“Snuffbox” برای اولین بار در روسیه است که توسط کارآگاه آگاتا کریستی

روی صحنه رفته است

آگاتا کریستی پای خود را تنظیم کرده است

کارآگاه در سالن با تعجب شروع می کند: من وارد می شوم ، و – اوه ، وحشت – سالن پر است. چرا تماشاگران زیادی در حال اجرا هستند؟ اما ، با دقت در سالن کم نور ، می فهمم که افرادی روی صندلی ها نیستند ، بلکه مانکن های دور کمر هستند. همه آنها یقه های سیاه و مشکی هستند ، گویی جنبش Black Lives Matter به دیدن مادر رسیده است – و این اکنون آغاز می شود …

– این یک صندلی شطرنج است ، – اولگا آندریکینا ، رئیس سرویس مطبوعات Tabakerka ، برای من توضیح می دهد. – اینکه هیچ احساس پوچی وجود ندارد و احساس تندی وجود دارد.

شوخ تماشاگران در ترکیب е2 – е4 یا برخی از قمارهای کوچک

کارآگاه از پاییز ادامه می دهد: در سالن نیمه تاریک ، با یک قدم ناموفق از دست دادن ، با چنان تصادف می افتم که هرکسی که در آن لحظه در صحنه است ، با وحشت یخ می زند. به هیچ وجه مادربزرگ کارآگاه انگلیسی آگاتا کریستی یک پا به من نداد. اما از آن پشیمان شدم – هیچ شکستگی وجود نداشت ، اما بدون کبودی نیز وجود ندارد

سرگئی بلیایف. عکس توسط Ksenia Bubenets.
شکل>

و در صحنه روشنایی یک دکوراسیون شگفت انگیز وجود دارد: دو ستون در برابر پس زمینه شیشه ای مجلل ، دو مبل چرمی به رنگ زیتون های بیش از حد ، همان صندلی. هنرمند یانا سکست روی یکی از مبل ها نشست. در پاهای او یک لاک پشت است. سالم ، سیاه ، کمی با رنگ فیروزه ای لمس می کند. دقیقاً ده ها حیوان از چنین حیواناتی در اطراف خانه وجود دارند (من حساب می کنم). این حیوانات خاص ، توتمی هستند ، اما بیشتر در مورد آنها وجود دارد. چپ و راست – متقارن مقابل یکدیگر: یک قفسه بلند با شاخ و برگ در سمت راست ، و با شراب – در سمت چپ. با توجه به تعداد بطری ها ، که به طور متقارن در نوار شراب مرتب شده است ، نوشیدنی های زیادی وجود خواهد داشت. شما در اینجا ، در جزیره هندی خواهید نوشید ، جایی که به دعوت میزبانان ، ده مهمان وارد می شوند (لطفا توجه کنید) ، یا با میزبانان یا با یکدیگر ناآشنا باشید.

از DOSSIER “MK”

آگاتا کریستی این نمایشنامه را در سه اقدام “و هیچکس نبود” در سال 1943 نوشت. پیش نمایش در سپتامبر همان سال در تئاتر نیو ویمبلدون در لندن برگزار شد و دو ماه بعد این اجرا به تئاتر سنت جیمز منتقل شد. این اثر بازبینی خوبی دریافت کرد و در 260 اجرا انجام شد. همچنین در برادوی تحت عنوان ده هندی کوچک (426 اجرا) روی صحنه رفت. و چه مدت او در برابر اقتباس ها مقاومت کرده است ، حرفی برای گفتن ندارد.

عکس توسط Ksenia Bubenets.
شکل>

در روسیه ، این اولین اجرای تئاتر است. ولادیمیر ماشکوف مدت ها است که برای یک کارآگاه ، که یکی از صدها کارآگاه برتر جهان است ، آماده می شود و از منظر علمی به او نزدیک می شود. وی افرادی را به دور از تئاتر به عنوان نویسندگان نسخه صحنه خود دعوت کرد – طراح مد والنتین یوداشکین (اگرچه او دو فصل پیش موسیقی “بانوی منصفانه من” را در اسنف بوکس پوشید) و کاملا غیرمنتظره ای از مجسمه ساز الکساندر راکاویشنیکوف. این او بود که یک مجموعه التقاطی دیدنی و جذاب را ساخت ، جایی که هنر نفیس نفیس با لوسترها همزیستی ، با انشعاب آنها یادآور مرغهای آهو است و اتاق نشیمن با چهره هایی از حیوانات ، ماهی ها و پرندگان تزئین شده است. این توتم های هندی است که نمادی از خیر و بدی است که در فرد پنهان می شود. و آنها با قهرمانان این نمایشنامه مطابقت دارند.

ده سرخپوست کمی به شام ​​رفتند ، یک نفر ناگهان خفه شد

برای حدود پنج دقیقه ماشکوف آخرین تنظیمات را روی صحنه “زبان پرنده” خود انجام می دهد – کسانی که موضوع ندارند به هر حال چیزی نمی فهمند.

– ما باید سازگار شویم (با دستان خود نشان می دهد – چه کسی ، چه کسی را با آن سازگار می کند و چگونه).

بازیگر بوریس پلوتنیکوف ، همکارانش او را تحسین می کنند. با نگاهی به چهره باریک این بازیگر محترم ، تعجب می کنم: “و چگونه در چنین صدایی قدرتمند ، عمیق و زیبا رنگی قرار می گیرد ، که قهرمان وی – قاضی لارنس وراگراو – میهمانان دعوت شده به جزیره هند را بی حس می کند.” ماشکوف به گروهی از هنرمندان جوان: “بچه ها ، هندی ها ، بیایید نسخه جدیدی از Plumage را امتحان کنیم. مثل یک محاوک در بین لژیونرهای رومی. ” شروع شدن. بیا بریم!

و رعد و برق منفجر شد ، و با غرش روی صحنه غلتید ، و جزیره ترک خواهد خورد. خنده شیطانی قاضی ، که از اعماق صحنه حرف می زند:

– همه چیز درست شده است. همه چیز مثل یک قافیه در حدود ده هندی کوچک معلوم شد. این دیوان عدالت است.

– همه چیز ، همه چیز. کافی. فقط میکرون را اضافه کنید ، – این ماشکوف است که از تماشاگران طبقه بالا به مهندس صدا فریاد می زند و صدای کاملی را بدست می آورد.

به نظر می رسد این یک قطعه از پایان است ، اما کدام یک؟ برای آگاتا کریستی ، پایان های رمان و نمایشنامه متفاوت است. اما شیطنت ترسناک با بی دقتی جذاب نور صحنه بعدی بازی جایگزین می شود – میهمانان شروع به ورود به قلعه در جزیره می کنند. آنها با خدمتگزاران مورد استقبال قرار می گیرند – یک زوج متاهل آقای و خانم راجرز ، که ارتباط برقرار نمی کنند ، اما سگ ها هستند

– ایستادن ، ایستادن به آشپزخانه ، – دستور آقای راجرز (ایگور پتروف) را صادر می کند. پلاستیک خانم راجرز (یانا سکست) بیشتر از او صحبت می کند تا کلمات “رشوه” – مخفیانه و ناسزا.

زیبایی باریک ، وزیر جوان ورا کلیایتورن (آنیا چیپوفسکا) با اولین راهپیمایی آسان خود را از دست می دهد. در کنار او یک آقایی با کلاه و پالتو پهن و هوای یک ماجراجو – فیلیپ لومبارد (یوجین میلر) با اطمینان در مقاومت ناپذیری خود قرار دارد.

منشی:

– آیا قبلاً اینجا بوده اید؟

آقایان:

– نه ، اما من چیزهای زیادی در مورد این مکان شنیده ام. این خانه توسط جانی برور ، دوست قدیمی من ساخته شده است. این یک داستان بسیار غم انگیز است.

– درباره عشق؟

– درباره او ، لعنتی. او پسر ثروتمندی بود ، عاشق لیلی لوگان معروف شد. این جزیره را خریده و کاخی برای او ساخته است. احاطه شده توسط جدائی از سرخپوستان …

به زودی هشت شخصیت دیگر آگاتا کریستی به شرکت آنها می پیوندند – ژنرال ، مبارز مهربان (سرگئی بلهایف) ، همه و همه چیز ، خانم امیلی برنت (آلنا لاپتوا) ، خانم خاکستری دکتر آرمسترانگ ، مردی عجیب و غریب که بیشتر شبیه ویولن تور (ویتالی ایگوروف) است. ) و همچنین قاضی فوق الذکر دربار سلطنتی (بوریس پلوتنیکف) ، کارآگاه بلور ، به دلایلی در نقش معدنچی طلا (سرگئی اوگریوموف) و آنتونی جوان پلیبوی ، از طرفداران اتومبیل های شیک (ولادیسلاو میلر) ظاهر می شود. شیرین ترین شرکت ، آماده برای تمام لذت های جهان است.

– خدای من ، چقدر دوست داشتنی! – منشی پر از احساسات و فوق العاده زیبا است. در صحنه-صحنه بعدی ، او لباس سبز خود را برای یک توالت پشت باز نفس گیر ، که اتفاقاً باید بپوشد ، تغییر دهد. Chipovskaya می داند که چگونه: شانه های برهنه توسط سرخس سفید دزدیده شده پوشانده شده است

در حین مداخله از چیپوفسایا سؤال خواهم کرد – آیا او در زمان ما چنین توالتهایی می پوشید؟ به نظر می رسد که برای آنها ایجاد شده است. و این چیزی است که آنیا به من پاسخ خواهد داد: “بله ، مد زنان در آن روزها به طرز غیرعادی ظریف ، پیچیده و بر کرامت تأکید می شد. اما جهان بینی و روحیه جامعه هنوز هم تا حدودی متفاوت بود. لباس های من در نمایشنامه یک siluette باورنکردنی دارند ، اما در زندگی نمی توانم آنها را بپوشم. چون این من نیستم ، این مال من نیست. “

– شما شایان ستایش هستید ، – آقای لومبارد را که توسط او رانده شد ، تحسین می کند. همه می خندند ، یکدیگر را طعنه می زنند ، با نشان دادن طنز انگلیسی. در اینجا ده یا ده نفر وجود دارد ، ده حیوان توتم و ده سرخپوست کوچک – مجسمه های سبک آنها در پشت سر یکدیگر روی شومینه صف کشیده شده است. همه چیز مانند قبل از توپ جمع شده است. اما ناگهان صدایی بیرون می آید:

– خانمها و آقایان ، لطفا ساکت باشید. شما به جرایمی که در زمان های مختلف مرتکب شده اید متهم می شوید.

و همچنین لیست پایین – چه کسی ، چه زمانی و چه کسی مسئول مرگ است. از این لحظه به بعد ، زندگی این آقایان به جهنم تبدیل می شود. آنها با تمام دنیا از کنار دریا قطع شده اند و آنها با انتقام ناشناخته تنها مانده اند. وی هر یک از آنها را به قتل بدون مجازات متهم کرده و تهدید به قصاص می کند. او کیست؟ قهرمانان باید سرنوشت قهرمانان کوچک درمانده از شمارش معکوس بی رحمانه را تکرار کنند. و در اینجا پیمایشی با متن آن درست بالای شومینه ، جایی که سرخپوستان کوچک در آن قرار گرفته اند آویزان است.

ورا ( می خواند ): ده هندی کوچک برای صرف شام نشستند ، یک نفر خفه شد و نه نفر دیگر.

Marston ( می خندد ): مسخره!

راجرز وارد می شود و بی سر و صدا به داخل دفتر می رود.

ورا: نه سرخپوست کوچک ، با خوردن غذا ، سر خود را تکان دادند. نمی توان از خواب بیدار شد و هشت نفر از آنها باقی مانده است

و به همین ترتیب – طنز سیاه در مورد سیاه سرخپوستان هنگام نوشتن رمان و نمایشنامه به اندازه الان خطرناک نبود. اما حتی پس از آن ، به دلایل صحت سیاسی ، نویسنده جای هندوانه ها را با هندی ها جایگزین کرد ، اگرچه این دسته بندی ها در اتاق شمارش باقی مانده بودند.

ایگور پتروف ، یانا سکست. عکس توسط Ksenia Bubenets.
شکل>

کلمه کلیدی – سرعت 3

از DOSSIER “MK”

کارآگاه آگاتا کریستی ، بی تردید ، بیوگرافی غنی فیلم دارد ، نه فقط تئاتری. این رمان حدود 10 بار فیلمبرداری شده است. اولین اقتباس فیلم ، فیلم آمریکایی And There Was No One Left بود که در سال 1945 توسط رنه کلر فیلمبرداری شد. اقتباسهای بعدی فیلم (1965 ، 1974 و 1989) بیشتر مبتنی بر نمایش بودند تا رمان. فقط فیلم “ده سرخپوست کوچک” ساخته استانیسلاو گووروخین (دو قسمت ، 1987) از عنوان اصلی رمان استفاده می کرد و کاملاً با خط پایان داستان مطابقت داشت. پیش از این در قرن بیست و یکم (2015) ، مینی سریال “و هیچکس نبود” در BBC One منتشر شد ، که اولین اقتباس فیلم انگلیسی زبان بود که از پایان اصلی رمان استفاده کرد. و در ژوئن سال 2020 ، اولین تریلر برای مینی سری جدید “ده نفر از آنها” منتشر شد. حتی بازی رایانه ای آگاتا کریستی: و سپس هیچ کجا ظاهر نشد. اثبات بی قید و شرط از ابدیت طرح جرم و مجازات ، صرف نظر از ژانر. اگرچه این مکان برای کارآگاه است.

چگونه یک کارآگاه بازی کنیم؟ صحنه یک صفحه نمایش نیست ، شما نمی توانید با جلوه های ویژه پنهان شوید. كلمه كليدي در اينجا ، به گفته ماشكوف ، سرعت در يك مكعب است ، اما در تجويد كاراكترها و درام هاي داخلي تداخل ندارد.

وجود چنین شرایط پر سرعت چقدر خطرناک است؟ در حین مداخله ، ویتالی ایگوروف با ایفای نقش پزشک ، سخنان معلم خود اولگ تاباکف را به یاد می آورد:

“بلند و طولانی! – او به ما گفت. – متوقف نشوید ، قطع نکنید! ” به طور کلی ، وجود بدون وقفه در یک داستان کارآگاه بدون آن کاملاً غیرممکن است. اکنون من بیش از هر زمان دیگر به صحت این سخنان اطمینان دارم. ”

در همین حال ، اجساد در حال ضرب هستند ، تعداد سرخپوستان سرخپوشان در شومینه با سرعت هشدار دهنده کاهش می یابد. بعدی کیست – سرهنگ مکنزی یا جوراب آبی مادام برنت؟ وی را می توان در یک صندلی در اثر تزریق مسموم پیدا کرد ، دیگری خانم راجرز که در رختخواب خود بیدار نشده بود. حیوانات توتم در سکوت درگذشت مردم را تامل می کنند. به هر حال ، در مورد حیواناتی که Rukavishnikov با دست خود مجسمه سازی کرده است ، این کار را به دستیاران واگذار نکرده است.

آنها فقط تزئینات نیستند ، بلکه نمادی هستند ، آیینه ای از همه شرکت کنندگان در این رویداد. به عنوان مثال ، گرگ ، که در اسرع وقت توسط مردم فراخوانده نشده است – یک کفتار شمال ، یک خرس کوهی ، یک دیو جنگل ، یک گلوتن ، شیطان. هندی ها معتقد بودند که گرگ پیام دهنده ای است بین دو جهان – دنیای واقعی و دنیای ارواح. ولورین صاحب این توتم را با کیفیتی خاص به وقف می اندازد – او ناامیدانه برای آخرین زندگی خود می جنگد ، و آماده نیست تا با یک وضعیت ناامیدکننده کنار بیاید. درست مثل آقای لومبارد. و چه در مورد anteater؟ انسان ضد هوایی خطرناک ، چابک ، مدبر و دارای واکنش سریع است. آیا این یک قاضی است یا؟ ..

توجه داشته باشید که جانوران تسلط دارند و حیف است که از این تالار نمی توان دید که چگونه سکه های موجود در کشتی جنگی با دقت کار می شوند و بدن فرو رفته آن را می پوشانند. تصادفی نیست که هارو در مرکز صحنه آویزان باشد – این پرنده زیبا از طعمه از خانواده شاهین ، توسط هاله ای از شهرت محاصره شده است. هندی ها معتقد بودند که یک ضربه از منقار او برای خرد شدن جمجمه مرد کافی است. نه ، او بیشتر قاضی است. به طور کلی ، یک جدول کلمات متقاطع جامد. ناگفته نماند پیراناها ، که گله آنها در چشم چشمی که بر پیکر آن مرحوم خنجر خورده بود ، قبل از دفن در دریا غوطه ور بودند. اسکلت سازی فوری است ، هیچ گوشتی جارو برقی نمی گذارد. تصاویر حیوانات به کشف آنچه واقعاً در بین مردم اتفاق می افتد کمک می کند. بعداً معلوم می شود که ارتباط بین جهان بشر و حیوانات توسط ولادیمیر ماشکوف به طور اتفاقی تصور نشده است.

آنیا چیپوفسکا. عکس Ksenia Bubenets.
شکل>

مورمور همه چیز ماست

بازیگران برای استراحت می روند و من و ولادیمیر لوویچ در مرکز سالن می نشینیم.

– آیا قرار دادن کارآگاه روی صحنه جهنم است؟ آنچه را که معمولاً فیلمسازان استفاده می کنند در دست ندارید. همه چیز در اینجا و اکنون اتفاق می افتد.

– جهنمی وجود ندارد. اما ما یک فرصت دیگر داریم: تمام توجه ما به موقعیت متمرکز می شود زیرا جلوی چشمانمان آشکار می شود. من مطمئن هستم که نه شما و نه شخص دیگری متوجه ریختن سم در لیوان آنتونی نشده اید. و او ریخت. از این لحاظ ، یک داستان پلیسی ژانر بسیار سپاسگزارانه ای برای هنرمندان است ، زیرا فرد باید تلاش کند یک وجود درونی بسیار حاد را پیدا کند. و اگر درباره آگاتا کریستی و بازی او صحبت کنیم ، آنگاه بسیار مدرن است: هر دقیقه مدرن تر و مدرن تر است. ما برای صحبت درباره خودمان می رویم – آیا ما خودمان مقصر چیزی هستیم؟ آیا عدالت وجود دارد؟ و چه نوع عدالت را می خواهید؟ آیا باید مجازات شوم یا نه؟ و چگونه یک شخص با دردسر یا جرم زندگی می کند؟ و اینکه چگونه به اقدامی تقریباً قهرمانانه دیگر تبدیل می شود.

یک گروه شگفت انگیز داریم. ژانر کارآگاهی سرعت مطلق و توجه خاص به یکدیگر را طلب می کند. بنابراین ، باید سرعت و ریتم ها را به درستی تجزیه کنید ، هوا بدهید.

– ترسو نیستید. با این وجود ، دوازده اقتباس از رمان کریستی ، که برخی از آنها بسیار موفق هستند ، متوقف نشده اید؟

– مقایسه ها هرگز مرا عقب نمانده است. مدتها پیش شجاعت بیدار شدم و The Passion for Bumbarash را انجام دادم ، گرچه همه فیلم تلویزیونی را خیلی خوب می شناختند. تئاتر به طور کلی ژانر متفاوت ، رنگ های زنده است. یک بازیگر زنده و رویدادهای زنده که در درک آنها اتفاق می افتد. یازده نفر را به زاویه دار کردن یک فضا. همه چیز در این فضا چنان متقارن است ، آثار باستانی برای آن زمان دقیق هستند (وقایع در طول جنگ اتفاق می افتد). به عنوان مثال ، در پرتوی ستون ، در حال حرکت است. به نظر شما این چیست؟

– بله ، من از دست می دهم.

– برای من ، این پرتویی است که جنایتکار واراوار اعدام شد. آن نماد شر یا نه شر که آزاد شد. به طور خلاصه قطعه ای از صلیب.

– رفتار ساکنان موقت کاخ مانند یک گله است که از ترس گم شده است.

– مورمور … این یکی از مظاهر وجود گله در دنیای حیوانات است ، وقتی آنها کاملاً همزمان انجام می شوند تا قربانی از گله خارج نشود. یعنی هرکسی که پشت بسته بسته باشد می میرد.

– معلوم می شود که کل زندگی ما زمزمه است.

– خوب ، بله. چرا تکرار می کنم که ما در حال تلاش برای یک نکته هستیم – “قبول نکنید ، اما یکی را هم رد نکنید.” چون یا بلافاصله چیزی را قبول می کنیم ، بلافاصله چیزی را رد می کنیم. این سرآغاز زمزمه ها است ، وقتی یک قسمت از جامعه به سمت یک افراط می رود ، دیگری به بخش دیگر. سپس مکانها را تغییر می دهند. بحث درباره این یا آن واقعه در زندگی ما باعث سوفل انسان می شود.

اوگنی میلر ، سرگئی اوگریوموف ، ویتالی اگوروف. عکس توسط Ksenia Bubenets.
شکل>

– شما خود را نمی اندازید ، شما معمولاً در وسط می ایستید ، و چگونه می توان این نوع رفتار را از نظر بیولوژیکی خواند؟

– من ، مثل هر کس دیگری ، مشمول یک جنبش خاص هستم. نکته دیگر این است که با تلاش اراده می توانم عصبانیت فوری یا برعکس ناامیدی را در بر داشته باشم. در اینجا لحظه کنترل اراده شخص و شخصیت او وجود دارد.

– به ارتباط فکر کنید: شما داستان کارآگاهی را به عنوان مهمترین کار قرار می دهید.

– من این داستان را خیلی دوست دارم ، مدتها پیش تصور شده بود ، حتی وقتی تازه آمدم ، آن را در بسته نمایشنامه هایی داشتم که دوست دارم آنها را به صحنه ببرم. و سپس زمان و نام – “و هیچ کس نبود” – خود ما را به سمت خود سوق می دهد.

– معلوم شد ، و ما هیچ کس نخواهیم شد؟

– در اینجا شما باید ببینید که در پایان چه خواهد شد. رویدادهای عمل دوم خیلی سریع توسعه خواهد یافت.

یک سؤال جالب – “ده هندی کوچک” چگونه به پایان می رسد؟ از این گذشته ، کریستی در رمان و نمایشنامه پایان های مختلفی دارد. یکی غمناک است – غمناک ، و دیگری پایان خوش. کدام یک از ماشکوف را انتخاب کرد ، که مانند هیچ کس دیگری نمی داند چگونه از تئاتر تعطیلات بگیرد. حتی غم انگیز ، حتی سیاه ، اما یک تعطیلات!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>