رمان جدید پلوین “خورشید شکست ناپذیر”

چیست

تورگنف یادآوری می کند که او از حساسیت تولستوی برای یک اسب فرسوده قدیمی بسیار تحت تأثیر قرار گرفته است ، که او یک داستان کامل را اختراع کرد ، و سپس یک داستان شد. “Kholstomer” که گفت: “نگاه کن ، لو لو نیکولایویچ ، واقعاً ، تو همیشه اسب بوده ای.” ویکتور پلوین ، البته ، تولستوی نیست و من تورگنیف هم نیستم ، اما وقتی رمان “خورشید شکست ناپذیر” را می خوانید ، این احساس که مرموزترین نویسنده روسی در برخی از زندگی های قبلی خود یک ساشا بلوند سی ساله است – دختری با اخلاق آزاد ، مترقی باورها و دسیسه های بی پایان با زنان و مردان. تصادفی نیست که نام او برای هر دو جنس قابل استفاده است. این فقط پس زمینه داستان است. در حقیقت ، این قهرمان می خواهد خود را درک کند و راهی سفری می شود که شیوا شخصاً در کوهستان آروناچالا به او قول داده است.

این طرح تا حدودی یادآور پرفروش ترین نویسنده آمریکایی الیزابت گیلبرت است “بله. نماز خواندن. To love ”، که در آن نویسنده (ها) ، در تلاش برای بهبودی از یک روند دشوار طلاق ، نیویورک را ابتدا به ایتالیا و از آنجا به هند و اندونزی ترک می کند. این کتاب دارای صد و هشت فصل مهره است – این تعداد مطلوب ترین فیلسوفان عرفانی شرقی است.

در رمان پلوین ، اصلی ترین آنها مهره نیست ، اگرچه آنها ذکر شده است ، و حتی نقاب خورشید و سنگ سیاه نیست ، بلکه رشته هایی است که مردم با آنها روی سیم پیچ خدا زخمی می شوند (در متن با یک نامه کوچک است). “این نخ روح من است ، که متعلق به من نیست ، بلکه متعلق به خداست – و فقط توسط من مانند رنگ نقاشی شده است. جهان توسط من ایجاد شده است. “

پلوین بی نهایت شعور انسان را نشان می دهد ، قادر به نفوذ در دوره ها و اجسام مختلف است ، خواه این کاراکتر امپراتور روم باشد یا خواهرزاده وی واری آویت ، معروف به ایلاگابال. این شخصیت های تاریخی با ساشا بور ، دوست کوبایی دوستش نائومی ، عاشق آمریکایی فرانک ، آنارشیست های شرکت ، شانزدهمین مرجع روسی و دانشمند ترک ، و همراه با ده ها نفر دیگر که در حجم سنگین دیدار می کنند ، چه رابطه ای دارند ، البته بلافاصله روشن نمی شود. بنابراین ، من خواننده را از چنین لذتی محروم نخواهم کرد و همه پیچ و تابهای داستان را آشکار نخواهم کرد.

من فقط در نقاط لنگر صحبت خواهم کرد. آنها جغرافیایی هستند: قهرمان خود را در کوبا ، اسپانیا ، ترکیه پیدا می کند و در میان چیزهای دیگر با قایق بادبانی با نام گویا “شفق” سفر می کند. و موقتی: گویی یک داستان موازی در عصر امپراتوری روم ، جایی که خون ریخته می شود ، مقدسات انجام می شود و جنگ ها در جریان است ، اتفاق می افتد. در همان زمان ، هر دو جنبه جغرافیایی و تاریخی در یک مراقبه مداوم بافته شده اند که در آن واقعیت رقصی بر نقاب خورشید است.

شخصیت اصلی نمایش فوق العاده “زندگی رویایی است” از کالدرون ، سیسموندو که از زندان بیدار می شود ، می فهمد که تمام زندگی قبلی اش ، پر از قساوت ، فقط یک رویا بوده و در راه فضیلت گام برمی دارد. او می گوید: “ما اینجا می خوابیم تا بیدار شویم.” اتفاقاً ، مترجم کالدرون شاعر کنستانتین بالمونت بود که معروف ترین مجموعه او “بیایید مثل خورشید باشیم” نام دارد. در شعری به همین نام ، شاعر اصرار می کند:

بیایید مثل خورشید باشیم! بیایید فراموش کنیم

چه کسی ما را در مسیر طلایی هدایت می کند ،

بیایید فقط آن را برای همیشه به یاد داشته باشیم ،

به جدید ، به قوی ، به خوب ، به شر ،

ما در رویا با طلا به روشنی تلاش می کنیم.

ما همیشه دعا می کنیم غیرخودی ،

در آرزوی زمینی ما!

در خواب است که ساشا از “خورشید شکست ناپذیر” متوجه می شود که خودش می تواند زندگی اش را بسازد ، او را دگرگون کند یا او را ترک کند.

در رمان ، پلوین به طور سرسری به موضوع دردناک سالهای اخیر ادای احترام می کند. بحث هایی در مورد گرتا تونبرگ ، و در مورد فاشیسم ، فمینیسم ، مرد سالاری ، آمریکا ، روسیه ، ترامپ ، پوتین ، اردوغان و البته در مورد ویروس کرونا وجود دارد – جایی که بدون او. خوشبختانه موضوع ماسک ها که به احتمال زیاد قبل از همه گیری با نویسنده به وجود آمده بود ، در خاک حاصلخیز قرار گرفت. با این حال ، به نظر می رسد دستور کار کنونی نویسنده مورد علاقه چندانی نیست. بيانات متعدد فلسفي شخصيت ها در اين كليد كليدي مي شوند ، كه به يك مفهوم نه چندان حجيم ، بلكه كاملاً انتگرالي از ادراك جهان و شخص در آن اضافه مي شوند.

“هانس فریدریش” ، گفتگوی ساشا در هند ، می گوید: “یك رمز و راز است كه هنوز توسط یك شخص حل نشده است.” – شما متولد شده اید ، زندگی می کنید ، بزرگ می شوید – و به تدریج می بینید که چیزهای قابل درک زیادی در وجود شما وجود دارد. در حقیقت – یک راز مداوم. اما جهان مدتهاست که یاد گرفته که افرادی مثل شما را بگیرد. به محض اینکه ماهیت معما را بفهمید ، صد علامت مختلف با نوشته “The Ultimate Exclusive Solution For All For Money Funny” در اطراف شما ظاهر می شود. به یکی از پلاک ها می رسید. در آنجا ، به طور خلاصه ، یک بیل وجود دارد – و دستورالعمل “برای صد سال حفاری”. خوب ، یا صد سال صبر کنید تا همه چیز خود به خود کنده شود ، فقط یادتان باشد که به معبد کمک مالی کنید … “.

چگونه می توانم درک کنم که چرا زندگی می کنم و معنای زندگی من چیست؟ – این سوال وجودی ، در واقع ، پلوین را نگران می کند. فقط نگاه او تا حدودی با سارتر و کامو و حتی با بردیاف متفاوت است. اما واقعیت وادیم زلاند به Transurfing بسیار نزدیک است. آنقدر نزدیک که گاهی به نظر می رسد این نویسنده یکسان نیست – وادیم زلاند و ویکتور پلوین؟ بالاخره هر دو منزوی هستند. در مدل ارائه شده واقعیت زلاند ، هر شخص قادر است سرنوشت خود را انتخاب کند ، با استفاده از ذهن و تخیل خود – یک پروژکتور فیلم شخصی ، که از طریق فیلم های ذهنی پیمایش می کند. اگر مرتباً یک فیلم ذهنی درباره زندگی مورد نظر خود “فیلمبرداری” کنید ، آن وقت تحقق می یابد – این اصل آینه واقعیت است. از پلوین می خوانیم:

“تصور کنید که جهان با ساکنان ظاهری آن مانند یک برآمدگی روی صفحه ای است که توسط برخی از وسایل الهی ایجاد شده است. به یک معنا ، نحوه کار این است ، گرچه کلمه “دستگاه” در اینجا چندان مناسب نیست. پروژکتور خورشید شکست ناپذیر ، یک ماشین متحرک که صفحه انسانی واقعیت را تولید می کند ، کاری را انجام می دهد که هیچ دستگاه طرح ریزی زمینی نمی تواند انجام دهد: یکی از چهره های توهمی را انتخاب می کند و به آن یک صفحه کنترل توهم می دهد. پیکره کنترل کاملی بر پروژکتور پیدا می کند. او آن را خاموش و سپس دوباره روشن می کند ، و تبدیل به یک خالق و بازسازی کننده واقعی جهان می شود. او این کار را با همان سهولت خنده دار تولید مثل انسان انجام می دهد. مرد در حال رقصیدن است. رقص او دنیای قدیم را از بین می برد ، و دنیای جدیدی ایجاد می کند – بسیار شبیه ، اما متفاوت. علاوه بر این ، یک شخص می تواند پروژکتور را کاملاً خاموش کند و در این صورت جهان از بین می رود و ماهیت الهی کشیده شده در آن آزاد می شود. بنابراین ، “خورشید شکست ناپذیر” با اراده خودش شکست ناپذیر خواهد شد. “

در “خورشید شکست ناپذیر” یک طرح پیچیده معروف وجود دارد ، با قتل ، جستجوی اسرار ، احساسات و فراق ، اما اول از همه این یک رساله فلسفی است ، که با جستجوی ابدی یک منبع منحصر به فرد مهر و موم شده است.

تقریباً هر شخصیت ، اعم از ملی پوش روسی غیرمتعارف الکسی یا مونولوگ تراجنسیتی کندرا ، دارای مونولوگ های همپوشانی است که معنای کلی آن با استدلال زیر تعیین می شود: “جهان ما مانند پارچه ای است که ما در آن نخ هستیم.”

پلوین غالباً به بدبینی متهم می شود ، اما در رمان “خورشید شکست ناپذیر” او به هیچ عنوان یک زن بدبین نیست ، بلکه یک اخلاق گرا است. هرچه به انتهای کتاب نزدیکتر باشد ، اغلب تأملات طولانی تری درباره جهان و انسان در آن به گوش می رسد. واری معتقد است: “تجربه من از این جهان همان چیزی است كه آن را ایجاد می كند.” “اسبی که در زیر پنجره نگاه می کند و افرادی که زیر پنجره خش خش می کنند نیز از موقعیت خود در ایجاد فضا شرکت می کنند و همه این رشته ها از طریق سنگ به هم متصل می شوند ، مانند اشعه هایی که از یک نقطه عبور می کنند.”

به طور کلی ، پلوین می داند چگونه شیفته و دسیسه کند ، و حتی اگر گاهی آزار دهنده باشد ، ارزش خواندن او را دارد – البته فقط برای فرو رفتن در فضای تخیل ، که در ادبیات مدرن چندان نیست.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>