پیر لاکوت رقصنده در 91 سالگی درگذشت

این دومین باخت بزرگ باله فرانسه است. کمتر از دو ماه پیش، میکائیل دینار، آداب و رسوم اپرای پاریس و کاریزماتیک ترین رقصنده، همچنین بسیار محبوب روس ها درگذشت. شهرت جهانی در همان زمان و پس از فیلم باله “La Sylphide” که توسط پیر لاکوت برای تلویزیون فرانسه در سال 1971 فیلمبرداری شد، به آنها رسید. لاکوت این شاهکار دوران رمانتیک را بازسازی کرد و همسرش Ghylaine Tesmar و Mikael Dinard نقش های اصلی را در آن ایفا کردند.

پیر لاکوت در جهان به عنوان یک بازسازی کننده باله های گمشده شناخته شده است. علاقه او به باله‌های باستانی از دوران کودکی خود را نشان داد، زمانی که او در درس‌های مادام اگورووا، نخست‌وزیر تئاتر ماریینسکی در پاریس شرکت کرد، که تغییرات قدیمی را به شاگردانش نشان داد. او در مدرسه باله در اپرای پاریس نزد معلمان فرانسوی گوستاو ریکو و کارلوتا زامبلی تحصیل کرد. اما درس‌های بالرین‌های مشهور روسی ماتیلدا کشینسکایا، اولگا پرئوبراژنسکایا، لیوبوف یگورووا توسط سرژ لیفار، نخست‌وزیر پیشین باله‌های دیاگیلف، و سپس نخست‌وزیر و حاکم باله اپرای پاریس، یک مرجع بی‌چون و چرا توصیه شد. و سپس تمام نوابغ آینده باله فرانسوی، سازندگان باله های آوانگارد و انقلابی – رولان پتی، موریس بژارت – از این کلاس های روسی عبور کردند. لاکوت هیچ انقلابی در باله ترتیب نداد. او به دوران باستان علاقه داشت.

پس از فارغ التحصیلی در سال 1946، این نوجوان 14 ساله در گروه باله اپرای پاریس پذیرفته شد. اما شش سال بعد، در سال 1951، در سن 19 سالگی، به رتبه اولین رقصنده ارتقا یافت. مانند رولان پتی و دوستش ژان بابیله، حرفه ای به عنوان اولین نمایش کلاسیک در اپرای پاریس برای لاکوت جذابیتی نداشت. دوران پس از جنگ سرشار از آزمایش بود و در سال 1957 او در اپرای متروپولیتن (ایالات متحده آمریکا)، در تئاترهای آلمان، سوئیس و کشورهای بنلوکس رقصید. در دهه‌های 1950 و 1960، او مدیر هنری گروه باله برج ایفل در تئاتر شانزلیزه بود و برای آن نمایش‌های کنسرتینو را با موسیقی آ. ویوالدی و پسر پاریسی به روی صحنه برد که در موسیقی آن قابل توجه است. چارلز که در آن زمان در پاریس مد روز آزناوور بود و همچنین «شب جادوگر» (موسیقی از اس. بشه)، «انقلاب» (موسیقی از دی. واینبرگ) و غیره. در سال های 1963-1968 او مدیر هنری گروه بود. باله ملی جوانان موسیقی فرانسه». در آنجا بود که با رقاص Ghylen Tesmar آشنا شد که بعدها همسر او شد. برای این گروه، لاکوت 35 باله از جمله The Voice را با همکاری ادیت پیاف بسیار محبوب اجرا کرد. بنابراین طراح رقص هرگز از مدرنیته دوری نکرده است. بعدها، از سال 1985، لاکوت به مدت پنج سال سرپرستی باله مونت کارلو را بر عهده داشت و در دهه 1990 مدیر هنری باله لورن در نانسی بود. و در این مقام با تور گروه خود به روسیه می آید.

لاکوت هرگز از اپرای پاریس جدا نشد و به عنوان یک طراح رقص با او همکاری کرد. در پاریس در ماه مه 1961، در تور تئاتر کیروف، با رودلف نوریف رقصنده ناشناخته آن زمان ملاقات کرد. علاقه به باله های شرکت دیاگیلف جوانان را گرد هم آورد و لاکوت با اشتیاق به نوریف مراحل نیجینسکی را از باله “Vision of the Rose” نشان داد. سپس نیجینسکی در مورد هر دوی آنها هول کرد. لاکوت حتی به نوعی درگیر فرار معروف نوریف در فرودگاه لو بورژه می شود که مطبوعات پاریس بلافاصله آن را “پرش به سوی آزادی” نامیدند. حداقل او در اسناد منتشر شده KGB مربوط به این پرونده ظاهر می شود. اگرچه خود لاکوت در تمام زندگی اش دخالت خود در این فرار را انکار می کرد و معتقد بود که نوریف سپس تصمیمی خودجوش، سازماندهی نشده و احساسی گرفت.

و نوریف تمام عمرش با لاکوت دوست بود. در سال 1981، او باله قدیمی مارکو اسپادا اثر ژوزف مازیلیه را برای او ترمیم می کند، که نوریف با همسرش لاکوت گیسلن تسمار، ابتدا در اپرای رم می رقصند و چهار سال بعد که قبلاً رئیس اپرای پاریس بود، آن را خواهد رقصید. او را به این خانه رقص کلاسیک منتقل کنید. سال ها بعد، در سال 2013، به یاد دوستش، لاکوت مارکو اسپادا را نیز در تئاتر بولشوی روی صحنه می برد.

این اشتیاق او به باله های قدیمی دوران رمانتیسم در تمام عمرش از بین نرفت. از سال 1968، او شروع به تحقیق منظم در آرشیوها، جمع آوری سوابق تاریخی کرد. او همچنین با آرشیو معروف دستیار ماریوس پتیپا، نیکولای سرگیف در دانشگاه هاروارد کار می کرد.

– من شروع به مطالعه تمام مواد موجود کردم، به موزه لوور رفتم، جایی که در سال 1939 نوه ماریا تاگلیونی بایگانی مادربزرگ خود را منتقل کرد. به دلیل شروع جنگ، آن را در زیرزمین قرار دادند و در آنجا در کنار آرشیوهای مرتب نشده دیگری ذخیره کردند. به مدت یک ماه، هر روز غروب، همراه با یکی از کارمندان موزه لوور، در سیاه چال‌های موزه به دنبال آرشیو بالرین می گشتم. یک بار، زمانی که دستیارم آماده توقف جستجو شد، از او خواستم جعبه دیگری را از بالا جدا کند. آرشیو تاگلیونی بود. پی یر لاکوت داستان خلق نسخه خود از باله La Sylphide را که باعث شهرت او در سراسر جهان شد، گفت.

مرد فرانسوی که از جست و جو گرفته شده بود، به همین جا بسنده نکرد.

– فهرستی از تئاترهایی تهیه کردم که ماریا “لا سیلفید” را رقصید و شروع به جستجوی آنجا کردم. موزه اپرای پاریس یک پارتیتور با شرح تمام صحنه ها حفظ کرده است. حضور تاگلیونی در پرده دوم کم بود و من به نسخه خودم رسیدم. بعداً وقتی La Sylphide را که توسط اپرای پاریس اجرا می شد به سن پترزبورگ آوردم، مدیر موزه تئاتر از من دعوت کرد تا با مطالب آنها در مورد La Sylphide آشنا شوم. آنها پرونده را باز کردند، که شرح خروج تاگلیونی را در عمل دوم حفظ کرد: معلوم شد دقیقاً همان راهی است که من آن را ایجاد کردم.

همچنین مقالات منتقدان انگلیسی که در مورد تاگلیونی به عنوان سیلف نوشته بودند به لاکوت کمک کرد.

آنها باله را خیلی خوب می‌شناختند و مراحل باله را به تفصیل توضیح می‌دادند. در یک مجموعه خصوصی، نقاشی‌هایی پیدا کردم که بسیاری از رقص‌های عمل دوم را به تصویر می‌کشند: خروجی‌ها، خطوط باله. انگار داشتم پازلی را جمع می‌کردم: اینجا یک تکه در قطعه دیگر جای می‌گیرد، اما اینجا چیزی کم است. طبیعتاً همه قطعات پیدا نشد. ضبط کلاس رقص که ماریا از پدرش دریافت کرد به من کمک کرد تا قطعات گم شده را بازسازی کنم. شرح تمرینات، حرکات معمولی و ترکیبات وجود داشت.

در آن زمان بود که محقق کنجکاو درس های مادام یگورووا را به یاد آورد. از این گذشته، او نیز به نوبه خود با کریستین یوگانسون، آخرین شریک زندگی تاگلیونی در سن پترزبورگ مطالعه کرد.

لاکوت گفت: “یوگانسون به شاگردانش نشان داد که تاگلیونی چگونه می رقصید و اگورووا آن را به ما منتقل کرد.”

پس با کشف آرشیو ماریا تاگلیونی و پارتیتور با شرح تمام صحنه‌های خزانه‌های لوور، همچنین با تکیه بر نقدها، شهادت‌های معاصران، طراحی‌ها و حکاکی‌ها، در سال 1971 لاکوت آن فیلم باله بسیار معروف را برای تلویزیون فرانسه فیلمبرداری کرد. که آنقدر محبوب شد که طی یک سال او را به صحنه اپرای پاریس منتقل کردند، جایی که هنرمندانی را که در این فیلم رقصیدند دعوت کردند – Ghyslaine Tesmar، که به زودی همسر Lacotte شد و، که کاملاً باورنکردنی است، étoile. از اپرای پاریس و میکائیل دنارد.

البته، طراح رقص نتوانست شاهکار رمانتیک را دقیقاً بازسازی کند، اما او با موفقیت روح تولید قدیمی را بازسازی کرد. با کمک روشی که او برای بازسازی باله های قدیمی ابداع کرد، که می توان آن را “فانتزی” نامید، زیرا با تکیه بر دانش عمیق خود از باله ناپدید شده، نقدها، خاطرات معاصران، تصاویر روی حکاکی ها و نقاشی ها، در واقع به خیال پردازی می پردازد. چگونه می تواند شبیه به نظر برسد – او باله هایی مانند “La Sylphide”، “Butterfly”، “Natalie, or Swiss Milkmaid”، “Maid of the Danube”، “Shadow” را بازسازی کرد. و همچنین «دختر فرعون» اثر ماریوس پتیپا، «مارکو اسپادا» و «پاکیتا» اثر جوزف مازیلیر و بسیاری دیگر. در سال 2001، لاکوت همچنین باله Coppelia (رقص آرتور سن لئون) را بازسازی کرد که در آن شخصاً نقش کوپلیوس را بازی کرد.

لاکوت روح را بر روی صحنه مجسم کرد، نه “نامه” باله های قدیمی. و او می توانست از سوابق معتبر آرشیو هاروارد غفلت کند. گفته می شود که لاکوت «جفت رودخانه» را که از یادداشت های هاروارد رونویسی شده بود و هنگام بازسازی «دختر فرعون» در بولشوی به او نشان داده شده بود، رد کرد و اظهار داشت که چنین رقص های ابتدایی برای باله او مناسب نیستند. در همان زمان (همانطور که اخیراً مشخص شد ، هنگامی که دختر فرعون ، که قبلاً از سوابق بایگانی هاروارد ایجاد شده بود ، روی صحنه تئاتر ماریینسکی ظاهر شد) ، او به درستی حدس زد ، البته ، سبک این را بسیار مدرن کرد. باله ماریوس پتیپا.

تمام تجملات تزئینی، همه آن همراهان مصر باستان، که در تئاتر بولشوی برای “دختر” او با دقت مطابق طرح های خود لاکوت بازتولید شد، در اینجا فقط به عنوان یک قاب برای نمایش رقص هایی است که توسط طراح رقص به وفور و با به صحنه می رود. تخیل عالی این طراح رقص که بر اساس لاکوت معروف مکتب فرانسوی قدیم، با یادآوری دوران کلاسیک قرن قبل از گذشته و اشباع رقص با تکنیک‌ها و دریفت‌های ظریف، در همان زمان عناصری را برای تئاتر بولشوی اضافه کرد. مدارس روسی و شوروی (به عنوان مثال، تکیه گاه های بالایی، و علاوه بر آن مجموعه های دوتایی و، البته، فوئت). چرا ریزه کاری لذت بخش و جذاب فرانسوی فقط با رنگ های جدید می درخشید.

به طور کلی، لاکوت یکی از اولین طراحان رقص غربی بود که در اتحاد جماهیر شوروی کار کرد. در سال 1981، به ویژه برای اکاترینا ماکسیموا و تئاتر باله کلاسیک N. Kasatkina و V. Vasilyov، او باله قدیمی فیلیپو تاگلیونی “ناتالی، یا شیر دوش سوئیسی” را بازسازی کرد و در کاخ کرملین به نمایش گذاشت. دو سال قبل از آن، در سال 1979، در تئاتر کیروف (مارینسکی)، شبی از رقص باستانی را با کاچوچا معروف فانی السلر از باله دیو لنگ اثر سی. ژید (کوئوگرافی اف. کمی بعد، او پاس دسیس را از باله Les Cuisines (رقص آرتور سن لئون)، قطعاتی از باله های شیطان لنگ و پروانه منتقل می کند. و در سال 2006 به سفارش تئاتر ماریینسکی، باله معروف ژول پرو، اوندین را در سن پترزبورگ روی صحنه برد.

لاکوت مثل همیشه مدرن است: بلیت‌های «سیلفید» او در «استاسیک» و «دختر فرعون» در بولشوی با سرعت برق فروخته می‌شوند. محکوم به محبوبیت و باله او “مارکو اسپادا”. معلوم شد لاکوت دوست واقعی تئاتر بولشوی است و در شرایط دشوار مدرن، در از سرگیری این اجرا دخالتی نداشته است.