میخائیل بوریسوف ، مجری تلویزیون در میانه فیلمبرداری برنامه خود

درگذشت

وی بر اثر ویروس کرونا درگذشت. تقریباً در یک روز در اواسط سپتامبر ، میخائیل بوریسوویچ برای جشنواره به کازان رفت و در آنجا برای کار در هیئت داوران دعوت شد. به نظر می رسید که هیچ چیز مشکلی را پیش بینی نمی کند ، اما ، وقتی به مسکو بازگشت ، حالش بد شد. طبق معمول ، او تصمیم گرفت که سرما خورده باشد ، و شروع به مصرف داروها برای ARVI کرد. حتی روز شنبه ، هنگامی که مشکلات تنفسی به وجود آمد ، میخائیل بوریسوویچ اهمیت زیادی برای این کار قائل نبود و به ضبط برنامه رفت ، در آنجا بیمار شد. یک آمبولانس وارد شد – وی از بستری شدن در بیمارستان خودداری کرد ، سه ساعت بعد حال او بدتر شد و بوریسف به بیمارستان 36 منتقل شد. اسکن ریه نشان داد که 75٪ از ریه ها آسیب دیده است و او فوراً به بیمارستان 52 منتقل شد ، جایی که همانطور که پنج ماه گذشته نشان داد ، شدیدترین بیماران پوکی خارج شدند. اما افسوس ، در این مورد نه – میخائیل بوریسوف دیگر آنجا نیست. با اكاترینا گوسوا. عکس 6 mihailborisov.ru

یک شوچوکین واقعی – این همان چیزی است که همکاران و دانشجویانش در مورد او می گویند. من بلافاصله راه خود را به تئاتر پیدا نکردم: ابتدا وارد مituteسسه معدن شدم ، برای توسعه سنگ معدن و ذخایر غیر فلزی حرفه جدی مهندسی را دریافت کردم و سپس … این توهم بزرگ – تئاتر – مهندس را مجذوب خود کرد ، و او وارد گروه کارگردانی در بخش بازیگری در Shchuk شد … او نمایش هایی را روی صحنه می برد ، بازی می کرد ، آموزش می داد ، بازیگران را تربیت می کرد. و چه اسامی در لیست آموزشی او وجود دارد – Ekaterina Guseva ، Alexander Oleshko ، Alexander Alexander ، Andrey Sokolov ، Anton Makarsky ، Maria Poroshina ، Nikolai Lukinsky.

میخائیل بوریسوف از روی صفحه تصویر نوعی انسان زنده را که زندگی موفقیت آمیز بود حمل کرد. اما خودش تجربه های زیادی را تجربه کرد و سرنوشت او را خراب نکرد. او همسر محبوب خود را زود از دست داد – او در هنگام زایمان درگذشت ، و او به تنهایی پسرش ونیا را بزرگ کرد. یک پسر فوق العاده و با استعداد بزرگ شده است. پس از آن ازدواج دیگری انجام شد ، اما چیزی نتیجه نداد … و تا روزهای آخر خانواده وی یک پسر و یک خواهر محبوب هستند. اما بوریسف در نسل های دیگر ، که همیشه سعی در انجام آن داشت ، ادامه خواهد داد تا بهترین ها را در این حرفه آموزش دهد. وقتی چنین شخصی زندگی را ترک می کند هیچ کلمه ای وجود ندارد. خسارتی سنگین برای عزیزان ، برای مدرسه واختانگف … با الكساندر اولژكو. عکس: mihailborisov.ru

الكساندر اولشكو ، بازیگر:

“این فقط ضرر نیست. این یک ضربه است! قوی ترین ، غیر منتظره … برای یک پسر ، برای یک خواهر ، برای همه دانش آموزان و همکاران میخائیل بوریسوویچ. بینندگان تلویزیون او را به عنوان مجری تلویزیون “لوتوی روسیه” می شناسند و گمان نمی كنند كه بسیاری از اجراها از طریق چشم او تماشا می شود. قلب او را احساس کنید. آنها گمان نمی کنند که بسیاری از بازیگران و بازیگران زن ، مورد علاقه کل کشور ، به لطف بوریسوف در این حرفه حضور داشته باشند! حرفه ای با حرف بزرگ! یک معلم بی نظیر. یک مرد واختانگوف واقعی ، وفادار به هدف ، خانه ، سنت ها ، معلمان و دانش آموزان خود. او دوست ما بود! او به دیدن و درک آنچه که خودش فهمیده بود کمک کرد. راحت ، صمیمانه ، خنده دار ، لمس کردن با او بود. در همان زمان ، او نمایش یا پاساژ را بسیار جدی گرفت. پسر ونیا در مقابل چشمان ما بزرگ شد و به بنیامین تبدیل شد – یک پسر جدی و با استعداد! میخائیل بوریسوویچ بخشی از یک بنیاد قدرتمند ، پشتیبانی و پشتیبانی از مکتب Shchukin است. این یک ضرر عظیم است … دو هفته پیش ما در ورودی سرویس تئاتر واختنگوف دیدار کردیم. من یک پیام ویدیویی مشترک در مورد نحوه حفظ زبان روسی در اینستاگرام ضبط کردم. سپس بوریسوف ، طبق معمول ، برای آموزش به من زنگ زد. ما توافق کردیم که پس از نمایش برتر “کلاه حصیری” به گفتگو باز خواهیم گشت … اکنون برنخواهیم گشت … تسلیت من به خواهر و پسرم … خاطره مبارک. “

Evgeny KNYAZEV ، رئیس مدرسه عالی تئاتر به نام ب- شوکوکین:

“برای من ، این یک ضرر بزرگ شخصی است ، اما برای مدرسه – یک ضرر عمومی است. این ضرر عظیم موسسه ماست ، زیرا میخائیل بوریسوویچ رئیس گروه کارگردانی بود. او صورت ما را مشخص کرد. در حال حاضر ، من حتی نمی توانم آنچه را که اتفاق افتاده درک کنم. البته او فردی بی نظیر بود. هرکسی می تواند بگوید اما من نمی توانم خیلی ساده باشم. آیا می فهمی؟ میشا متفاوت بود ، اما همیشه بسیار با استعداد و متنوع بود. هرکسی با آن تماس گرفته باشد این را به شما می گوید. و من از لحظه ورود به موسسه تا امروز زندگی ام را با او گذرانده ام. و این فقط جلسات گاه به گاه یا کاری نبود ، بلکه دوستی واقعی بود. بنابراین ، مرگ میشا برای من بیش از حد ضرر است.

آخرین باری که یکدیگر را می دیدیم زمانی بود که به صورت آنلاین در حال امتحان کارشناسی بودیم. او این کار را به خوبی انجام داد ، برنامه ریزی کرد. ما توافق کردیم که سال آینده ما کارگردانان کارشناسی را جذب خواهیم کرد ، و در پاییز – یک دوره مدیر. و همه جا او درگیر است. باید … میشا هرگز سرعت خود را کم نکرد و ما دلیلی نداشتیم که فکر کنیم این اتفاق به این زودی ها خواهد افتاد. “ با نیکولای لوکینسکی. عکس: mihailborisov.ru

نیکولای لوکینسکی ، طنزپرداز:

“من در سن 44 سالگی وارد GITIS شدم ، زمانی که میخائیل بوریسوویچ به تازگی ریاست بخش کارگردانی را بر عهده داشت. گرچه من او را فقط از برنامه روسیه لوتو می شناختم. و از همان ملاقات اول من را زد. ما در سخنرانی اول رسماً ملاقات کردیم ، و در آغاز سخنرانی دیگر او قبلاً با نام و نام خانوادگی همه دانشجویانش می دانست. و 30 نفر بودیم – 23 هنرمند و 7 کارگردان. من شخصاً تا پایان دوره همه را به خاطر نمی آوردم. او توجه فوق العاده توسعه یافته ای داشت. میخائیل بوریسوویچ فقط می توانست درس خود را در شوکوینسکی به پایان برساند ، و سپس فوراً تغییر کار داده و با قدرت دوباره با ما سخنرانی کند. این مستلزم استعداد بازیگری است. او این را نیز به ما آموخت.

در سال 2008 ، من در پروژه “پادشاه حلقه” شرکت کردم ، جایی که هنرمندان بوکس می کردند. من با Policemako دعوا کردم. بنابراین میخائیل بوریسوویچ کل دوره را برای من ریشه یابی کرد. من با لرز شدید وارد رینگ شدم ، زیرا میشا 15 سال از من کوچکتر است ، 25 کیلوگرم سنگین تر است و در آخرین مبارزه حریف را ناک اوت کرد. و سپس من به تریبون نگاه می کنم – میخائیل بوریسوویچ و همکلاسی های من با پوسترهایی نشسته اند که بوریسوف آنها را مجبور به نوشتن آنها کرده است. در یکی از این موارد بود – “لوکینسکی احساس درد نمی کند ، لوکینسکی پادشاه حلقه است” ، و از سوی دیگر – “سلام ، پلیسهیماکو ، روی جگر!” اتفاقاً بلافاصله آرام شدم ، خندیدم و برنده شدم. و همه بوریسوف … او یکی از طرفداران اصیل “اسپارتاک” بود. او چیزهای زیادی در مورد حمایت از ورزش می دانست.

من نمی دانم اگر او نبود کجا می شدم. این میخائیل بوریسوویچ بود که مرا به سمت GITIS سوق داد. من تحصیلات تئاتری نداشتم. و در سن 44 سالگی ، فهمیدم که دارم سقف را می زنم. اگرچه کشور در آن زمان من را می شناخت. و او گفت: “نیکولای ، هنر بی پایان است. این کار را بکنید و در عرض نیم سال خودتان خواهید فهمید که چه کاری درست انجام داده اید. ” و همینطور شد پشیمان نیستم من از او بسیار سپاسگزارم. “ با آندری سوکولوف. عکس: mihailborisov.ru

از مصاحبه با میخائیل بوریسوف “MK” (2014)

– “آیا می دانید چرا حتی هنرمندان بسیار خوب هم نمی توانند پخش کنند؟ بله ، زیرا آنها به حفظ متن عادت دارند و در برنامه ها متن با شرایط مطابقت ندارد. بداهه مدام مورد نیاز است. و من یک مدرسه KVN داشتم ، جایی که رفاه بداهه در آن پیشتاز است. “

– “من به یاد می آورم که انتقال به پایان می رسد. جرثقیل پرواز می کند و یک پیکان 200 کیلویی به سر من می خورد. خداحافظی می کنم ، و جریاناتی از خون به صورتم سرازیر می شود. و کاری نمی توان انجام داد – شما باید پخش را پایان دهید. “

– “ما با فضانوردانی که در فضا بودند زندگی می کردیم. ما برای کشتی آنها بلیط فرستادیم. یکی از فضانوردان بیش از صد روبل برنده شد. وقتی او فرود آمد ، ما او را به استودیو دعوت کردیم. “

– “یک زوج متاهل پیر در ماشین چبوکساری برنده ماشین شدند. آنها از خانه دویدند – با روپوش و دمپایی. آنها می ترسیدند که برگزارکنندگان دوباره ماشین خود را بازی کنند. و بنابراین آنها روی تردمیل المپیک دمیدند که به نظر من ، آنها رکورد ورزشی را به ثبت رساندند. “

– “پدربزرگم را به خاطر می آورم که پیجر را برد. و او نمی دانست که این چیست. می گویم: “پیجر روی کمربند پوشیده شده است.” او می پرسد: “چرا؟” من به او توضیح دادم که پیجر فعالیت جنسی مرد را تقویت می کند … “

– “این بازی سرگرمی است. اینجا نمی توانید ثروت بازی کنید. اما می توانید یک میلیون دلار برنده شوید. به طور کلی ، روس ها به روند خود علاقه مند هستند. او شور و شوق شایسته ای را بیرون می آورد. مردم ما دوست ندارند احساسات خود را نشان دهند ، آنها آنها را پنهان می کنند ، مانند بسیاری از موارد. مردم دوست ندارند راز را به نمایش بگذارند ، ما هنوز هم پاکدامن هستیم. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>