به روزنامه نگاران پیشنهاد شد که رایشتاگ را بردارند و هواپیما را در زمین ذرت

فرود آورند

روزنامه نگاران از سراسر کشور در سوچی جمع شدند ، کسی برای اولین بار دریا را دید. در سایت این مجمع ، روزانه ده ها روزنامه منتشر می شد که در شهرهای کوچک منتشر می شد ، بسیاری از آنها نام آنها را قبلا نمی دانستند. برخی از آنها به سختی از دوره قرنطینه جان سالم به در بردند. مرور همه این روزنامه ها جالب بود. “Mozdokskiy Vestnik” کمپین اشتراکی را در صفحات خود راه اندازی کرد و شاعران اصلی ما را به گروه پشتیبانی دعوت کرد. درخواست تجدید نظر از طرف نکراسوف به خوانندگان چنین است: “یک بار ، در یک فصل سرد زمستان / من به اداره پست رفتم ، یخبندان تلخی بود. / و در آنجا پستچی ها صحبت می کنند ، / اینکه تقاضا برای” منطقه “به طور قابل توجهی افزایش یافته است.” کلاسیک دیگر ، A.K. Tolstoy ، به شرح زیر صحبت خواهد کرد: “در میان یک توپ پر سر و صدا به طور تصادفی / فراموش نکنید که اشتراک خود را تمدید کنید ، / از آنجا که اسرار Mozdok / شما می توانید از” MV “بیاموزید.

در آخرین روز مجمع ، روزنامه نگاران از اوستیای شمالی ، سردبیر روزنامه های منطقه ، از جمله بولتن فوق الذکر ، یک نمایش کامل تهیه کردند. آنها با لباسهای ملی بیرون رفتند و آنها را با پایهای اوستیایی پذیرایی کردند. Elina Lyanova از روزنامه Zarya در منطقه Alagirskiy معلوم شد که نه تنها یک متخصص در زمینه آموزش میهنی نظامی (این موضوع او است) ، بلکه همچنین یک متخصص آشپزی است. او با لباس ملی قدیمی ظاهر شد ، که عروس ها آن را می پوشند (“من آن را به سختی پیدا کردم ، زیرا آنها برای دختران لاغر می دوزند”) و قبل از چشمان ما یک غذای اوستیایی dzykka ساخته شده از خامه ترش ، بلغور و تخم مرغ تهیه کرد. روزنامه نگار الینا لیانووا دیزیکا اوستیایی را تهیه می کند

روزنامه نگاران از اوستیای شمالی بسلان را به یاد آوردند ، چندین کتاب منتشر شده فوق العاده اختصاص داده شده به فاجعه سال 2004 آوردند ، در مورد ایجاد یک کشور از کودکی خوش در آنجا گفتند ، که این باعث ناراحتی شد. “شهر فرشتگان” ، به نام قبرستان ، جایی که کودکان و والدینی که در هنگام تصرف مدرسه درگذشتند ، وحشتناک ترین مکان است ، اگرچه با خلوص ، سطح صاف صفحات مرمر می درخشد.

مرتبط ترین زمینه ها در این مجمع ارائه شد: کار رسانه ها در هنگام شیوع همه گیر ، سازماندهی کارهای تحریریه در سایت از راه دور ، شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای تبلیغ رسانه ها. بلاگرها دعوت شدند ، تا آنیا آندریوخینا 9 ساله. تقریباً هر یک از آنها ، به استثنای دختر ، تجربه تبلیغ خود را به اشتراک گذاشتند ، و گفتند که چگونه در شبکه های اجتماعی پول بدست آورند. در میان سخنرانان ایوان گولونوف معروف اکنون بود که تجربه خود را در راه رفتن با ارائه دانش بی نظیر از شهر به اشتراک گذاشت. به گفته وی ، کنجکاوی ، موتور اصلی یک روزنامه نگار است: مهم است که به همه جا نگاه کنید ، به هر چیز کوچک ، حتی برچسب های روی تخته سنگ های مرمر توجه کنید. جزئیات کوچک می تواند چیزهای زیادی را به یک محقق بازگو کند.

به ویژه سینما و تلویزیون توسط روزنامه نگاران هدف قرار گرفتند. الكساندر آكوپوف ، رئیس آكادمی تلویزیونی روسیه ، منطقی صحبت كرد و به این سeringال ها پاسخ داد كه آیا تلویزیون جایگاه خود را از دست می دهد ، آیا اینترنت قادر است سرانجام جایگزین آن شود. ویتالی ترتیاکوف و یوری پلیاکف در بحث “تلویزیون مدرن: رابطه بین واقعی و مجازی ، حقیقت و دروغ” صحبت کردند ، مثل همیشه تحریک آمیز ، با نتیجه گیری های باورنکردنی. آنها موضوع مشارکت در برنامه های گفتگوی همان افرادی را که از کانال به کانال دیگر سرگردان بودند لمس کردند و در نهایت توافق کردند که داده های خارجی اولگا بوزووا را ارزیابی کنند. ناظران محبوب تلویزیون نیز این موضوع را دریافت کردند ، اما چولپان خاماتووا ، که ویتالی ترتیاکوف هرگز فراموشش نمی کند ، به ویژه “رنج” داد. این بار گفتگو به نمایندگی ناچیز ملیت های مختلف در انواع موسسات از جمله تاتارها معطوف شد. به نظر می رسد که چولپان خاماتوا به تنهایی به نمایندگی از مردمش صحبت می کند ، تنظیمات ترجیحی او را تعیین می کند ، تعیین می کند چه کسی جایزه بدهد و چه کسی جایزه ندهد. چنین تصویری اهریمنی شده از کجا آمده است و چرا همه خیلی تنبل نیستند که حرف های خود را به بازیگر زن بگویند بدون اینکه حتی کسری از آنچه او انجام می دهد را انجام دهند. یوری پلیاکوف از تاتیانا دورونینا که از تئاتر اخراج شده بود دفاع کرد. به طور کلی ، از بازیگران و همچنین روزنامه نگاران باید محافظت شود ، که در روزهای برگزاری این نشست بسیار صحبت می شد.

ستون نویس MK ، اوا مرکاچوا و همکارانش یک محاکمه مرحله ای در یک پرونده جنایی با شرکت اعضای هیئت منصفه برگزار کردند. روزنامه نگاران در صورت حمله به خیابان ، در ورودی ، مهارت های دفاع شخصی را آموزش دیدند. و از آنجا که بیشتر آنها زن بودند ، استاد هنرهای رزمی یوری سمنیخین گفت که چگونه هنگام ملاقات با یک مرد خطرناک درست رفتار کند. ما یک آموزش در مورد یوگای خنده و یک کلاس استاد در رقص سالن برگزار کردیم ، جایی که آنها نحوه رقص تانگو را آموزش دادند. بنابراین روزنامه نگاران با مهارت های دفاع شخصی ، تمرکز انرژی و ظرافت در شهرها و شهرها پراکنده می شوند.

در روز اول این مجمع ، پروژه های داخلی VR ارائه شد که در سالهای اخیر در جشنواره های جهانی فیلم بسیار محبوب بوده اند. ما از نظر فنی هنوز از بقیه کره زمین جلوتر نیستیم ، اما از نظر ایدئولوژی می توانیم رکوردها را بشکنیم. در حالی که جهان به دنیای افسانه فرو می رود ، سفرهای مجازی را به عمق تمدن ها ترتیب می دهد ، ما بنر را بالای Reichstag مسلح می کنیم ، در بدن یک سرباز هستیم ، همانطور که گفته شد ، یک هواپیما را در یک مزرعه ذرت فرود می آوریم ، و تکرار شاهکارهای خلبانان. حامل استاندارد ناشناخته برای هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی ساخته شد. ما یک کلاه ایمنی و هدفون VR می گذاریم و خود را در سقف Reichstag می بینیم. دیمیتری کیسلف ، مجری تلویزیون ، فرماندهی رژه خارج از صفحه را بر عهده دارد: “از پشت بام بیرون بیایید” (خط نقطه ای محلی را برای نشان دادن پرچم پیروزی مشخص می کند) ، “بنر را تنظیم کنید” (تنظیم کنید) ، “بنر بلند می شود”. احساسات پیچیده ناشی از یک “شاهکار” مجازی است که روی خودش آزمایش شده است.

سپس ، در بدن خلبان هواپیمایی اورال ، دامیر یوسوپوف ، با 233 سرنشین در یک زمین ذرت فرود اضطراری می کنیم. این فیلم VR “Miracle in the Cornfield” به مناسبت سالگرد سقوط پیشگیرانه هواپیمای باریکی است که پس از برخورد با گله پرندگان موتورهای آن خراب شد. شما هواپیما را کنترل می کنید ، روی زانو قرار می گیرید ، انگار که شما دست خلبان را دراز بکشید (احساس نمی کنید که با تمام تلاش سازندگان فیلم احساس می شود) ، با فشار دادن یک دکمه گزینه های رفتار را انتخاب می کنید ، و سپس کارشناسان ، از جمله خلبانان باتجربه ، وفاداری تاکتیک های انتخاب شده را ارزیابی می کنند. در سمت راست کمک خلبان جورجی مورزین قرار دارد. او 23 ساله است ، جوان است و اصلاً شبیه خلبان نیست. گزارش شده است ، روزنامه نگاران آژانس خبری Rossiya Segodnya تحقیقاتی را در مورد آنچه اتفاق افتاده انجام داده اند و اکنون ما با هم می توانیم اقدامات خدمه را ارزیابی کنیم ، بفهمیم آیا برای اعطای عنوان قهرمان روسیه عجله داریم یا خیر. احساسات روی صفحه مجازی نگران کننده است ، شما در هواپیما می لرزید ، سرنوشت آن ناشناخته است ، احساس ترس می کنید. درست است که در حساس ترین لحظات ، تصویر مانند یک فلش ناپدید می شود و شما از غوطه وری کامل خارج می شوید.

هر شب ، روزنامه نگاران فیلم هایی را نشان می دهند که اخیراً منتشر شده اند – “رقص با صابر” توسط یوسوپ رازیکوف ، “گاو نر” توسط بوریس آکوپوف ، که به تازگی در “کینوتاور” برای بهترین فیلمنامه “کنفرانس” توسط ایوان I. Tverdovsky ، “وقتی او می آید “الکساندرا تسوی ، که در جشنواره در بلاگووشچنسک سه جایزه دریافت کرد. مخاطبان در سینمای ملی که صریحاً با فیلمسازان صحبت می کنند زیاد دوست ندارند. حتی روزنامه نگاران عادت تماشای فیلم در صفحه نمایش را از دست داده اند و این نتیجه ناراحت کننده ای از انجمن است.

فیلم های مستند به دلیل کلاس بالا ، واکنش بسیار بیشتری داشتند. آنها فقط حقیقت زندگی و قهرمانان واقعی بیشتری دارند. “جزیره بورومسکی” در مورد گورهای رها شده کاوشگران قطبی که در قطب جنوب هلاک شدند (78 نفر در کل دوره کاوش) ، که کسی نامفهوم مانع از بازسازی آنها می شود ، می گوید. با این وجود ، کار بهبود اضطراری در غیرقابل دسترس ترین قبرستان کشور در حال انجام است. این فیلم توسط تهیه کننده الكساندر ژوكوف كه از بخش دوربین VGIK فارغ التحصیل شده و به شمال مبتلا شد ، ارائه شد.

دبیر اتحادیه روزنامه نگاران Ashot Jazoyan مستند خود را با عنوان “افراد جالب – ساکنان خبروفسک” نشان داد که قبل از وقایع از ایده این مردم آرام و دوست داشتنی شهرشان فیلمبرداری شده بود. آنها فقط می گویند که آنها در آفتابی ترین شهر کشور زندگی می کنند: 300 روز در سال روزهای آفتابی وجود دارد. آخر هفته ها ، مردم در خاکریز آمور می رقصند ، مانند چین که در نزدیکی آن است. همانطور که پدر جورج می گوید ، این شهری است که روسیه آغاز می شود. کلیسای وی بسیار شدیدترین کشور در نزدیکی مرز چین است. این فیلم به قصیده ای برای شهر تبدیل شد. قهرمانان وی افراد با مشاغل مختلف هستند. یکی از آنها 43 سال در هواپیمایی کار کرد و فرودگاه به عنوان نقطه شروع اینجا است. هواپیماها از سراسر کشور به اینجا می رسند و مسافران از طریق بلندگو با مناظر شهر آشنا می شوند. “افراد خاص” او راننده واگن برقی شماره 1 هستند و این مسیر مورد علاقه مردم شهر است که از کل خبروفسک عبور می کند. کارگری که واقعاً هرگز در هیچ کجا نبوده است ، اما مطمئن است که زادگاهش بهترین شهر روی زمین است. یک شکارچی ، یک “هنرمند ساده مردمی” ، ناخدای کشتی ، معلم ، مجسمه ساز ، فولادساز ، ماهیگیر و همسرش ، که 50 سال با آنها مشترک بوده اند و در سال 1947 از کره شمالی به اینجا آمده اند. یک کشاورز ژاپنی که در خاباروفسک بدون سموم دفع آفات توت فرنگی می کارد ، نوازندگان گروه آوریل همان تعداد افرادی را که اخیراً در خیابان های خاباروفسک دیده ایم ، هنگامی که ساکنان آن برای دفاع از فرماندار خود به خیابان ها آمدند ، جمع کردند … اکنون همه اینها به روشی جدید خوانده می شود ، آن مورد وقتی زمان همه چیز را به روش خاص خود هدایت می کند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>