کتاب جدیدی از آندره دمنتیف “ما اسبهای مسابقه شور هستیم”

منتشر شد

آندری دیمیتریویچ این مجموعه را خود تهیه کرد ، اما موفق به انتشار آن نشد – در آستانه 90 سالگی خود ناگهان بیمار شد و به سرعت سوخت. … دو سال گذشت تا لحظه ای نگذشت که بیوه شاعر آنا پوگاچ نسخه ای فراموش شده را در طاقچه در دفتر کار خود پیدا کرد. واضح است که پس از عزیمت یکی از عزیزان ، همه جزئیات او را یادآوری می کند و برای مرتب سازی آنها زمان بر است. از طرف دیگر ، هیچ اتفاقی اتفاقی نیست ، زیرا در حال حاضر این خطوط به ویژه مهم به نظر می رسند:

زندگی ما مانند یک سونامی است
همه چیز بالا و پایین شد.
مکانهای تغییر یافته
خودسری و قانون …

این شعرها ده سال پیش سروده شده اند و مانند امروز به نظر می رسند. و آندره دمانتیف از این قبیل بازدیدها دارد. این مجموعه به سه قسمت تقسیم شده است: “ما همتایان اوقات سخت هستیم” ، “و شناخت همچنان ادامه دارد …” ، “شعرها نیز کنش هستند”. اولین آنها حاد و موضعی است. این برای کشور درد بسیاری دارد و در عین حال امید و ایمان در مردم وجود دارد …

و مردم روسیه شاهزاده و اشراف نیستند.
او وارد پادشاهی متکبران ارباب نمی شود.
اما او چیزی را از قبل می داند ،
چه چیزی امید و قدرت می دهد.

آندری دمنتیف به سرعت و به راحتی نوشت ، او به همان شیوه زندگی کرد – با شور و اشتیاق ، با حساسیت به هر آنچه برای ما اتفاق می افتد پاسخ می دهد … “غم های انسان با من است و درد کشور همیشه در من است.” و اکنون زمان می گذرد و ما ، خوانندگان ، شاید دیگر دقیقاً نمی دانیم کدام واقعه کاتالیزور ظهور این یا آن شعر بود ، اما به نظر می رسد که این بازتاب وقایع اخیر است.

ما گذشته خود را نابود می کنیم.
آن مانند جنگل های کشور می سوزد. و همه ما در آن آتش سوخته ایم.
و دوباره با خاکستر تنها.

تقریباً همه شعرهای کتاب جدید آندره دمانتیف بدون تاریخ است زیرا شاعر غالباً تصحیح و کوتاه می کند. او از این ترس نداشت – او این کار را به راحتی و بدون پشیمانی انجام داد. بنابراین معلوم شد که بسیاری از سطرها ، در یک لحظه نوشته شده و سپس تناسخ را تجربه کرده اند. و به خودی خود ، به دلیل ماهیت سبک ، تجربه غنی روزنامه نگاری و استعداد نویسنده ، خود را خارج از چارچوب زمان می یافتند. در همان زمان ، به نظر می رسد که آنها به حوادثی که در اینجا و اکنون اتفاق می افتد پاسخ می دهند.

ما در میان امیدها و ترس ها زندگی می کنیم – از آنجا که جنگ و وحشت. و زمین مانند یک بلوک آتشین است ،
بر روی آن یک تبر بلند شده است.
ما زندگی می کنیم همانطور که هرگز زندگی نکرده ایم ،
به سختی با ناامیدی مبارزه می کنم.
و در کشور عزیز ،
مانند غریبه ها ،
از دور به قدرت نگاه می کنیم.

با این حال ، این کتاب نه تنها “دستور کار” ، بلکه شعرهایی را نیز شامل می شود – لطیف و ظریف ، قابل درک و نزدیک ، آشکار و باور نکردنی ، مانند خود عشق. عشق به زن ، دوستان ، دنیای اطراف خود.

سپتامبر در آن سال بسیار زیبا بود!
و شما به راحتی در آن جا می شوید.
غم و اندوه شما شاخ و برگها را لمس می کند ،
مانند پرندگان ابرها را لمس می کنند.

* * *

نزدیکی ما بالاتر است
اعترافات و عبارات.
همه آنچه را باید گفت
او به جای ما صحبت خواهد کرد.

* * *

همه چیز با تو به من آمد –
الهام و شجاعت.
و در پاسخ به شر کسی
من فقط می خواستم مهربان تر زندگی کنم.

من قادر خواهم بود بر همه چیز غلبه کنم ، اگر فقط تو با من باشی ، این روز و این شب ، این زندگی که ما بدست آوردیم.

و با این حال ، مهم نیست که شاعر چگونه روح خود را در اشعار عاشقانه خود باز کرده ، دردناک ترین آن فصل آخر کتاب است. این در مورد یک حرفه است. یوگنی یوتوشنکو ، دوست دمانتیف ، یک بار نوشت: “یک شاعر در روسیه چیزی بیش از یک شاعر است” ، و آنها در این مورد توافق کردند. آندری دیمیتریویچ کمتر از سوراخ نمی نویسد:

شعرها نیز کنش هایی هستند.
آنها مربع و بیضی شکل خود را دارند.
اگرچه ظاهری شکننده دارند ، اما آنها با عصبانیت در نقطه ضرب و شتم قرار می گیرند.
همه الیگارشی های سرسخت و سخت سرتاسر. – در اینجا بلافاصله بوی سوزاندن می دهد
و نتیجه آن ناراحت کننده خواهد بود. و فقط یک کلمه بی باک است ،
قدرت عظیم آن
زیرا حقیقت آماده جنگ است ، در عوض بدون گرفتن چیزی.

کلمه شاعر واقعاً نترس است و لمس می کند. دمانتیف از موقعیت مدنی محکمی برخوردار بود ، که می دانست چگونه آن را به شکل شاعرانه بپوشاند. هرکسی فرصتی برای شرکت در جلسات شعر خود نداشته باشد (و دمانتیف در کشور و خارج از کشور عملکرد زیادی داشته است) می تواند یک ویدیو را در وب پیدا کند – ارزش شنیدن چگونگی خواندن حداقل یک بار را دارد! تصادفی نیست که یک خطی که یک بار در مورد خودم نوشتم به یک نام خانوادگی تبدیل شد: “من شاعر مورد اعتماد روسیه هستم”. می خواهم اضافه کنم – شاعر مردم! و هر شعر در مجموعه اخیراً منتشر شده تأییدی بر این موضوع است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>