از حکاکی روی چوب احیا کرد

برادسکی از شمشاد

ولادیمیر ناسدکین تولد 69 سالگی خود را با افتتاح نمایشگاه ونیز بندز جشن گرفت. این هنرمند کتابی را در فضایی از آرامش و سکوت کتابخانه ای ارائه کرد که در آن هر تصویر حتی نشان نمی دهد، بلکه اشعار جوزف برادسکی را که در ونیز سروده شده و به موزه شهر روی آب اختصاص داده شده است، تجسم می کند. این هنرمند با دقت و زحمت هر فرم را برای نقوش چوبی خود بر روی شمشاد حک می کرد. چگونه ناسدکین “یک ابر در یک شب مچاله شده” و “یک توده بی وزن از لاجورد مربع” را دید، “MK” از طریق ذره بین بررسی شد.

در زیر طاق‌های سفید دیوارهای باستانی ساختمان قرن هفدهم، «بندهای ونیزی» به‌ویژه به صورت مراقبه خوانده می‌شود. مخاطب خود را در یک موزه-کتابخانه می بیند. جلوی ما ویترین هایی است که در زیر شیشه 16 صفحه با اشعار جوزف برادسکی و تجسم آنها توسط هنرمند ولادیمیر ناسدکین وجود دارد. در سمت راست هر ورق، خود خطوط روی کاغذ دست ساز مخصوص چاپ شده و در سمت چپ الگوهای اسرارآمیزی شبیه اثر انگشت وجود دارد. شما به دقت نگاه می کنید و در این رقص خطوط، ونیز تکه تکه منعکس شده است.

به نظر می رسد اینجا یک مرغ دریایی تنها بر فراز تالاب پرواز می کند و اینجا هزارتویی از خیابان های قدیمی در نزدیکی ساحل رشد می کند. شما از نزدیک نگاه می کنید (یک ذره بین روشن مخصوص برای این کار وجود دارد) – و خانه ها به ماهی یا گوندولا تبدیل می شوند. به نظر می رسد که تصاویر کوچک (حدود 5 در 5 سانتی متر) جادوی سینمایی دارند و جلوی چشم ما تغییر می کنند. یکی دیگر از موارد عجیب آنها این است که با وجود اندازه کوچک، به نظر می رسد که ما به جهان کلان – کل جهان به نام ونیز – از بالا به پایین نگاه می کنیم. در “کتابخانه” می توانید محل کار حکاک را مشاهده کنید – قالب های شمشاد، ابزار، عکس ها، یک ذره بین بزرگ در کنار آثار شاعر، که خطوط او الهام بخش این اثر پر زحمت است.

این هنرمند می گوید: “اینها تکه هایی از واقعیت هستند – دریا، تالاب، خیابان ها.” – به نظر من شعر هنر ادراک زشت است، یعنی ممکن است اصلاً تصویر بصری به وجود نیاید. شعر به مثابه هنر زیبا: خیلی چیزها را می توان از طریق مکث ها، کنایه های زیباشناختی، کم بیانی گفت. آنها را می توان در یک فضای خالی محصور کرد که در آن ناگهان یک پاشیدن ماهی یا تکه ای از آویزان یک گوندولا شنیده می شود. اگر با دقت نگاه کنید، می توانید بیشتر ببینید.

این گونه است که – با مکث و کنایه – در شعر برادسکی بسیار گفته می شود. «شب با پژواک خودمان صحبت می کنیم. گرمای مرمری دارد، آکواریومی پررونق و خالی با شیشه‌های مه‌آلود… «کرکس‌های خش‌ان‌دار گوندولاها تاب می‌خورند، سکوت را به‌طور تصادفی به زبان می‌آورند»… «ابر که در طول شب مچاله می‌شود بادبان آرد آلود را راست می‌کند…». ونیز برای شاعر برادسکی «بهشت زمینی» بود. در آنجا، در قبرستان سان میکله در سال 1996، او آخرین پناهگاه خود را یافت.

ونیز برای شما چیست؟ – من به ولادیمیر ناسدکین علاقه دارم.

– مکانی برای شادی که بارها از آن بازدید کرده ام و به نمایش گذاشته ام. این پروژه اولین بار فقط در ونیز – در کتابخانه دانشگاه Ca Foscari – ارائه شد. سپس در رم و اخیراً در ولادیکاوکاز به نمایش درآمد. اکنون در مسکو، اما این تکرار آن نمایشگاه ها نیست، هر بار به روش خود خوانده می شود.

– دلت برای شهر روی آب تنگ شده است؟

– هیچی، بریم دیگه. زندگی یک هنرمند یک کیهان بی پایان است. شما هرگز نمی دانید امروز کجا خواهید بود و فردا چه کسی خواهید بود. و حتی لازم نیست به آن فکر کنید. ما باید کار خود را انجام دهیم.

دوست ناسدکین، هنرمند الکساندر پونومارف، متصدی نمایشگاه ونیزی در کتابخانه Ca Foscari بود. این او بود که ولادیمیر را به ایده ایجاد یک کتاب هنرمند سوق داد ، جایی که هر نسخه منحصر به فرد است ، در کل 50 مورد از آنها ساخته شد. نویسنده در مجموعه شخصی خود چیزی باقی نمانده است.

پونومارف می‌گوید: «امروزه چوب‌تراشی یک هنر غیرمُد و تقریباً گمشده است. تعداد کمی از هنرمندان در این تکنیک موفق شده اند. از این میان تعداد کمی با هنر معاصر در ارتباط هستند. این یک تکنیک پیچیده پیچیده است و ولودیا به طرز شگفت انگیزی در آن کار می کند. این ایده به ذهنم رسید که آن را در کتابخانه ای بسازم، جایی که قبلاً نمایشگاهی وجود نداشت و اکنون مرتباً آنجا هستند. به یاد دارم که چگونه کنت جیرولامو مارچلو، یک اشراف ونیزی، از نوادگان دوج، به افتتاحیه در سال 2011 آمد. برادسکی آخرین شعر خود را به او تقدیم کرد. و او بود که اجازه دفن شاعر را در قبرستان سن میکل گرفت. او گفت که حتی گربه ای را دید که برادسکی پس از مرگش تبدیل به آن شد. این شمارش دو سال پیش درگذشت. او همچنین از کار خوب ولودیا قدردانی کرد.