در اولین نمایش ونیز ، Tverdovsky کارگردان او را وادار کرد از فاجعه “Nord-Ost”

زنده بماند

Tverdovsky خوشبختانه موفق شد به ایتالیا برود. او بیش از یک بار در جشنواره های بین المللی شرکت کرده است ، اما ونیز برای او یک قدم اساساً جدید است. تابلوی نقاشی “کنفرانس” وی که از وقایع دلخراش هفده سال پیش در مرکز تئاتر دوبروکا می گوید ، در برنامه “روزهای ونیز” شرکت می کند.

حمله تروریستی در اجرای “Nord-Ost” در 23 اکتبر 2002 اتفاق افتاد. گروگان ها تا سال 26 اکتبر در سالن اجتماعات نگهداری می شدند. همه دنیا وقایع را دنبال می کردند و اکنون هیچ یک از تهیه کنندگان روسی نمی خواستند پروژه را بپذیرند ، زیرا فهمیدند که این فیلم گیشه فروشی نخواهد کرد. این یک بار دیگر کوتاه بودن حافظه ما را تأیید می کند. همچنین امکان جمع آوری کمک از کل دنیا در بستر آنلاین وجود نداشت. خوب است که یک Ekaterina Mikhailova جوان و شجاع پیدا شد. وی به عنوان تهیه کننده این پروژه را بر عهده گرفت و آن را به یکی از معتبرترین نمایش های فیلم آورد.

ایوان I. Tverdovsky هنگام حمله تروریستی به دوبرووکا 12 ساله بود. او شروع به بازتولید حوادث ناگوار روی صفحه نکرد. درباره آنچه در آن زمان اتفاق افتاد ، قهرمانان او اکنون به یاد می آورند. بازیگران فیلیپ آودیف و رومان شماکوف که در گروه کودکان “نورد-اوست” بودند ، در واقعیت از این فاجعه جان سالم به در بردند ، مستندی را به تصویر Tverdovsky وارد نکردند. این فیلم مینیمالیستی است اما هنوز داستانی است و هر دقیقه می فهمید که بازیگرانی در مقابل شما هستند ، نه قربانی واقعی. بدیهی است که نویسندگان تصویر تمایلی به دستیابی به اعتبار مستند به هر قیمتی ندارند.

در همان آغاز ، سالن نمایش خالی ، ردیف صندلی های خاکستری ، یک خانم تمیزکننده با جاروبرقی زرد ، که راهروهای بین ردیف ها را برای حدود شش دقیقه از زمان صفحه نمایش تمیز می کند ، مثل اینکه همه چیز را از حافظه پاک می کند ، می بینیم. صدای جاروبرقی اعصاب شما را می گیرد ، مانند دستگاه کپی در دفتر مدیر مرکز تئاتر ، خشک کن دستی در توالت زنان. اما در یک برهه ، صداهای آزار دهنده و یکنواخت آنچه اتفاق می افتد ، بیننده را به چنان حالتی می رساند که ناراحت کننده می شود. در پایان ، هنگامی که گروگان های سابق امروز آن را ترک کردند ، بانوی نظافت دوباره جارو برقی سالن را شروع می کند. آنها مجاز به بازدید از صحنه حمله در یک روز کاملاً مشخص هستند. در مواقع دیگر ، هیچ کس در اینجا با خاطرات خود به آنها احتیاج ندارد. می توانید بلیط 500 روبل برای گذراندن و ردیف و صندلی خود بخرید که شماره آن برای همیشه در حافظه آنها حک شده است. در همان روز و ساعت 2002 ، گروگان های سابق توسط مادر ناتالیا ، در جهان ناتالیا ساموخینا ، یکی از قربانیان نورد-اوست ، جمع می شوند. او یک شب یادبود ترتیب می دهد ، و به سختی می تواند سالن را برای تاریخ مورد نظر بیرون بکشد. در قرارداد ، این رویداد را می توان یک کنفرانس نامید ، و نه چیز دیگری. نام نمایش “Nord-Ost” هرگز در فیلم ذکر نشده است.

نقش اصلی را ناتالیا پاولنکووا بازی کرد ، که به طلسم ایوان I. Tverdovsky تبدیل شد ، وی دوباره او را پیدا کرد. این نقش آنقدر دشوار بود که بازیگر زن در برخی از مواقع حتی تصمیم گرفت آن را رها کند. ناتالیا موفق شد از طریق پنجره توالت فرار کند ، پس از آن تروریست ها تهدید کردند که به ازای هر فرار ده نفر را می کشند. اما در آن روز آنها نقشه خود را عملی نکردند. ناتالیا فرار کرد ، همسر ، دختر و پسرش را در سالن رها کرد که درگذشت. بازماندگان او را برای فرار نمی بخشند. دختر ناتالیا – گالیا – توسط بازیگر و کارگردان کسنیا زوئوا بازی شد. قهرمان او نسبت به مادرش بی رحم است و با لحنی منظم با او صحبت می کند: “برو بیرون!” ، “از اینجا برو”. به نظر می رسد که غیر از این نمی تواند باشد. حتی وقتی می خواهد مادرش را برگرداند ، بعد از او فریاد می زند: “بس کن!” او مدتهاست فراموش کرده که عشق چیست.

برای پانزدهمین سالگرد فاجعه بسلان ، کارگردان اولگا روگوژینا مستند “Beslan. گروگان ها برای همیشه / سمت اشتباه »، جایی که یک زن واقعی که از حمله تروریستی در یک مدرسه جان سالم به در برد و توسط تروریست ها با نوزادی در آغوش آزاد شد ، نمی تواند فراموش کند که چگونه بچه را به دختر 9 ساله اش داد تا دو نفر را نجات دهد. اما تروریست ها فقط او ، یک زن بالغ را آزاد کردند و دخترش برای همیشه در مدرسه ماند. سالها می گذرد اما مادر با احساس گناه به زندگی خود ادامه می دهد. این وحشت برای او و همچنین مادر ناتالیا در “کنفرانس” که گروگانگیران سابق از تجربیات خود به آن می گویند برای همیشه است. ساعت از نیمه شب گذشته است و نگهبان خواستار تخلیه سالن است و در آن صورت کمترین اتفاق رخ می دهد. مردم ترس خود را دوباره زنده خواهند کرد.

زمان می گذرد و مردم در تاریخ های غم انگیز کمتر و کمتر جمع می شوند. کسی رفته است ماتوشکا ناتالیا و دوستش سوتا ، که گروگان سابق بود (با بازی اولگا لاپشینا) ، عروسک های بادی را به 22 نفر که توزیع شده اند توزیع می کنند: سفید نماد مردگان است ، سیاه – تروریست ها ، آبی – کسانی که به راحتی نمی توانند بیایند. این فیلم حتی قبل از قرنطینه فیلمبرداری شده بود ، وقتی هیچ یک از مدیران تصور نمی کردند صندلی های شطرنج پیش روی ما باشد و امکان پر کردن سالن های نیمه خالی از مانکن وجود دارد. سالن خالی روی صفحه به طور غیر منتظره ای روی سالن های نیمه خالی ونیز پیش بینی شد و جلوه دیگری ایجاد کرد. یک هنرمند واقعی غالباً چیزی از آنچه در پیش است را ارائه می دهد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>