کارگردان فیلم “مترسک” دیمیتری داویدوف گفت که چگونه مدرسه و سینما

را با هم تلفیق می کند. دیمیتری فیلم های خود را در زادگاهش آمگینسکی زادگاهش می گیرد و روستاییان عادی بازیگران او می شوند. آنها عاشق عمل هستند و منتظر دعوت شدن نیستند ، آنها خودشان را یادآوری می کنند. اولین فیلم دیمیتری “آتش سوزی در باد” در بیش از 20 جشنواره بین المللی فیلم شرکت کرده است. در میان آنها – بزرگترین در جشنواره فیلم آسیا بوسان ، نمایش فیلم در مونیخ. این فیلم نامزد اسکار استرالیا شد. و تصویر “هیچ خدایی جز من نیست” تابستان گذشته برنده جشنواره فیلم ویبورگ “پنجره به اروپا” شد.

دیمیتری داویدوف 10 سال آرزو داشت فیلمبرداری “مترسک” را انجام دهد. شخصیت اصلی یک شفا دهنده است که موهبت نجات افرادی را دارد که با او تحقیر می کنند. والنتینا رومانوا-چیسکایرائی ، خواننده قومی یاکوت ، هنرمند برجسته جمهوری ساخا ، تکنواز تئاتر واریته دولتی یاکوتیا ، آن را بازی کرد. او برای اولین بار در یک فیلم بازی کرد و در “کینوتاور” جایزه بهترین بازیگر زن به کار او اعطا شد.

بعد از اولین نمایش “مترسک” با دیمیتری داویدوف صحبت کردیم.

– شما در یک روستا متولد شده و زندگی می کنید و فیلمهای خود را در آنجا فیلمبرداری می کنید. این خواسته از چه زمانی نشات گرفته است؟

– من یک معلم هستم ، و کار مدرسه من به این واقعیت منجر شد که ما شروع به شلیک چیزی با دانش آموزان کردیم. در سال 2012–2013 ، هنگامی که همه دوربین و دوربین می گرفتند ، یک رونق یاکوت وجود داشت. سینمای یاکوت برای مخاطبانش جالب شد. فیلم ها شروع به اکران کردند و حتی در گیشه نیز چیزی بدست آوردند. این از یک طرف است ، اما از طرف دیگر – من از کودکی شعر می نوشتم ، سپس به داستان روی آوردم. این امکان وجود داشت که کاملاً وارد ادبیات شوید ، یا سعی کنید با بیننده با زبان سینما صحبت کنید ، که این به یک پدیده بزرگ در یاکوتیا تبدیل شده است. معلوم شد که ساده ترین راه کارگردانان ما برای صحبت و ارتباط با مخاطب است. و به نوعی بلافاصله به سینما رفتم. او در سال 2014 از دانش آموزان امتناع ورزید ، افراد پیر را جمع کرد و ما اولین فیلم “آتش سوزی در باد” را فیلمبرداری کردیم. سپس فیلم های دوم و سوم به نمایش درآمدند. حالا من فکر می کنم آیا ارزش عکسبرداری بیشتر دارد یا خیر.

– احساس می کنید باید کمی استراحت کنید و راه دیگری را طی کنید؟

– فکر می کنم در فیلم اول همه چیز را گفتم و شروع به تکرار می کنم ، نمی توانم اظهارات نویسنده را بیان کنم. چه فایده ای دارد که اگر دوباره نتوانم خودم را کاملاً آشکار کنم ، تصویر بعدی را شلیک کنم؟ من باید مثل یوری بیکوف متوقف شوم و به این فکر کنم که بعد چه حرفی بزنم.

– در فیلم ها ، شما خودآموز هستید. آندری زویاگینتسف نیز تحصیلات کارگردانی ندارد و او دائماً به موزه سینما می رفت و فیلم های آنجا را تماشا می کرد. از چه چیزی می آموزید؟

– سعی می کنم روزی یک فیلم از طریق اینترنت تماشا کنم. این عمدتا سینمای نویسنده است. من تماشای سینمای روسیه را متوقف کردم ، اگرچه اولین های سال گذشته را دیدم. من نویسندگان اسکاندیناوی و ایسلندی را بیشتر دوست دارم. ذائقه من کمی سخت می شود و پیدا کردن فیلم هایی که برای من جالب است سخت و دشوارتر می شود. سال گذشته ، من از یک فیلم سوئدی شوکه شدم. آنها می دانند که چگونه خیلی سخت درباره مشکلاتشان صحبت کنند. من خیلی به این علاقه دارم. دیمیتری داویدوف با جوایز هیئت داوران و منتقدان. عکس: سرویس مطبوعاتی Kinotavr

– وقتی از دبیرستان فارغ التحصیل شدید ، چه چشم اندازی وجود دارد؟

– گزینه خاصی وجود نداشت. همکلاسی هایم تحصیلات متوسطه و عالی را فرا گرفتند و من این امکان را داشتم که به سربازی بروم یا تحصیل کنم. من به عنوان معلم دبستان تحصیلات آموزشی را دیدم و سپس این س questionال مطرح شد: چه باید کرد؟ چاره ای نبود. به روستای خود بازگشتم. پس از آن دیگر جایی برای معلم دبستان نبود و من به عنوان روانشناس و سپس به عنوان رئیس سازمان کودکان استخدام شدم. ما یک باشگاه برای کودکان میانسال و بزرگتر ترتیب داده ایم. بعداً معاون مدرسه و مدیر آن شدم. وی چهار سال در این سمت کار کرد و تحصیلات را رها کرد و کارآفرین شد. من در حال حاضر به عنوان معلم دبستان کار می کنم.

– بار زیادی دارید.

– من معلم کلاس چهارم دبستان هستم و همه موضوعات اصلی را تدریس می کنم ، به جز هنرهای زیبا و موسیقی ، جایی که معلمان منفرد وجود دارد. من 23 دانش آموز در کلاس خود دارم. امسال آنها تحصیلات خود را به پایان می رسانند ، و در بهار فکر می کنم که آیا در مدرسه بمانم یا نه ، دانش آموزان بیشتری بگیرم یا بروم.

– آیا به کار در مدرسه علاقه دارید؟

– من یک خانواده ، دو فرزند کوچک دارم. پسر امسال به کلاس اول رفت ، دختر – در کلاس سوم. من به یک حقوق منظم نیاز دارم و مدرسه آن را می دهد. و بنابراین من همه در فیلم ها هستم. اگر فرصتی برای کسب چیزی با ساخت فیلم وجود دارد ، پس می توانید کاملاً به آن بپردازید. ترکیب مدرسه و سینما دشوار است.

– آیا سرگرمی شما برای سینما کسی را در مدرسه عصبانی می کند؟

– صادقانه بگویم ، والدین نسبت به این واقعیت که اکنون آغاز سال تحصیلی است ، ابراز ناراحتی می کنند و من به جشنواره رفتم. وقتی من به عنوان مدیر مدرسه کار می کردم ، خودم فهمیدم که ترکیب آن غیرممکن است. من زیاد سفر کردم و این باعث حواس پرتی من از کارم شد ، بنابراین خودم کارگردانی را رها کردم و نزد یک معلم رفتم.

– اما دانش آموزان شما احتمالاً تعجب می کنند که معلم آنها نیز در حال ساخت فیلم است؟

– آنها برای من کوچک هستند. آنها 9-10 ساله هستند. آنها دنیای خاص خود را دارند.

– زندگی به شما حق انتخاب می دهد.

– به هر حال من این سال تحصیلی را تمام می کنم. من باید دانش آموزانم را فارغ التحصیل کنم و سپس در مورد چگونگی زندگی فکر کنم.

– جالب به نظر می رسد: همه در مدرسه از سرگرمی شما راضی نیستند ، اما بسیاری از آنها می خواهند در فیلمبرداری شرکت کنند؟

– بله ، اما این روستاییان هستند که به بازیگران دائمی من تبدیل شده اند. آنها به نوبه خود دوستان خود را به سایت دعوت می کنند. جامعه افرادی که مایل به فیلمبرداری هستند در حال رشد است.

– آیا کار با هم روستاییان سخت است؟ آنها بازیگر نیستند

– در حال حاضر تعدادی از بازیگران هستند که یاد گرفته اند چگونه برای دوربین کار کنند. اکنون من به دنبال تصاویر در روستاهای دیگر هستم. من نگاه می کنم که مردم چگونه نگاه می کنند ، چگونه راه می روند و صحبت می کنند. البته ما به آنها یاد می دهیم ، اما من همیشه سعی می کنم نقش را با شخص خاصی تطبیق دهم. هرکسی می آید و چیزی از خودش می آورد. ما هیچ تمرین نداریم. من مثلاً دعوت می کنم تا ساعت 7 صبح بیایم. ما در حال آماده شدنیم. من صحنه را توضیح می دهم ، نژاد. ما این یک و نیم تا دو ساعت را صرف می کنیم. ما 20 بار انجام می دهیم. هنگامی که فرد خسته می شود ، در روز 15th همه چیز شروع به کار کردن برای او می کند ، نگاه صادقانه به نظر می رسد. و در اولین یا دومین بازی ، بازی هنوز احساس می شود. اصولاً کار با آنها راحت است.

– آیا هرکسی با لباس خودش فیلم می گیرد؟

– من یک طراح تولید ، پرده ، آرایشگر دارم. همه محلی من در ابتدا تعریف می کنم: لباس ها باید مثلا ساده باشند ، شما به کت زمستانی ، شلوار ، چکمه های نمدی احتیاج دارید. اگر چکمه های خود را دارید ، آنها را بیاورید. و بازیگر آماده آمدن به صحنه است. در غیر اینصورت ، ما به دنبال گزینه هایی هستیم ، خودمان آن را می پوشیم.

– شما یک فیلمبردار حرفه ای ایوان سمیونوف ، تحصیل کرده در سن پترزبورگ دارید که قبلاً 23 فیلم را فیلمبرداری کرده است. شما دائماً با او کار می کنید. دوربین از کجاست؟

– ما این دوربین را در یاکوتسک گرفتیم. ما در حال تلاش برای رشد هستیم ، می فهمیم که اگر فیلم بعدی را فیلمبرداری کنیم ، باید یک دوربین در مسکو اجاره کنیم.

– آیا همکاری با همکاران وجود دارد؟

– در یاکوتیا؟ بله ما دوست هستیم. ما باشگاهی از کارگردانان و تهیه کنندگان مستقل داریم و ارتباط خود را ادامه می دهیم. یک اتفاق بزرگ برای ما این است که امسال موفق شدیم با رئیس جمهوری خود دیدار کنیم. از سال 2017 تاکنون هیچ حمایتی نداشته ایم و اکنون آنها سرانجام اعلامیه خواهند کرد. من ادعاهای بزرگی نسبت به خودم ، نسبت به تصویر ، صدا ، تاریخ دارم. وقتی یک فیلمنامه می نویسم ، در ابتدا همه کارها را در اتاق ، در یک مکان انجام می دهم ، زیرا به دلیل کمبود بودجه ، حتی نمی توانم یک گروه را حمل کنم. اگر بودجه وجود داشته باشد ، پس داستان های من احتمالاً گسترده تر خواهند بود. من نمی دانم که آنها بهتر یا بدتر خواهند شد. هنوز از فیلم “مترسک” است. عکس با مجوز از گروه فیلم

– مترسک از کجا فیلمبرداری شده است؟

– در یک ساختمان مسکونی ، در حیاط آن خانه جدید دیگری ساخته شده است. ما مجبور بودیم طوری کار کنیم که او دیده نشود. همه خیابان ها ، بیمارستان و مغازه ها واقعی هستند. ما همه چیز را در ده شیفت فیلمبرداری کردیم.

– آیا افراد به صورت رایگان کار می کنند؟

– من به بازیگران ، فیلمبردار ، هنرمند ، تدوین گر حق امتیاز پرداخت می کنم. کل بودجه من صرف دستمزد می شود. راه دیگری وجود ندارد. و در اولین تصویر “آتش سوزی در باد” او پرداخت. من پولم را خرج کردم ، وام هایی وجود داشت.

– به شما بی اعتمادی ندارید؟

– از طرف مردم عادی؟ نه همه از من تعریف می کنند. من در جمهوری خود بسیار مشهور شدم. همه بالا می آیند و می پرسند فیلم بعدی چه زمانی است.

– آیا اولین داستان های خود را در یاکوت نوشتید؟ آیا شما یک فرد دو زبانه هستید؟

– من یاکوت را می فهمم ، می توانم چیزی بگویم ، اما سعی می کنم روسی صحبت کنم ، زیرا خانواده پدر و مادرم روسی صحبت می کردند. من تحصیل کردم و اکنون در یک مدرسه روسی زبان کار می کنم. ما مدارسی داریم که کودکان در آن به زبان مادری خود می آموزند. من چهار نفر از آنها را در روستا دارم. هر مدرسه 450-500 دانش آموز دارد. همسر من یک یاکوت است و در خانه ما یا به زبان روسی یاکوت صحبت می کنیم. 50 تا 50. من خودم نیمی از یاکوت هستم ، اگرچه ظاهر اسلاوی بیشتری دارم. اما برادر بزرگتر من تیره تر و آسیایی تر است.

– وقتی شما را برای اولین بار دیدم ، بسیار تعجب کردم. هیچ چیزی در مورد شما یاکوت وجود ندارد.

– اکنون ازدواج های مختلط زیادی وجود دارد ، تقریباً یاکوت های خالصی باقی نمانده است. از سال 1980 تاکنون مخلوط زیادی انجام شده است. در یاکوتسک مشکل این است که همه سعی می کنند روسی صحبت کنند. وقتی در آنجا فیلمبرداری می کردم ، به موارد اضافی نیاز داشتم که با یاکوت صحبت می کردند و یافتن آنها مشکل بود. افرادی که زبان یاکوت را به خوبی می دانند عمدتا در مناطق شمالی باقی مانده اند.

– آیا فرهنگ یاکوت را به خوبی می شناسید؟

– بله آیین ها ، تعطیلات ، سنت ها ، نگرش به ایمان ، کار. من در یاکوتیا به دنیا آمدم و بزرگ شدم. همه اینها در مردم حفظ می شود. ایمان و ارتباط با طبیعت به ویژه قوی است. قبل از رفتن به شکار یا ماهیگیری ، مردم از ارواح می پرسند تا خوش شانس و شکار شوند.

– شما می توانید در بازیگر خود والنتینا رومانوا انرژی قدرتمندی احساس کنید. به نظر می رسد او یک شمن است

– این در آن وجود دارد. وقتی به دنبال یک بازیگر می گشتم ، در youtube نگاه کردم که چگونه والنتینا آواز می خواند. او می تواند روی صحنه به یک خلسه برود. به همین دلیل بلافاصله متوجه او شدم. او همچنین یک بازیگر غیر حرفه ای است. ما سعی کردیم با او در صحنه ها ، عبارات ، حرکات کار کنیم ، اما احساس محدودیت کردم. مجبور شدم کمی فیلمنامه را تغییر دهم تا از محاوره پردازی بیش از حد دست بکشم. من به او آزادی دادم ، پیشنهاد کردم همه کار را همانطور که می بیند انجام دهد.

– درک جهان در بین تماشاگران یاکوت غیرمعمول است. آنها چیزهایی را می بینند که هرگز به ذهن ما خطور نمی کند.

– ما یک بیننده بسیار جالب در یاکوتیا داریم که می تواند چیزی از خود ببیند. اما اخیراً او بسیار طلبکار شده است. اگر قبلاً او سینمای ما را به طور کامل می پذیرفت ، اکنون انتقادهایی وجود دارد. سطح بالایی از ما انتظار می رود ، اما ما نمی توانیم آن را ارائه دهیم. ما به سقف رسیده ایم و از نظر فنی ، هنوز نمی توانیم بالاتر بپریم. و بیننده منتظر پرش به بالا است. 28 فیلم در یاکوتیا اکران می شود. در زمستان ، احتمالاً 20 نفر دیگر حذف خواهند شد. حجم بسیار زیادی.

– آیا کمدی آنا یانوفسکایا “زندگی جالب” درباره رونق سینما یاکوت را دیده اید؟

– او با من تماس گرفت ، می خواست من را به شخصیت اصلی تبدیل کند. من مخالفت نمودم. من تازه از دولت ما دلخور شدم. همانطور که به من گفتند ، آنا به یاکوتیا آمد ، از وزارت فرهنگ ما بازدید کرد و یک میلیون روبل به او داده شد. و وقتی برای این فیلم پول خواستم ، من را رد کردند. برای فیلمسازان مسکو بودجه بلافاصله پیدا شد ، اما ما بی فایده بودیم. من هنوز فیلم او را ندیده ام. او داستانی است ، با درج های مستند. و آنها مستندهایی درباره من ساختند.

– در سطح جهان چه می خواهید؟

– فیلم مورد نظرم را بسازید. هنوز کار نمی کند دوست دارم مسائل مالی حواسم پرت نشود بلکه مشکلات هنری را حل کنم. دوست دارم فیلم های روسی را به زبان های مختلف تماشا کنم. روسیه به 146 زبان صحبت می کند ، بنابراین من به فیلم “رودهای عمیق” ساخته ولادیمیر بیتوکوف ، فیلمبرداری شده در کاباردینو-بالکاریا علاقه مند هستم. مهم این است که افرادی که پیشرفت فیلمبرداری به آنها بستگی دارد نه تنها به پایتخت ها بلکه به مناطق نیز توجه داشته باشند. در بوریاتیا و باشکیریا ، در مناطق دیگر ، آنها شروع به تیراندازی کردند و می خواستند تیراندازی کنند ، اما مقامات محلی به آنها می گویند: “با مسکو تماس بگیرید.” و مسکو پاسخ می دهد: “شما در اینجا فرصتی ندارید ، به صورت محلی کار کنید.” من می دانم که مردم در ایرکوتسک و تیومن به هیچ وجه نمی توانند فیلم بسازند. و ما خیلی خوش شانس بودیم. نوعی موج در راه است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>